loader-img
loader-img-2
بنر بالا - خرید قسطی
پاتوق کتاب

تازه‌های پاتوق کتاب

مشاهده همه

پرفروش ترین کتاب های پاتوق کتاب

مشاهده همه

وبلاگ پاتوق کتاب - معرفی، نقد و بررسی

مشاهده همه
بهترین کتاب‌های طنز نوجوان
بهترین کتاب‌های طنز نوجوان
برای تابستان چقدر برنامه ریزی کرده‌اید؟  از کلاس زبان و ورزش گرفته تا چرتکه و نقاشی ممکن است در لیست کارهایتان باشد اما یک سوال مهم وجود دارد. آیا برای خندیدنتان هم برنامه ریزی کرده‌اید؟ خیلی مهم است که تابستان را با لبخند و حال خوب بگذرانید. به همین دلیل ما اینجا لیستی از کتاب‌های طنز برای نوجوان را آماده کرده‌ایم تا بدون دردسر سراغ خندیدن و مطالعه بروید. کتاب، منشا ویروس خنده شما هم احساس می‌کنید در موبایلتان به اندازه کافی عکس خوب از خودتان ندارید؟ لازمه داشتن یک عکس خوب، لبخند زیباست که قرار است اینجا برایتان تامینش می‌کنیم. فقط اول لنز دوربین موبایل را حسابی تمیز کنید. بعد یکی از کتاب‌هایی که معرفی می‌کنیم را برداشته و به محض خواندن اولین صفحات و لبخند زدن؛ چیک! یک سلفی کم نظیر از خودتان بگیرید. فقط مراقب پر شدن حافظه موبایلتان باشید که با این کتاب‌ها قرار است هزار و یک بار بخندید!   معرفی 13 کتاب طنز مناسب نوجوان ها 1- آمبولانس شتری اوضاع خیلی خراب است. از هر طرف ترکش و خمپاره می‌خورد کنار پایتان‌. عرق کرده‌اید و گوش‌هایتان در اثر صداهای مهیب انفجار به وز وز افتاده. با کلی زحمت چندتا مجروح خودی را جمع کرده و تا کنار آمبولانس رسانده‌اید. معلوم نیست خمپاره بعدی به فرق سرتان بخورد یا به نخل قد بلند کنار دستتان.   راننده آمبولانس ولی ماشین را روشن نمی‌کند. خونسرد نشسته پشت فرمان‌ و می‌گوید: «حاجی گفته تا ماشین پر نشده، حرکت نکنیم!» کتاب «آمبولانس شتری» یک مجموعه داستان ایرانی و بانمک است که سراغ داستان‌های کوتاه از روزهای دفاع مقدس رفته‌ و آن‌ها را باب میل نوجوان امروز نوشته. این کتاب و رزمنده‌هایش آن قدر پر انرژی و پر سر و صدا هستند که خودشان را رساندند به اول لیست معرفی تا به عنوان یک کتاب حال خوب کن خودشان را نشان بدهند. «آمبولانس شتری» را به باحوصله‌ها و بی‌حوصله‌های مجلس توصیه می‌کنیم!  این طوری که بیست داستان کوتاه و خوشمزه جلویتان است. اگر حال داشتید همه کتاب را بخوانید و اگر عشقتان نکشید، یک داستان از وسط کتاب بزنید به بدن تا طنز خونتان افت نکند. «آمبولانس شتری» به قلم اکبر صحرایی نوشته و از انتشارات سوره مهر چاپ و منتشر شده است.   2- ماجراهای من و بقیه تا حالا از مامان و بابا شنیده‌اید که بگویند: «انقدر آتیش نسوزون بچه؟!» ما اینجا یک کتاب آتشین داریم! یک آپارتمان با کلی بچه خوشبخت که کنار هم تا می‌توانند آتش می‌سوزانند و کیف زندگی را می‌برند! این کوچولوهای خوشبخت اولش خیال می‌کنند فقط خودشان هستند که بقیه را اذیت می‌کنند و نخودی می‌خندند ولی اوضاع از وقتی خطری شده که سر و کله یک موجود ناشناخته پیدا شده. حالا آپارتمان یک پارچه در آتش رفته و اتفاقات عجیب و غریبی در آن می‌افتد که کسی برایشان توضیحی ندارد. کتاب‌های آبجی بزرگه را چیزی که معلوم نیست چی هست می‌جود و پاره پاره توی خانه رها می‌کند. چندتا از بچه‌ها می‌گویند کار، کار جن حمام است اما کی جرئت دارد به واقعی بودن چنین چیزی فکر کند؟! مجموعه کتاب هفت جلدی «ماجراهای من و بقیه» از آن کتاب‌های دنباله دار و خنده دار است که در هر جلدش سراغ ماجراهای جدیدی از ساکنین این آپارتمان پراتفاق می‌رود. تا امروز هفت جلد از مجموعه «ماجراهای من و بقیه» به قلم بنفشه رسولیان را انتشارات مهرستان چاپ و منتشر شده است.   3- مرغداری در میدان جنگ خیال کنید جنگ شده. کلی راه را از شهر خودتان کوبیده و رفته‌اید تا لب مرز که در جنگ شرکت کنید. خودتان برای شجاع بودن و مقابله با شرایط سخت جنگی اماده کرده‌اید. توی ذهنتان دست کم یک کلاشینکف خوش دست یا یک تانک بدون رنگ و پولیش گرفته‌اید که بعدها خاطراتش را برای بچه‌هایتان تعریف کنید‌. اما دست آخر چهار پنج تا قاطر بیاورند و بگویند: «قربون دستت، با این چندتا قاطر یه مقدار مهمات جا به جا کن واسمون!» همین لحظه‌ است که رفیقتان با تانک غول پیکرش گاز می‌دهد. شما فقط باید کتاب «مرغداری در میدان جنگ» را ورق بزنید و عاقبت این میدان جنگ را از آن جا بخوانید. کتاب «مرغداری در میدان جنگ» برگرفته از خاطرات طنز رزمندگان لشکر 17 علی ابن ابی‌طالب است که در دفاع مقدس هشت ساله حضور داشتند. این کتاب، داستان‌های کوتاه و طنزش، ماجرای روزهای جنگ را بین چند رفیق صمیمی و خوش خنده روایت می‌کند. «مرغداری در میدان جنگ» به قلم سید سعید هاشمی از انتشارات جمکران چاپ و منتشر شده است.   4- در روزگاری که هنوز پنجشنبه و جمعه اختراع نشده بود! اگر در یک هایپر مارکت همواره تخفیف، شیری از جنگل با رفتار محترمانه پیدا شد که سوالات عجیبی داشت؛ لطفا به درستی همراهی‌اش کنید. یک کاره نگویید برای خرید شیر پاکتی آمده‌اید. می‌دانید چقدر می‌ترسد که شیرها را توی پاکت زندانی کرده‌اند؟ اگر یک نفر دیگر توی خیابان به او بگوید از شیر، آب خنک بخور و نفر بعدی بگوید بچه شیراز است و... خب یال و کوپال شیر بی‌چاره را که بر باد می‌دهید!  به «در روزگاری که هنوز پنجشنبه و جمعه اختراع نشده بود!» یک کتاب معمولی نگویید. بگویید باغ وحش حیوانات سخنگو و هزار قصه! اگر می‌خواهید بدانید در مطب روباهی که مریضش یک کلاغ با ورم پنیری بود، چه خبر شده یا چطور یک خرگوش سفید با شیری گرسنه سر یک میز از تمدن انسانی بحث کردند، این کتاب را بخوانید تا لذت بردن از قصه‌های رنگی و شیرین را تجربه کنید. «در روزگاری که هنوز پنجشنبه و جمعه اختراع نشده بود!» مجموعه‌ داستان‌های کوتاه و طنز از فرهاد حسن زاده است که انتشارات چرخ و فلک آن را چاپ و منتشر کرده است.   5- غول خمره درست است که الان تابستان است و شبانه روز در موبایلمان چرخ می‌زنیم و عشق می‌کنیم ولی بالاخره یک روز که دور نیست، قرار است به لحظه شیرین امتحانات برسیم! دقیقا دارم با شما از حس بیچارگی شب امتحان می‌گویم‌. آن هم امتحان ریاضی. خصوصا وقتی درس ریاضی به معادلات چند مجهولی و سوالات ماشین حسابی رسیده و مغزتان حسابی دود پس داده باشد. واقعا چه می‌شد اگر غول چراغ جادو داشتیم؟ یک غول کار بلد و مهربان که دستمان را می‌گرفت و می‌گفت: «ارباب عزیزم! تاج سرم! تو فقط توی اینستا بچرخ و لذت ببر! سوالای امتحان ریاضی با من!» کتاب «غول خمره» ماجرا یک غول عجیب غریب است یکهویی سر از زندگی پسر دانش اموزی دراورده. پسری که مثل ما نگران بیچارگی شب امتحان و آبروی خودش پیش خانواده است! «غول خمره» مثل همه غول‌هایی که توی قصه‌ها پیدا می‌شوند، بلد است آرزوها را برآورده کند و کارهای سخت را با یک بشکن و فوت انجام بدهد. فقط مشکلش این است که کمی خنگول است! همین خنگی هم کار دست خودش و صاحبش داده! «غول خمره» به قلم حمید بابایی، داستان طنزی است که در انتشارات به‌نشر و برای نوجوان‌های ایرانی چاپ شده.   6- بچه‌ای که نمی‌خواست آدم باشد اگر شما هم همیشه دنبال قصه‌های تازه می‌گردید که حسابی از خواندن آن کیف کنید؛ ما این جا کتابی داریم که قصه‌اش چند صد سال است روی زبان‌هاست اما تکراری نشده و هنوز هم دل آدم را می‌برد. بدون شک می‌توانیم این داستان را در لیست بهترین داستان‌های واقعی دنیا قرار بدهیم. این قصه را قرار است حالا از زبان یک راوی متفاوت بشنویم. از یک بچه نا آدم که به انسان نبودن خودش حسابی هم افتخار می‌کند. این بچه نا آدم وارد سفر بزرگی شده که او را جزو خوش شانس‌ترین موجودات (دقت کنید؛ نمی‌گویم انسان) کره زمین ثبت می‌کند.  اما این خوش شانسی به سادگی نصیب او نشده و شرح مفصلی دارد. کتاب «بچه‌ای که نمی‌خواست آدم باشد» داستان مواجه چند کودک با واقعه غدیر است که با زبان طنز نوشته زهرا موسوی است و از انتشارات مهرستان چاپ و منتشر شده است.   7- من جوکم! به اندازه کافی سریال زامبی‌ها را دیده‌اید؟ بلدید وقتی به پست یک یا چند زامبی خوردید، چگونه فرار کنید؟ شاید اگر روی ویلچر باشید و توانایی راه رفتن نداشته باشید، کارتان کمی سخت‌تر هم بشود. ولی همین سختی‌هاست که قصه زندگی آدم را خواندنی می‌کند. حالا در این کتاب جیمی یک پسر ویلچر سوار است که تازه محل زندگی‌اش تغییر کرده. مدرسه جدیدش پر از زامبی‌های مردم آزار است که باید مراقبشان باشد و از دستشان فرار کند. در همین شرایط قمر در عقربی بود که خبر برگزاری یک مسابقه خاص به گوش جیمی رسید. مسابقه‌ای که بتواند اوضاع زندگی جیمی را زیر و رو کند. حالا جیمی با ویلچرش روی یک سکوی بزرگ می‌رود. به صورت‌های پوکر نگاه می‌کند و تلاش می‌کند زامبی‌های مجلس را بخنداند تا بازی را به نفع خودش تغییر دهد. «من جوکم» اولین جلد از مجموعه چند جلدی جوک‌هاست. این مجموعه پنج جلدی را جیمز پترسون نوشته و بیتا ابراهیمی در انتشارات پرتقال ترجمه‌اش کرده. «من جوکم» با شخصیت اصلی کمدین‌ش که روی ویلچر نشسته، یک معجون خوش طعم از خنده و امید را به ما هدیه می‌دهد.   8- خاطرات خون‌آشام عاشق نامزدتان را سر یک آب انار مفتی از دست نداده‌اید که غم دل خون‌آشام جماعت را بفهمید! ما که نیش پشه‌ای نداریم چطور می‌توانیم درد نیشی که برای انتقام تیز شده را بفهمیم؟! همه چیز از آن آبمیوه فروشی و صاحب کچلش شروع شد. چشم نداشت ببیند جیگوری و میگوری که فرهاد و شیرین دنیای پشه‌ها هستند، آمده‌اند در قرار عاشقانه‌شان دو قطره آب انار سرخ بخورند. درست توی اوج این قصه عشقی، مرد کچل چنان ضربه‌ای به جیگوری خانم زد که غزل خداحافظی در مغازه پخش شد! یک جنازه خونی و مرد پشه‌ای که چشم‌هایش اشکی و غرورش خدشه‌دار شده کف مغازه افتاده بودند. حالا دفتر خاطرات این همسر که یک خون آشام عاشق شده دست ما افتاده. پشه خان، قصه هیجانی زندگی‌اش را برای فرهاد حسن زاده تعریف کرده تا یک ماجرای عشقی برای همیشه در تاریخ ماندگار شود. او که راه افتاده برای گرفتن انتقام، با صد و یک مانع بزرگ و کوچک مواجه شده. کتاب «خاطرات خون‌آشام عاشق» از آن ‌کتاب‌های جمع و جور و خنده دار است که اصلا آدم نمی‌فهمد کی شروع و تمامش کرد.  «خاطرات خون‌آشام عاشق» از انتشارات چرخ و فلک راهی بازار کتاب شده.    9- مدرسه‌ جاسوسی شما فکر می‌کنید مدرسه رفتن فقط برای خواب راحت صبحگاهی و فوتبال زدن در عصرها خطر ساز است؟! تا حالا شده بروید مدرسه جاسوسی و یک مرد سیاه پوش با هفت تیر و کلاهی که نصف صورتش را پوشانده، شب و روز تعقیبتان کند؟ اصلا خبر دارید به جز مدرسه غیر دولتی، نمونه دولتی و تیزهوشان، یک مدل مدرسه دیگر هم هست؟ نگویید نمی‌دانید که از دنیا عقب مانده‌اید! هرچند کمتر کسی شانس ورود به آن یا حتی بقا در چنین مدرسه‌ای را پیدا می‌کند. در کتاب مدرسه جاسوسی، شخصیت اصلی به اجبار برای درس خواندن وارد چنین مدرسه‌ای شده. حالا اما کار بیخ پیدا کرده. او باید شبیه یک پلیس باسابقه با کلی پرونده و سوال دست و پنجه نرم کند. «مدرسه جاسوسی» خوراک خوبی برای آن دسته از نوجوان‌هاست که عاشق داستان‌های پلیسی و معمایی هستند. خبر خوب دوم این است که ماجرا همین جا تمام نمی‌شود! «مدرسه جاسوسی» یک مجموعه چند جلدی است که توی همه جلدها تب داستان حسابی بالاست! این مجموعه را استوارت گیبز نوشته و انتشارات پرتقال با ترجمه مریم رفیعی آن را منتشر کرده است.   10- دوتا خفن روز اول آشنایی با دوست صمیمی‌تان را یادتان هست؟ یک فرضیه وجود دارد که می‌گوید دوستی‌های صمیمی اولش با دعوا، خصومت‌های خیلی شخصی، تیکه‌های سنگین و تشنگی به خون طرف مقابل شروع می‌شود! ما اینجا یک کتاب چسبنده داریم. از آنهایی که خدا نکند شروع کنید که اگر کردید باید چهار جلدش را پشت هم و با ولع بخوانید.  دوتا بچه خفن، قصه‌های این کتاب را می‌سازند که طبق همان فرضیه با هم حسابی مشکل دارند. مایلز مورفی که تازه وارد شهر جدید و حوصله سر بری شده، با یک رقیب رو به رو است که انگار در خفن بودن از روی دست او بلند شده. این احساس خطر و خدشه دار شدن غرور یک پسر خفن را نباید دست کم گرفت! چرا که باید به خودش و همه ثابت کند کله گنده‌تر از خودش، خودش است! کم کم اما شرایط تغییر کرده و او بدون همدست نمی‌تواند از پس یک حقه خیلی بزرگ و کم نظیر بربیاید. این مجموعه چهار جلدی به ترتیب «دوتا خفن»، «دوتا خفن، خفن‌تر می‌شوند»، «دوتا خفن تابستان خود را چگونه گذراندند؟» و «آخرین خنده دوتا خفن» هستند که جوایز زیادی را به اسم خود زده‌اند. «دوتا خفن» نوشته مک بارنت است که ترجمه فارسی آن از انتشارات پرتقال منتشر شده است.   11- انگشت جادویی تا حالا شده نتوانید خودتان را کنترل کنید؟ منظورم فقط یک جیغ زدن ساده موقع عصبانیت یا پرت کردن گلوله جورابتان سمت برادر کوچولویتان نیست. بحث درباره ناتوانی در کنترل کردن قدرت جادویی است که می‌تواند آدم‌ها را به سوسک، کفتر یا ملاقه تبدیل کند. حالا فکر کنید این قدرت افتاده باشد دست یک دختر هشت ساله که اصلا نمی‌داند چطور باید از پس این جادو برآمد. اگر شما یک بزغاله، خرس یا گرگ در جنگل اطراف خانه او باشید حتما هر روز صبح استرس دارید که مبادا دست از پا خطا کنید. چرا که اولین اشتباه می‌تواند آخرینش باشد و فردا صبح که بیدار شدید، چیز دیگری باشید. حالا کتاب «انگشت جادویی» ماجرای قطار مشکلات ناگهانی است که معلوم نیست چطور باید حلشان کرد یا بدتر از آن، چطور باید جلوی جادو شدن بیشتر را گرفت. نویسنده این کتاب رولد دال است که قبلا با کتاب «چارلی و کارخانه شکلات سازی» یک بار قلب همه فانتزی دوست‌های دنیا را تسخیر کرده؛ حالا با داستان «انگشت جادویی» که یک کتاب جمع و جور خیالی است آمده تا یک قابلمه خنده را خوراک یک روزتان کند. این کتاب با ترجمه محبوبه نجف خانی از انتشارات افق منتشر شده است.   12- اکبر کاراته یکی از روزهایی که با دوستان و همکلاسی‌های مدرسه رفته بودید اردو را در ذهنتان بیاورید. صادقانه بگویید! چندتا آتش ریز و درشت سوزاندید؟ حالا حساب کنید با همین جمع، بروید یک اردوی دست کم سه ماهه! چند جلد کتاب طنز از خاطرات این سفر درمی‌آید؟ مجموعه چند جلدی «اکبر کاراته» درباره چند نوجوان است که با کلی اشک و سوز و آه توانسته‌اند راهی جبهه شوند و کنار آدم بزرگ‌ها بجنگند. این هم‌نشینی با بزرگترها ولی نتوانسته چیزی از شیطنت آنها کم کند. حالا یک جبهه است و یک گروه نوجوان کاراته باز که به تنهایی مرز قوانین را جا به جا کرده‌اند. مجموعه داستان کوتاه ده جلدی «اکبر کاراته» به قلم محسن صالحی حاجی آبادی از موسسه فرهنگی مطاف عشق منتشر شده است.   13- ماموریت در گیم نت تا حالا خرتان، خر عزیزتان به خاطر درآمد خانوادگی آواره شده است؟ آن هم خر با استعدادی که به زودی قرار است سلبریتی شود و کلی لایک از کف اینستا و فضای مجازی برایتان جمع کند. می‌دانم ممکن است خر نداشته باشید و هیچ وقت هم خیال داشتنش به سرتان نزد. ولی این دلیل نمی‌‍شود سرنوشت خری به اسم پوپک و صاحب دل نگرانش، سعید برایتان کم اهمیت باشد چرا که همه شما یک وجه اشتراک بزرگ با آنها دارید.  ماجرا از وقتی شروع شد که طویله شخصی‌ پوپک خانم را گرفتند که اجاره بدهند به یک آقا دکتر شیک و پیک تا لبنیات بفروشد. این  آواره  را نباید دست کم بگیرید چون شروع یک انفجار بزرگ است. خصوصا وقتی بفهمید سعید و پوپک خانم با کمک هم و موبایلشان چه درآمدی بهم زده‌اند تا مغازه را پس بگیرند، دود از سرتان بلند می‌شود. «ماموریت در گیم نت» یک داستان طنز و امروزی است که شخصیت‌هایش حسابی با ماجرای تولید محتوا در فضای مجازی درگیر هستند. «ماموریت در گیم نت» به قلم محمدحسین صادقی از انتشارات میخ منتشر شده است.    هرکی بیشتر بخنده، برنده است! به لیست کتاب‌ها نگاه کنید. ماجرای کدامشان برایتان جذاب‌تر است؟ از همان شروع کنید. فقط قبل از شروع؛ لپ‌هایتان را از حالت انقباض خارج کنید و اصلا به خودتان سخت نگیرید. با خیال راحت بخندید که دنیا دو روز بیشتر نیست! شما می توانید کتابهای معرفی شده در این مقاله را با تخفیف از سایت پاتوق کتاب تهیه کنید.   به قلم «رقیه پورحنیفه»
رهبر شهید به روایت خودش؛ خاطراتی از امام شهید سید علی خامنه ای
رهبر شهید به روایت خودش؛ خاطراتی از امام شهید سید علی خامنه ای
سید علی خامنه ای؛ شهیدِ عزت ایران شهید سید علی حسینی خامنه‌ای، بزرگترین رهبر جهان اسلام در زمانه ما، با شهادتش بر همگان ثابت کرد که مرد میدان عمل است. مطالعه زندگی‌نامه این رهبر الهی و عالم بزرگ، نشان از این دارد که ایشان تمام عمرش را برای عزت ایران و نصرت دین خدا تلاش کرده و در این راه از بذل جان نیز فروگذار نکرده است. ایشان در صحنه‌های مختلف زندگی از جوانی تا امروز، بارها ثابت کرد که حاضر است جانش را برای پرچم سه رنگ و ملت بزرگ ایران فدا کند و سر آخر نیز شجاعانه ایستاد و با شهادتش چنان جوششی در دل مردمش ایجاد کرد که دوست و دشمن انگشت به دهان ماندند از عظمت ملتی که پرورش یافته مکتب او بود؛ او که بهترین مربی بود و ملتی را تربیت کرد که پس از او، پیامبرانه مبعوث شدند.   خانواده تراز شهید خامنه ای  حال که عظمت این مرد و سبک تربیتی او برای همگان آشکار شده، بد نیست به کودکی و نوجوانی، محیط خانوادگی و سبک تربیتی پدر و مادر بزرگوار ایشان سری بزنیم و تاثیر خانواده تراز را در تربیت انسانی بزرگ، وارسته و حکیم ببینیم. قطعا شنیدن حال و هوای کودکی و نوجوانی ایشان دلچسب و شیرین است. پدر شهید خامنه‌ای از علمای بزرگ مشهد بود، ایشان از لحاظ مالی زندگی ساده و حتی سختی داشتند، از ویژگی‌های ایشان بی‌رغبتی به دنیا، مطالعه و علم زیاد و تهجد و توجه به نماز و دعا بود.  مادر ایشان، بانو خدیجه میردامادی، بانویی مومن، کتابخوان، زاهد و دارای روحیه قوی، مبارز و انقلابی بود.  محیط خانوادگی ایشان نیز، محیطی سرشار از محبت، احترام، مطالعه و یاد خدا بوده و دنیا و زخارف دنیایی در آن بی اهمیت.  ما در این مقاله سعی کردیم با بیان خاطراتی از دوران کودکی و نوجوانی رهبر شهید انقلاب، علاوه بر زنده نگه داشتن یاد آن عزیز و تنفس در هوای زندگی‌اش، به پدر و مادرها کمک کنیم تا از این سبک برای تربیت نسلی مهدی‌یاور الگوبرداری کنند.   شهامت مثال زدنی شهید خامنه ای  بخش دوم مقاله به دوران جوانی و خاطرات مبارزات و زندان‌های ایشان در دوران قبل از انقلاب مربوط می‌شود. مرور خاطرات جوانی و مبارزات سیاسی شهید خامنه‌ای عزیز، الگویی کم نظیر از شجاعت، شهامت، جان فشانی و اطمینان در مسیر را برای جوان انقلابی امروز ترسیم می‌کند.    خاندان شهید سید علی خامنه ای  نسب پدری شهید خامنه‌ای به حضرت سلطان سید محمد می‌رسد که از سادات حسینی است و با چهار واسطه فرزند امام سجاد (ع) می‌شود. سید محمد فرزند سید محمدتقی، از شجره مبارک حضرت سلطان سید محمد است که به شهر خامنه – 80 کیلومتری شمال غربی تبریز – می آیند و در آن جا ساکن می‌شوند. جد شهید خامنه‌ای یعنی سیدحسین در خامنه متولد شده و سپس برای تحصیل به نجف مهاجرت می‌کند. پدر بزرگوار شهید، آقا سیدجواد خامنه‌ای در نجف متولد می‌شوند. جالب است بدانید شیخ محمد خیابانی شوهرعمه آقا سید علی است. هم چنین پدربزرگشان در تبریز، در زمان مشروطه فعالیت های سیاسی داشتند. امام شهید امت از سمت مادر از خاندان میرداماد فیلسوف عصر صفوی است و نسبش به امام جعفر صادق (ع) می‌رسد.   ولادت  در 29 فروردین سال 1318 شمسی، دومین پسر آقا سید جواد، در محله سرشور شهر مقدس مشهد متولد شده و «علی آقا» نام گرفت. (هنگام تولد نام ایشان را با آقا گذاشتند) آقا سید جواد پیش از خدیجه بانو، همسری به نام مرضیه خانم داشته و از او نیز چهار دختر در خانه ایشان زندگی می‌کردند. یعنی سیدعلی آقا در زمان تولد چهار خواهر و یک برادر داشتند.    خامنه‌ای از زبان خامنه‌ای  در این قسمت، به مرور خاطرات کودکی، نوجوانی و جوانی شهید سید علی خامنه ای می پردازیم. اما نه یک مرور معمولی. از میان کتاب ها و نوشته ها، گشتیم و گشتیم و آن دسته از خاطرات آقا که از زبان خودشان بیان شده بود را برایتان گلچین کرده ایم. اینگونه هم از صحت و سندیت خاطرات خیالمان راحت است و هم شیرینی و حلاوت صحبت های آقا در مورد خودش و خانواده اش در جانمان می نشیند.   بخش اول: در خانه پدری (کودکی و نوجوانی)  خانه پدری  منزلی که من در آن متولد شده ام _تا چهار پنج سالگی_ یک خانه 60-70 متری در محله فقیرنشین مشهد بود که فقط یک اتاق و یک زیرزمین تاریک و خفه‌ای داشت. هنگامی که برای پدرم مهمان می‌آمد، همه ما باید به زیرزمین می‌رفتنم تا مهمان برود.    مادر فهمیده و باسواد  مادرم یک خانم بسیار فهمیده، باسواد، کتابخوان، دارای ذوق شعری و با قرآن کاملا آشنا بود. قرآن را خوب و با صدای جالب تلاوت می‌کرد. شیوه قرائت ایشان، ما را در آن کم سن و سالی به خود جذب می‌کرد. ما بچه‌ها دورش جمع می‌شدیم و به تلاوتش گوش می‌کردیم. ایشان هم از فرصت استفاده می‌کرد و برخی آیات را برای ما به فارسی ترجمه می‌کرد و داستان‌های پیامبران را برایمان بازگو می کرد. من خودم اولین بار، زندگی حضرت موسی(ع)، زندگی حضرت ابراهیم(ع) و بعضی پیامبران دیگر را از مادرم شنیدم.    پدر عالم، عابد و زاهد  پدرم یکی از روحانیون برجسته مشهد بود که از لحاظ علمی، فقیهی صاحب نظر و از لحاظ معنوی، مردی پارسا و پرهیزکار و از لحاظ اخلاقی، بسیار عفیف و محجوب و متمایل به انزوا بود.  آقا مردی متعبد و اهل نماز و قرآن و دعا بود و به نوافل تقید داشت؛ به خصوص اهل تهجد و گریه نیمه شب بود.  آقا به دنیا و زخارف دنیا واقعا بی‌اعتنا و بی‌رغبت بود. خانه خوب، خوراک خوب، لباس خوب، رنگ در و دیوار و هرآنچه ما ابزار رفاه و آسایش تلقی می‌کنیم اصلا برای ایشان اهمیت نداشت و حتی تعجب می‌کرد از اینکه دیگران به این چیزها اهمیت بدهند.    زندگی ما به سختی می گذشت  پدرم روحانی بزرگی بود، اما بسیار پارسا و گوشه گیر، زندگی ما به سختی می‌گذشت. من یادم هست شب‌هایی اتفاق می‌افتاد که در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت برای ما شام تهیه می‌کرد. آن شام هم نان و کشمش بود.    مادربزرگ یزدی آقا  به مادربزرگ مادرم، بی‌بی میگفتیم. بی‌بی ما یزدی بود و برای مادر من، مثل مادر بود. مادر من فرزند اوّل و آخر مادر خودش بود. آقاسیّدهاشم یک سفر به مشهد می‌آیند که عیالشان در این سفر در جوانی _دو سه ‌سالگی مادرم_ بر اثر تب فوت میکند. بعد از فوت مادربزرگم، همه‌ی امور و تربیت و اداره و حفظ مادرم با بی‌بی بوده و تا آخر هم روابط بینشان مثل مادر و دختر بود؛ یعنی کاملاً نزدیک. بی‌بی، خانم خیلی مهربان و یک یزدی کامل بود؛ همان تصویری که ما از یزدی‌ها داریم. در خانه‌ی ما علاقه‌ی به یزد و یزدی زیاد و امری طبیعی بود؛ یعنی فرهنگ داخل منزل ما این بود که اصلاً یزدی در نظر اوّل، یعنی خوب. کأنّه یزدی‌ها یک سیطره‌ی فرهنگی بر خانه‌ی ما داشتند و تا حالا هم همین‌طور است و اثری از این حالت مانده؛ ما وقتی یک یزدی جلویمان ظاهر بشود و بفهمیم یزدی است، نظر اوّل این است که این آدم خوبی است، مگر خلافش ثابت شود. این حالت از وجود بی‌بی و از علاقه‌ی مادرم به او ناشی میشد. مادرم تحت تأثیر یزدی‌گری این خانم همه چیز یزد را می‌پسندید. گاهی مقایسه میکرد و مثلاً با اینکه تبریزی‌ها خیلی مرتّب قند میشکنند، میگفت: «تبریزی‌ها قند را ریز میشکنند؛‌ ‌‌امّا یزدی‌ها…» یا مثلاً تبریزی‌ها در باقلوا و در شیرینیجات خیلی خوش‌سلیقه‌اند و لوزهای باقلوا را ریز و قشنگ‌ ‌‌درست میکنند، امّا مادرم این را نمی‌پسندید و میگفت: «لوزهای باقلوای تبریزی‌ها کوچک است، لوزهای یزدی‌ها درشت.» ایشان آن را دوست میداشت.   انس با دیوان حافظ در دوران کودکی  مرحوم آقا سیّدهاشم -پدر بزرگ مادری‌ام- اهل حال و اهل ذوق بود؛ یعنی اهل معنا و سلوک بود. طبعاً این معنا او را به شعر هم کشانده بود‌‌‌. دیوان حافظ او‌ ‌‌که آن را به مادر من داده بود، در خانه‌ی ما بود. جزو جهیزیّه‌ی مادرم وارد منزل ما شده بود. من در کودکی با آن دیوان مأنوس بودم. در حاشیه‌ی دیوان، آن مرد عالمِ فقیهِ زاهد، یادداشتهایی نوشته بود. یکی از یادداشتها این بود که: «این غزل را در کشتی، مابین کجا و کراچی در سفر مکّه میخواندم.» یعنی یک عالِم عابد زاهد سالک، در راه مکّه که میخواسته حالی بکند، از شعر حافظ استفاده میکرده! این ناشی از حالت ارتباط با آن سلسله‌ی عرفای فقیه یا فقهای عارف بود؛ همین مجموعه‌ی نجفی‌ها که واقعاً خیلی معرکه بودند و آخرینشان مرحوم آقامیرزا علی‌آقای قاضی است.   پدرم نسبت به فرزندان فوق العاده با محبت بود  یادم هست زمستان‌ها وقتی آقا نماز صبح می‌خواندند، من و خواهر و برادرم به اتاقشان می رفتیم و روی زانوهایشان می‌نشستیم. در زمستان که اتاق سرد بود، آقا پوستین روی دوش می‌انداختند، ما زیر پوستین آقا می‌رفتیم و ایشان همان طور که تعقیبات می‌خواندند، ما را تکان می‌دادند، ما هم خیلی لذت می بردیم. بعدها من با بچه های خودم همین کار را می‌کردم؛ چون یادم بود که آن وقت چقدر خوشم می آمد.    والیبال را دوست داشتم  در کوچه بازی می‌کردیم؛ در خانه جای بازی نداشتیم. من آن موقع در کوچه، با بچه ها والیبال بازی می‌کردیم؛ خیلی هم والیبال را دوست می‌داشتم. الان هم اگر گاهی بخواهیم ورزش دست جمعی بکنیم البته با بچه های خودم به والیبال رو می آوریم که ورزش خیلی خوبی است.    حفظ کردن زیارت جامعه کبیره در کودکی  پدرم هرشب بعد از نماز مغرب ‌و ‌عشا به حرم مشرّف میشد؛ تقریباً هر شب حرم میرفت. من هم هر شب با پدرم به حرم مشرّف میشدم. حرم که میرفتیم، پدرم زیارت امین‌الله میخواند؛ زیارت جامعه را هم مکرّر میخواند؛ لذا زیارت ایشان طول میکشید. من هم جامعه را از روی مفاتیح میخواندم. این‌قدر خواندم که حفظ شدم. یک شب از حرم که بیرون آمدیم به پدرم گفتم: «آقا! من امشب جامعه را از حفظ شدم.» پدرم خیلی خوشحال شد و نوازشم کرد و بارک‌الله گفت. از همان زمان هنوز هم زیارت جامعه را حفظ دارم.   بخش دوم: جوانی و مبارزات  پدرم حق عظیمی از نظر تحصیلی و تربیتی به گردن من دارد  اختلاف سنی من و پدرم خیلی زیاد بود؛ درست چهل و پنج سال. علاوه بر آن، پدرم مقام علمی بالایی داشت و مجتهدی با اجازات بود و شاگردانی در سطوح عالی تربیت کرده بود. بنابراین سزاوار نبود که او با آن مقام علمی به من که دوره‌ی ابتدایی دروس اسلامی را می‌گذراندم درس بدهد. حال و حوصله این گونه کارها را هم نداشت، اما بنابر علاقه‌ای که به تربیت ما داشت، هم به برادر بزرگتر و هم به من و هم بعدها به برادر کوچکترمان درس می‌داد و حق عظیمی از جهت تحصیلی و تربیتی به گردن همه ما برادران، به ویژه بر من دارند؛ چنان که اگر ایشان نمی‌بودند، من به موفقیت‌های فراوانم در تحصیلات فقه و اصول نائل نمی‌شدم.   تفریح جوانی  دستگاه های آن وقت سعی داشتند مراکز عمومی را آلوده به شهوات و فساد بکنند. ما متاسفانه تفریح کمی داشتیم. تفریح ما در آن دوران حضور در جمع طلبه ها و صحبت و گفتگو و تبادل اطلاعات بود.  البته من از آن وقت ورزش می‌کنم؛ آن وقت ما کوه می‌رفتیم، پیاده‌روی‌های طولانی می‌کردیم. من با دوستان خودم، چند بار از کوه‌های اطراف مشهد، همین طور کوه به کوه، روستا به روستا، چند شبانه روز حرکت کردیم و راه رفتیم.   به کتاب قصه خیلی علاقه داشتم...  من در دوران جوانی زیاد مطالعه می کردم. غیر از کتاب های درسی خودمان که مطالعه می کردم، کتاب تاریخ، کتاب ادبیات، کتاب شعر و کتاب قصه و رمان هم می خواندم. به کتاب قصه خیلی علاقه داشتم و خیلی از رمان های معروف را در دوره نوجوانی خواندم. شعر هم می خواندم. من با بسیاری از دیوان های شعر در دوره نوجوانی و جوانی آشنا شدم. به کتاب تاریخ علاقه داشتم و چون درس عربی می خواندم، به حدیث هم علاقه داشتم. الان احادیثی یادم است که آن‌ها را در دوره نوجوانی خواندم و یادداشت کردم؛ دفتر کوچکی هم داشتم که یادداشت می کردم.   من خیلی کتاب نگاه می کردم؛ منزل ماهم کتاب زیاد بود، کرایه هم می کردیم. نزدیک منزل ما کتاب فروشی کوچکی بود که کتاب، کرایه می داد. من رمان و اینها که می خواندم، معمولا از آن جا کرایه می کردم.    جوانی بسیار پر هیجانی داشتم  من خودم شخصا جوانی بسیار پرهیجانی داشتم. هم قبل از شروع انقلاب، به خاطر فعالیت های ادبی و هنری و امثال اینها، هیجانی در زندگی من بود و هم بعد که مبارزات در سال 1341 شروع شد که من در آن سال بیست و سه سالم بود. طبعا دیگر ما در قلب هیجان های اساسی کشور قرار گرفتیم و من در سال چهل و دو، دو مرتبه به زندان افتادم؛ بازداشت، زندان، بازجویی. می دانید که اینها به انسان هیجان می دهد.  بعد که انسان بیرون می آمد و خیل عظیم مردمی را که به این ارزش ها علاقه مند بودند و رهبری مثل امام رضوان الله علیه را که به هدایت مردم می پرداخت و کارها و فکرها و راه ها را تصحیح می کرد، مشاهده می نمود، هیجانش بیشتر می شد. این بود که زندگی برای امثال من که در این مقوله ها زندگی و فکر می کردند، خیلی پرهیجان بود.    من به تو افتخار می کنم  اولین باری که من از زندان آزاد شدم خیلی جالب بود. روزی آمدند و گفتند: «بیایید، وسایلتان را جمع کنید و بروید.» آمدم خانه. عصر تابستان بود و هوا گرم. هیچ کس از خانواده خبر نداشت. من هم دلهره داشتم؛ با خودم می گفتم: «حالا چه جوری برخورد می کنند؟ آقا چه می گوید؟ آقا که حتما دعوا می کند. خانم چه می گوید؟» وارد که شدم دیدم والده‌مان دارد به طرف من می آید. من را که دید بغل کرد و بوسید و همان اول گفت: «من به تو افتخار می کنم.» تا دیدم حال و هوای خانه این جوری است خیالم راحت شد. در این فاصله، به آقا هم خبر دادند و ایشان هم پایین آمد. دست آقا را بوسیدم و دیدم نه، آقا هم هیچ دعوا یا اوقات تلخی نکرد.    مخفی کردن اعلامیه ها در زغال دان!  در خانه‌ی ما، زیر اتاق خانم آشپزخانه قرار داشت. ‌‌در گوشه‌ی آشپزخانه‌ یک زغال‌دان بود؛ محفظه‌ای که‌ ‌‌قسمت جلوی آن یکسره تا بالا دیوار بود. قبل از زمستان از ‌‌‌بالا زغال و خاکه را میریختند درون آن و در طول زمستان ‌‌‌ذرّه‌ذرّه ‌‌‌زغال و خاکه را از پایین درمی‌آوردند‌ و ‌‌‌استفاده میکردند. بعد که مبارزات شروع شد، چون نفت دایر شده بود و‌ ‌‌زغال مصرف نمیشد، این زغال‌دان هم دیگر خیلی مصرفی نداشت و به محلّ مخفی کردن اعلامیّه‌ و این چیزها تبدیل شده بود. هر وقت‌ ‌‌ما یا بچّه‌های دیگر‌ میخواستیم اعلامیّه را مخفی بکنیم، می‌آمدیم ‌‌‌از بالا آن را داخل زغال‌دان می‌انداختیم ‌‌‌و خاطرجمع بودیم که کسی سراغ آنها نمیرود.   وقتی از خانه بیرون آمدم، خود را برای مرگ آماده کردم  ...این اولین تجربه من از دستگاه تحقیقات پلیسی بود. مرا نزد افسر جوانی با درجه ستوانی بردند. او با لحنی تند و با رگ های گردن برآمده، به سرزنش و توبیخ من برخاست. با آرامش به او پاسخ دادم: تو کاری بیش از اعدام من نمی توانی انجام دهی. صلاحیت اعدام مرا هم نداری. آنچه در قدرت و اختیار توست، کمتر از اعدام کردن است؛ پس هرکاری می خواهی بکن؛ من آماده ام؛ زیرا وقتی از خانه بیرون آمدم، خود را برای مرگ آماده کردم؛ لذا خودت را خسته نکن! آن افسر، انتظار چنین پاسخی را نداشت؛ لذا متعجب و بهت زده شد. خشم و خروشش فرونشست، لحن خود را تغییر داد و چند بار تکرار کرد: من به شما چه بگویم؟ بعد مدتی خاموش ماند و سپس گفت: شما پدر و مادر و همسر دارید؟ گفتم: پدر و مادر دارم، اما متأهل نیستم. حرفش را تکرار کرد: من با شما چه بکنم؟ به او گفتم: من مأمورم و شما هم مأمورید؛ بنابراین شما وظیفه خودت را انجام بده و من هم به وظیفه خودم عمل می کنم.    توأم شدن شکنجه با تلاوت و روزه، چشم مرا ضعیف تر کرد  یکی از دستگیری های من در ماه شعبان بود. روزها گذشت و ماه مبارک رمضان نزدیک شد. من شنیدم که رئیس بازجوها در راهرو رفت و آمد می کند. وقتی صدای گام هایش به سلولم نزدیک شد، صدایش زدم. در را باز کرد و حالم را پرسید. او از روی بدجنسی مرا شیخ خطاب می کرد حال آنکه امثال مرا سید خطاب می کنند. به او گفتم ماه رمضان نزدیک است و من نمی توانم اعمال این ماه مبارک، اعم از نماز و روزه و دعا را در این سلول انجام دهم؛ پس مرا در این ماه آزاد کنید.  گفت: عجب! پس ماه رمضان در پیش است؟! اینجا مناسب ترین جا برای روز‌داری است. هذا مسجد (اشاره کرد به سلول) و هذا حمام (اشاره کرد به حمام های زندان). همین جا بمان، نماز بخوان و روزه بگیر. من میدانستم که او مرا آزاد نمی کند، اما من خواسته بزرگی از او طلب کردم تا خواسته کوچک را بپذیرد. فورا به او گفتم: بسیار خب، اجازه بده من یک قرآن داشته باشم. اجازه داد یک قرآن از منزل برایم آوردند.  خواندن قرآن در تاریکی شدید غیرممکن بود. به نگهبان گفتم: می خواهم قرآن بخوانم، در را برایم کمی باز کنید. رفت اجازه گرفت. اجازه دادند که در به اندازه ده سانتی متر باز گذاشته شود و همین برای خواندن کافی بود. لذا در این ماه خیلی قرآن خواندم و خیلی هم حفظ کردم. البته توأم شدن شکنجه با تلاوت و روزه، چشم مرا ضعیف‌تر کرد.   توسل آیت الله سید مجتبی خامنه ای برای آزادی پدرشان از زندان همسرم برایم نقل کرد که مادرش پسرم مجتبی را که کودکی بود سرشار از معصومیت و پاکی و سلامت روحی و عشق و عاطفه و پایبندی به برخی عبادات به حرم حضرت رضا (علیه‌السلام) می‌برده و به او می‌گفته: به وسیله‌ امام رضا به خدای متعال متوسل شو و از خدا بخواه که پدرت را از زندان آزاد کند. کودک، معصومانه رو به امام رضا(علیه‌السلام) می‌کرده و به او توسل می‌جست. یک شب دیگر مجتبی با مادربزرگش به حرم رفته و صحنه تکرار شده؛ اما این بار نشانه‌های تأثری شدید در مجتبی ظاهر شده، گریه و زاری کرده و با لحنی که حاکی از لبریز شدن کاسه صبر کودک و سوز و گداز عمیق او بوده، با امام رضا صحبت می‌کرده و به شدت اشک می‌ریخته؛ به حدی که مادربزرگش از کرده خود پشیمان شده و تصمیم گرفته که دیگر این کار را از مجتبی نخواهد. دو روز بعد، تلفن خانه به صدا در می‌آید تا صدای من را بشنوند؛ من آزاد شده بودم و از خانه برادرم در تهران با آن‌ها تماس گرفته بودم.   تو یوسف می شوی!  به مناسبت بحث خواب‌های صادقه، بد نیست بگویم که در یاد من خواب‌های عجیبی مانده، که یکی از آن‌ها را نقل می ‌کنم؛ به گمانم سال ‌های 1346 یا 1347 باشد. در آن زمان وضع سیاسی مشهد در نهایت شدت و سختی بود و اسلام‌گرایان دچار گرفتاری و محنت زیادی بودند؛ چنان که جز چند تن اندک از رفقا با من در میدان نماندند و بقیه ترجیح دادند عرصه مبارزه را رها کنند. در آن شرایط خواب دیدم که حضرت امام خمینی (ره) وفات کرده و جنازه ایشان در یکی از خانه های مشهد واقع در نزدیکی خانه پدر من روی زمین است. مردم زیادی برای تشییع جنازه جمع شدند، که من هم در میان آن ها بودم. دردی جانکاه قلبم را می‌فشرد و غم و اندوه وجودم را گرفته بود. تابوت را از خانه بیرون آوردیم و روی دوش گرفتیم. بعد تشییع کنندگان که جمعیت انبوهی بودند، در پی جنازه به حرکت درآمدند که در میان آن‌ها شمار بسیاری از علما بودند و من هم با آن‌ها حرکت می ‌کردم و با صدای بلند می‌گریستم و از شدت تألم و تأثر، با دست روی زانوی خود می‌زدم.  جنازه به آخر شهر رسید. بیشتر تشییع کنندگان بازگشتند، اما جنازه راه خود را در بیرون شهر ادامه داد و تعداد بیست سی تشییع کننده - که من جزو آنان بودم – همچنان در پس جنازه حرکت می کردند. سپس جنازه به تپه ای رسید. بیشتر تشییع‌کنندگان در پایین تپه ماندند. جنازه به همراه چهار پنج تشییع‌کننده به بالای تپه رفت که من هم با آن‌ها بودم.  من به پایین پا نزدیک شدم تا چهره حضرت امام را ببینم و با او وداع کنم. وقتی کنار پا ایستادم ناگهان دیدم دست راست ایشان که انگشت سبابه آن به حالت اشاره بود، به سمت بالا حرکت می‌کند. حیرت شدیدی سراپایم را گرفت. سپس دیدم امام با چشمان بسته شروع کرد به حرکت برای نشستن، تا اینکه انگشت اشاره‌اش به پیشانی من رسید. بعد لب‌هایش را گشود و دو بار گفت: تو یوسف می‌شوی... تو یوسف می‌شوی!    بافتن موی سر دخترها  دخترم چهار پنج ساله بود که یک بار او را برای زیارت امام خمینی (ره) بردم. خانواده‌ی ما رفته بودند مشهد و او ماند پیش من برای اینکه بیاید امام(ره) را روز عید ببیند. صبح پا شدیم و سرش را شانه کردیم و مرتبش کردیم و موهایش را به زحمت بافتیم. یک دستی هم که نمیشود؛ من بافتن موی سر را خیلی خوب بلدم اما با یک دست نمیشود؛ دودستی باید ببافند چون باید موها را سه قسمت کنند. رفقای پاسدار آمدند به کمک ما و موی سرش را بافتیم و چادر سرش کردیم و خدمت امام آوردیم...   پدرم میگفت «علی‌آقا» زیادی به خودش فشار می‌آورد  سال 43 از قم به مشهد برگشتم. مدرسه نمی‌رفتم و جایی برای مطالعه نداشتم. منزل پدرم هم خیلی جا کم بود؛ فقط یک اتاق داشتیم که در زمستان، خالی میماند. روبه‌روی آشپزخانه‌ی و زیر اتاق خانم. چون خیلی سرد بود و رطوبت داشت و گرم نمیشد و وسایل گرمازا هم مثل امروز نبود. من اینجا را برای اتاق مطالعه آماده کردم. فرش نداشت؛ یک گلیم و یک تشک در گوشه‌ی آن انداختم و یک میز کوچک و یک والور هم بردم و آنجا را مثل اتاقِ طلبگی درست کردم و خلاصه، شدم طلبه‌ی آنجا. زیر اتاق آقا هم بود. آقا بالا بود و من پایین. کتابهای مورد نیاز خودم را که عمده فقه و اصول بود، بردم آنجا و هنوز هم یادم هست که کجای اتاق، آنها را ردیف گذاشتم. در همان ایّام مرحوم ربّانی شیرازی یک سفر آمد مشهد. وقتی میخواست با من ملاقات کند، او را بردم همان ‌جا. اتاق را که دید، گفت: «عجب! اینجا حجره‌ی خوبی است.» چون اتاق سرد بود، شبها میرفتم زیر عبا تا بتوانم با نهایت سختی مطالعه کنم؛ البتّه آن هم نمیشد؛ برای اینکه تا می‌آمدم گرم مطالعه شوم، از بالا صدایی می‌آمد و خانواده حرفی میزدند. پدر و مادرم کم‌کم نگران شدند؛ چون هم اتاق مرطوب بود و هم من تا دیر وقت، آنجا مطالعه میکردم. دلم هم میخواست همان‌ جا بخوابم و برای خواب بالا نروم، ولی آنها به ‌خاطر همان ملاحظات عاطفی رایج مخالفت میکردند و نمیگذاشتند و میگفتند اینجا مرطوب و سرد است. پدر و مادر، فرزندان را بچّه میدانند؛ یعنی هر سنّی هم که باشد، بچّه است! فکر میکردند که اگر از ما مراقبت نکنند، طوری میشود. آقا گفته بود: «علی‌آقا زیادی به خودش فشار می‌آورد و خودش را اذیّت میکند. زائد است اینها، این‌جوری لازم نیست.»   قبل آن نام مبارک بنویسید شهید  هشتاد و شش سال زندگی مملو از علم، تقوا و کوشش شبانه روزی برای سربلندی ایران و اسلام، سرانجام در نهم اسفند ماه سال 1404، با نوشیدن شهد شیرین شهادت به اتمام رسید و این اتمام آغازی بود برای مشت هایی که به یادش بلند شد، و سیلی از فرزندانش که با بغضی در گلو و حسرتی در دل، خروشید تا خون پاکش بر زمین نماند.   سخن پایانی  اکنون که این رهبر شجاع و آزاده در جمع ما نیست، بیش از هر زمان دیگری نیاز است که در وجود هر یک ما یک خامنه ای زنده شود و این مهم میسر نمی‌شود جز با شناخت سبک زندگی ایشان. مطالعه زندگی نامه و سبک و سیره این بزرگوار به ما کمک می‌کند تا بتوانیم، شبیه او زندگی، فکر و مجاهدت کنیم و وظیفه ای که برعهده داریم را به بهترین نحو انجام دهیم.    برای مطالعه بیشتر؛ بهترین کتاب ها با موضوع خاطرات شهید سید علی حسینی خامنه ای  برای مطالعه بیشتر در زمینه زندگی‌نامه و خاطرات شهید سیدعلی حسینی خامنه‌ای می توانید به کتاب‌های زیر (منابع نوشته حاضر) مراجعه کنید: روایت آقا: مجموعه ای از خاطرات حضرت آقا از پدر بزرگوارشان، آیت الله سید جواد حسینی خامنه‌ای. نویسنده در این کتاب به شرح زندگی فردی، خانوادگی، علمی، مذهبی و اجتماعی این عالم دینی در مشهد می پردازد. این کتاب از سخنان، یادداشت ها و خاطرات پراکنده شهید خامنه‌ای گردآوری شده و توسط انتشارات انقلاب اسلامی به چاپ رسیده‌است. زندگی اینجاست: شامل روایت‌هایی کوتاه از زندگی آیت الله آقا سید جواد خامنه‌ای که به قلم مهدی قزلی نوشته و از انتشارات انقلاب اسلامی منتشر شده‌است. 1318: کتابی نسبتا جامع از زندگی شهید خامنه‌ای که خاطرات ایشان را از سال 1318 تا 1395 در بردارد. این خاطرات از دوران کودکی، نوجوانی و اوضاع خانوادگی تا دوران مبارزه، ریاست جمهوری و رهبری را شامل می‌شود.  خون دلی که لعل شد: خاطرات شهید خامنه‌ای از مبارزات، زندان‌ها و تبعید در دوران پیش از انقلاب. روایت کتاب از دوران کودکی ایشان آغاز می شود و دوران نوجوانی و تحصیل ایشان را نیز در بردارد اما بخش زیادی از کتاب ناظر به مبارزات ایشان و اوضاع سیاسی جامعه پیش از انقلاب است.شما می توانید کتابهای معرفی شده در این مقاله را با تخفیف از سایت پاتوق کتاب تهیه کنید.
بهترین کتاب ها برای آشنایی با زندگینامه علما
بهترین کتاب ها برای آشنایی با زندگینامه علما
در طول تاریخ و حتی در روزگار خود ما انسان‌هایی بوده و هستند که با رشد در ابعاد مختلف زندگی مثل علم، اخلاق، معنویت و انسانیت، تا نزدیکی‌های خدا پرواز کرده‌اند. خواندن از این عالمان و عارفان، علاوه بر تشویق انسان برای حرکت به سوی خدا، راهگشای مسیر نیز هست. کتاب‌های زندگی‌نامه علما، با بیان سبک زندگی و آموزه‌های اخلاقی و عرفانی به مخاطب در پیمودن مسیر سلوک الی الله کمک می‌کند. همچنین اینگونه کتاب‌ها می‌توانند الگوهای بسیار مفید و سودمندی در ابعاد مختلف زندگی به مخاطب ارائه کنند. ضمن اینکه آشنایی با افکار عالمان برجسته دینی، به ما در فهم بهتر دین کمک می‌کند. ما در این نوشتار سعی کردیم بهترین، خوشخوان‌ترین، مفید‌ترین و مستندترین کتاب‌های زندگینامه علما را برای شما گلچین و جمع‌آوری کنیم. بهترین کتاب‌های زندگینامه علما 1- خون دلی که لعل شد کتاب «خون دلی که لعل شد» زندگی سیاسی - مبارزاتی آیت الله خامنه ای در دوران قبل انقلاب از زبان خودشان است که به کوشش محمدعلی آذرشب گردآوری شده و از انتشارات انقلاب اسلامی به چاپ رسیده است. نسخه اصلی این کتاب به زبان عربی و با عنوان «ان مع الصبر نصرا» چاپ شده و محمدحسین باتمان غلیچ، آن را به فارسی برگردانده است.  «خون دلی که لعل شد» روایتی است از روزهای سخت مبارزه برای بازپس گیری هویت یک ملت، روایتی از استقامت در مسیر و توکل در سختی. این اثر ارزشمند که هسته مرکزی آن مبارزات، زندان ها، شکنجه ها و تبعید آیت الله خامنه ای در دهه چهل و پنجاه می‌باشد، نگاهی کوتاه به زندگی شخصی ایشان نیز دارد. در فصول ابتدایی، دوران کودکی و نوجوانی و توضیحی مختصر از خانواده مادری و پدری ایشان می خوانیم. فعالیت سیاسی آیت الله خامنه ای از سال 1334 و پس از آشنایی با شهید نواب صفوی آغاز می شود. ایشان از سال 1342 مبارزه خود را با رژیم آشکار کرده و با ایراد سخنرانی های متعدد علیه شاه و حکومت، چندین بار توسط ساواک دستگیر می‌شود. ادامه کتاب شش بار زندانی شدن و در آخر تبعید آیت الله خامنه ای به زاهدان را شرح می‌دهد.  ایشان در روایت خود از رشادت ها و فعالیت های افراد مختلفی چون آیت الله رفسنجانی، شهید باهنر، شهید بهشتی و... نیز مطالبی بیان کرده‌اند. همچنین بارها به حمایت ها، صبوری ها و دلگرمی های مادر و همسرشان در مسیر سخت مبارزه اشاره و قدردانی کرده اند. چند نکته در سیره آیت الله خامنه ای ایشان در تمام لحظات مبارزه، محکم، استوار و مطمئن به درستی مسیر قدم برمی داشتند. با وجود فعالیت‌ها و سختی‌های مبارزه، مطالعه ایشان هرگز ترک نشد. توکل به خدا و تلاوت قرآن برای آرامش در سختی‌ها، از عادات همیشگی ایشان بود.«خون دلی که لعل شد» را به چه کسانی پیشنهاد می‌دهیم؟ این کتاب را به تمام کسانی که می‌خواهند رهبر معظم انقلاب را بیشتر بشناسند و از سختی‌های راه ایشان مطلع شوند، همچنین کسانی که به دنبال الگویی از صبر، خودسازی و استقامت هستند پیشنهاد می‌کنیم.   2- کهکشان نیستی «کهکشان نیستی» داستان‌واره‌ای است از زندگی یکی از برجسته ترین عرفای شیعه، آیت الله سید علی قاضی طباطبایی، که به قلم لطیف و روح‌نواز محمدهادی اصفهانی نوشته شده و از انتشارات فیض فرزان به چاپ رسیده‌ است. «کهکشان نیستی» کتابی است که مخاطب را با سیدعلی بیست و هفت ساله، در سفری به سرزمین عاشقان همراهی می‌کند؛ سفری که روح ناآرام او را با فانی شدن در پروردگار آرامش داد. این کتاب تنها یک روایت از زندگی آیت الله قاضی نیست، کتابی است که سطر به سطرش مشق بندگی و سلوک می دهد، مخاطب را در خودسازی یاری می کند و یک الگوی کم نظیر برای ابعاد مختلف زندگی به او معرفی می کند. چرا «کهکشان نیستی» از پرفروش ترین کتاب ها است؟ متن کتاب در عین سادگی و همه فهم بودن، از چنان لطافتی برخوردار است که گویی روح مخاطب را نوازش می کند. بیان روایت از زبان افراد مختلف، از یکنواختی داستان جلوگیری کرده و ابعاد مختلف زندگی این عارف بزرگ - عبادی، روابط اجتماعی، زندگی خانوادگی، خودسازی و...-  را برای مخاطب بازگو می‌کند. نویسنده تماما از مستندات تاریخی برای گردآوری و روایت کتاب استفاده کرده است. دستور العمل های اخلاقی و عبادی فراوانی در متن کتاب ذکر شده که آن را فراتر از یک زندگی نامه می‌کند. «کهکشان نیستی» را به چه کسانی پیشنهاد می‌دهیم؟ اگر به مسیر سیر و سلوک علاقه دارید، اگر به دنبال یافتن معنا در زندگی و رسیدن به آرامش هستید و یا اگر شیفته شخصیت آیت الله قاضی هستید و دلتان می خواهد بیشتر از این عالم عارف بدانید، «کهکشان نیستی» بهترین گزینه برای شماست.   3- نا: زندگی ‌نامه شهید سید محمدباقر صدر «نا» روایتی است از زندگی عالم نابغه ای که روزگار کم به خود دیده. این کتاب را مریم برادران پس از روز‌ها خواندن و شنیدن به رشته تحریر درآورده و انتشارات دارالصدر آن را منتشر کرده‌است. شهید محمدباقر صدر، عالم نخبه ای بود که از کودکی میل سیری ناپذیری به مطالعه داشت. او پس از پایان دوره ابتدایی وارد حوزه علمیه شد. در علم اصول صاحب نظر بود و به کتاب‌ها و اساتیدش اشکال می‌گرفت، در سیزده سالگی اولین کتابش را در یک ماه نوشت، کتابی که خواننده را از علم عجیب نویسنده سیزده ساله مطلع می‌کند. او در سن نوجوانی به گفته اساتیدش به درجه اجتهاد رسید. شهید صدر از هر جهت انسان کاملی بود، او همسری مهربان، پدری دوست‌داشتنی، انسانی زاهد و بنده‌ای خالص بود. روایت جذاب و خواندنی «نا»، علاوه بر شرح زندگی این عالم بزرگ از کودکی تا شهادت پر افتخارش، به توصیف ویژگی‌های ایشان در ابعاد مختلف زندگی پرداخته و الگویی تمام عیار به مخاطب ارائه می‌کند.   4- عطش کتاب «عطش» که شرح زندگی، احوال و سیر توحیدی عارف سالک، آیت الله سیدعلی قاضی است، توسط انتشارات شمس‌الشموس در 528 صفحه چاپ شده است. انتشارات شمس الشموس، زندگینامه عارفان زیادی را منتشر کرده که خواننده را عارف که نه، اما لااقل عاشق‌تر می‌کند. «عطش» روایت شوریده حالی عاشقی است که چهل سال بر در خانه معشوق ایستاد و لحظه ای خسته نشد، روایت او که الله‌اکبر نماز، تمام هم و غم دنیایش را می شست، او که رها بود در اراده مولایش و او که از تمام دنیا و عقبی، فقط و فقط معشوق را می خواست و دیگر هیچ... اثر خواندنی و ارزشمند «عطش» در ابتدا مروری کوتاه دارد بر زندگینامه این عالم بزرگ از ولادت تا ارتحال، سپس در ده فصل به شرح احوال و سیره ایشان از جمله سیره معنوی، عرفانی، تربیتی، اخلاق خانوادگی، ولایت مداری و... می پردازد. بخش دوم «عطش» بیان وصف آیت الله قاضی از زبان بزرگان و همچنین توصیه‌ها، نامه‌ها، اشعار و آثار ایشان است. بخش بعدی کتاب، توصیف سیدمحمدحسن قاضی، پسر بزرگوار آیت الله سیدعلی قاضی، می‌باشد و بخش آخر نیز مصاحبه با سید محمدحسن قاضی و سوال و جواب‌هایی از زندگی و سیره آیت الله سیدعلی قاضی است. «عطش» را به چه کسانی پیشنهاد می‌دهیم؟ اگر علاقه مند به مطالعه زندگینامه عارفان و سالکان مسیر الی الله هستید و یا دلتان می خواهد دستورالعمل‌ها و توصیه‌هایی برای نزدیک تر شدن به خدا به دست آورید، کتاب‌های انتشارات شمس الشموس مخصوصا «عطش» را از دست ندهید. خوشبختانه موسسه شمس الشموس، به طور تخصصی به چاپ کتاب های زندگینامه علما می‌پردازد که می‌توانید از طریق این لینک همه کتاب‌های این انتشارات را مشاهده و خریداری کنید.   5- روح الله «روح الله» که داستان‌واره ای از زندگی امام خمینی (ره) است و به ابعاد مختلف زندگی ایشان از جمله فقه، سیاست، و مبارزات اجتماعی ایشان پرداخته، به قلم هادی حکیمیان نوشته شده و از انتشارات شهرستان ادب منتشر شده‌است. این روایت زیبا که حاصل شش سال تحقیق نویسنده است، از سخنرانی عاشورای 1342 آغاز شده و تا مراسم تشییع پیکر امام در سال 1368 ادامه می‌یابد. روایت «روح الله» به بیان پاره‌ای از رخداد‌های مهم سیاسی در زندگی امام خمینی و تاثیرشان بر انقلاب می‌پردازد. نویسنده در این کتاب سعی کرده با بیان نقل قول‌هایی از افراد مختلف مثل شاه، وزرای دربار و روشنفکران آن زمان، درباره شخصیت امام خمینی (ره) از یکنواختی روایت بکاهد و نگاه متفاوت تری به مخاطب ارائه دهد. از نقاط قوت دیگر کتاب، داستان گونه بودن روایت است که آن را از حالت خشک تاریخی خارج و خواندنش را لذت بخش تر می‌کند. همچنین نویسنده در کتاب «روح الله» علاوه بر فعالیت‌ها و زندگی امام خمینی، شرایط و جو سیاسی جامعه را نیز برای مخاطب روایت می‌کند. متن تقریظ رهبر انقلاب اسلامی بر کتاب «روح الله» بسمه تعالی این کتاب توانسته است چهره‌ای نزدیک به واقع از امام خمینی ترسیم کند؛ خردمندی‌، دوراندیشی، ایمان ناب،‌ اخلاص در عمل، اراده‌ی پولادین، باور ژرف به گفته و عمل و هدف خود، شجاعت بی‌نظیر، دانش گسترده، روح لطیف و زلال، امید و اعتماد به خدا.. و البته ویژگی‌های دیگری هم هست که این نویسنده به آن دست نیافته است. امام خمینی در این کتاب ــ به حقّ ــ رهبری بزرگ و بی‌نظیر است که باور او به مردمش، نیمی از محصول کار او را تشکیل می‌دهد. من هم مانند نویسنده میگویم: خدا خمینی را تا ظهور حضرت مهدی ارواحنا فداه برای اسلام و مسلمین نگهدار. مطالعه‌ی این کتاب برای نسل جوان ما بسیار سودمند است. کتاب «روح الله» را به کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟ مطالعه این کتاب برای جوانانی که می خواهند با شخصیت و سیره امام خمینی (ره) در ابعاد مختلف، چرایی و چگونگی انقلاب اسلامی و جو سیاسی جامعه قبل و بعد از انقلاب بیشتر آشنا شوند، بسیار مفید و سودمند خواهد بود.   6- حاج آقا مجتبی در میان اساتید اخلاق و مجتهدین معاصر، کسی مثل آیت‌الله مجتبی تهرانی کمیاب است. کتاب حاج آقا مجتبی، شرح گوشه‌ای از خاطرات این عالم متواضع است، کسی که شاگردی امام خمینی را افتخار خود می‌دانست. آقا مجتبی تهرانی از علمای گمنام تهران است که خیلی اهل نمایش و خودنمایی نبود. در عین حال سال‌های سال کرسی تدریس و جلسات موعظه‌اش ادامه داشت. جلساتی که ماحصلش چاپ کتاب‌های ارزشمند و کاربردی در حوزه اخلاق اسلامی است. مجموعه‌های اخلاق الهی، ادب الهی و ادب نبوی از آثار معروف در حوزه اخلاق، از جمله تالیفات ایشان است. شما با مطالعه کتاب حاج آقا مجتبی، با زندگینامه و خاطرات این استاد اخلاق و مرد الهی آشنا می‌شوید؛ از مراودات و تعاملات ایشان با بزرگان و علمای دیگر تا توصیه‌ها و سفارشاتی که به افراد مختلف داشتند؛ همگی در این کتاب جمع شده است. با مرور این کتاب، علاوه بر اطلاع از خاطرات شخصی، با توصیه‌های ناب ایشان در مورد معنویت، اخلاق، همسرداری و … نیز آشنا خواهید شد. خاطرات این کتاب، مستند و با ذکر نام راوی ذکر شده و عموما، کوتاه و مختصر است. همین نکته باعث شده این کتاب خواندنی و برای مطالعه روزمره مفید باشد.      در بخشی از کتاب می‌خوانیم حاج آقا اکثرا در ارشاداتی که نسبت به خانواده داشتند می گفتند: زن مثل نورافکن باید در خانه نورافشانی کند و مرد باید به زن انرژی بدهد تا او بتواند به نورافشانی خود ادامه بدهد… لذا پدر باید هوای مادر را داشته باشد و مدام او را با محبت کردن شارژ کند. ایشان اینطور تعبیر می کردند: موتور زن با محبت همسر روشن می شود و حرکت می کند.   7- روایت آقا لابد این خاطره از رهبر شهید انقلاب را شنیده‌اید که زمانی‌که در قم مشغول به تحصیل بودند (اوایل دهه 40)، پدرشان در مشهد با مشکل آب مروارید مواجه می‌شوند یک چشمان را از دست می‌دهند. ایشان پس از کش و قوس‌های فراوان، علی‌رغم توصیه اساتیدشان مبنی بر ماندن در قم و ادامه تحصیل، برای مراقبت از پدر، قم را رها می‌کنند و رهسپار مشهد می‌شوند. احتمالا برایمان سوال باشد که رهبر شهید انقلاب، تحت تربیت چه پدری بود که اینگونه به این مقام رسید؟ جالب است که در خاطرات آقا، نقل شده ایشان بیش از همه فرزندان، با پدرشان مانوس بودند. حالا در کتاب روایت آقا، با خاطرات و نوشته‌های رهبری در مورد پدرشان مواجه هستیم. روایاتی شنیدنی از کودکی تا بزرگسالی که خودشان تعریف می‌کنند، آن هم با آن بیان شیرین و دلنشین.  آشنایی با خاندان آیت الله خامنه ای، ارتباط فامیلی شیخ محمد خیابانی با پدر امام خامنه ای، خاطرات تلخ و شیرین دوران کودکی شهید خامنه ای، خاطرات جذاب ایام تحصیل در مشهد و گفتگوها و مراودات علمی که با پدرشان داشتند، مسافرت‌هایی که به همراه خانواده رفتند و در نهایت خاطرات ایام مبارزات انقلاب اسلامی و مسئولیت‌های بعد از انقلاب، با محوریت پدر بزرگوار شهید آیت الله خامنه ای، آیت الله سید جواد خامنه ای، و ده‌ها خاطره خواندنی دیگر، از جمله مواردی است که در کتاب روایت آقا آمده. آقا و روزگار جوانی، آقا و خانم، آقا و حوزه، آقا و سبک زندگی، آقا و سیاست، آقا و من، عناوین فصول شش‌گانه این کتاب است. خاطرات این کتاب همگی از زبان رهبر انقلاب نقل می‌شوند و این اتفاق، علاوه بر دلنشینی بیان ایشان، خیال‌مان را نسبت به مستند بودن مطالب راحت می‌کند. با مطالعه این کتاب ضمن آشنایی بیشتر با سبک زندگی شهید سید علی خامنه ای، با یک عالم دینی درجه یک، یعنی آیت الله سید جواد خامنه ای آشنا خواهید شد. ارتباط این پسر و پدر، خواندنی، جذاب و آموزنده است. در بخشی از کتاب می‌خوانیم به گمانم آن دورانی که چشم آقا - بیش از سه سال - کاملا نابینا بود، سخت ترین دوران  عمرش را گذرانده باشد؛ فقط به خاطر اینکه نمی توانست مطالعه کند. البته در آن وقت هم از ما برادران - اغلب من و گاهی برادرم، میخواست که برایش کتاب بخوانیم و می خواندیم؛ کتاب های علمی، کتابهای درسی، کتابهای تاریخی و … گاهی هم از والده می خواست و خانم هم هرچه حال داشت و می توانست می رفت کنار آقا می نشست و برای او کتاب می خواند. آقا هم آدمی نبود که نیم ساعت برایش کتاب بخوانند و بگوید کافی است! برای همین کتاب خواندن ما برای ایشان چند ساعت طول می کشید، گاهی ما خسته می شدیم، اما آقا چون اهل مطالعه بود، کم پیش می آمد که از شنیدن کتاب خسته شود. شاید اگر ده ساعت هم پشت سر هم برای آقا کتاب میخواندند، خسته نمی شدند…   8- فضیلت های فراموش شده کتاب فضیلت های فراموش شده، به زندگی و شرح حال یکی از علمای گمنام ایران پرداخته، حاج آخوند ملاعباس تربتی (1250 - 1322). این کتاب که به قلم فرزند ایشان، حسینعلی راشد نوشته شده، از جمله کتاب‌های پرفروش زندگینامه علماست. حسینعلی راشد از خطبای معروف و پرطرفدار دهه 50 شمسی است که سخنرانی‌هایش در رادیو، برای خیلی ها یادآور خاطرات آن زمان است. می‌توان گفت ملا عباس تربتی، از برجسته ترین و ممتازترین چهره‌های معنوی تاریخ معاصر ایران است. شرح حال او پر است از حکایات و اتفاقات عجیب و باورنکردنی. عالمی که اهل دنیا نبود اما از عملگی و بیل‌زدن پرهیز نداشت. در حوزه، فقه و اصول و فلسفه تدریس می‌کرد و در عین حال مردم‌دار بود و به درد مردم می‌رسید. نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی حساس بود و خانه‌اش پناهگاه عدالت‌طلبی و تظلم‌خواهی مردم. آن زمان که هنوز کار جهادی به معنایی که امروز می‌شناسیم، مرسوم نبود، ملا عباس تربتی در زمان سیل و زلزله و …، داوطلبانه به کمک مردم می‌رفت و هرکاری از دستش بر می‌آمد انجام می‌داد. تصور کنید یک عالم صاحب کرسی تدریس و یک استاد اخلاق، بیل در دست، آوار بر می‌دارد و به درد مردم رسیدگی می‌کند! حسینعلی راشد در کتاب فضیلت های فراموش شده، با قلمی روان و بیانی صمیمی، پرده از زندگی پربار این مرد خدایی و باتقوا برداشته و ما را مسافر دنیایی معنوی و دلنشین می‌کند. کسی‌که تقوای فردی  و اجتماعی را به هم گره زده و بین معنویت و سیاست پیوند برقرار کرده بود. کتاب با مقدمه مفصل جلال رفیع شروع شده و در ادامه حکایات کوتاه و آموزنده از زندگی ملا عباس تربتی را می‌خوانیم. خواندن کتاب فضیلت های فراموش شده را به همه مردم، خصوصا جوان‌ها و کسانی‌که به دنبال پیدا کردن الگوهای عملی برای زندگی هستند، دانشجویان، سیاستمداران و هم چنین طلاب و روحانیون، توصیه می‌کنیم. بخشی از کتاب فضیلت های فراموش شده در بخشی از مقدمه کتاب آمده: «وقتی آقای راشد می گوید همسرم چادر بر سر ندارد و مناسب نیست که همراه شما باشد، برمی گردد و به لباس عروسش نظر می کند و چون روسری و مانتو را می بیند که لباس سنگین و پوشاننده و فراخ و کامل است با تعجب می گوید: این لباس که از چادر پوشیده تر و پوشاننده تر است! حاج آخوند به اعتراف مرحوم راشد فرزندانش را هرگز برای مستحبات تحت فشار قرار نمی دهد و در تربیت آنان چنان است که حتی برای انجام فرایض نیز شیوه های اخلاقی مناسب و موثر را به کار می گیرد تا آنها بیشتر مجذوب باشند نه مرعوب.»   9- راه خورشیدی کتاب راه خورشیدی به قلم محمد اسفندیاری، ما را با زندگی و اندیشه علامه محمدرضا حکیمی آشنا می‌کند؛ عالم متواضع و زاهدی که اهل مشهد است و از نزدیکان دکتر شریعتی. محمدرضا حکیمی را با دوره 12 جلدی الحیاه می‌شناسند؛ موسوعه حدیثی که چینش موضوعی خاصی دارد و بسیار خواندنی است. می‌توان گفت بزرگترین مولفه‌ای که ذهن حکیمی را درگیر خود کرده بود، مسئله عدالت است. کمتر نوشته و تحلیلی از ایشان می‌بینیم و می خوانیم که در آن رنگ و بویی از عدالت به مشام نرسد. قلم ادبی بسیار زیبا و شاعرانه به اضافه فهم عمیق و نوآورانه از اسلام و اهل بیت، همراه با فضایل اخلاقی مثل زهد و پارسایی، از ویژگی‌های برجسته این شخصیت دوست داشتنی ایران معاصر است. حالا محمد اسفندیاری در کتاب راه خورشیدی، به طور مفصل، زندگی و فصول مختلف اندیشه حکیمی را برای ما بازگو می‌کند. از محمد اسفندیاری دو کتاب زندگی‌نامه دیگر از آیت الله طالقانی و دکتر علی شریعتی با نام‌های انسانم آرزوست و شعله بیقرار منتشر شده است. مطالعه این کتاب را به کسانی‌که مشتاق خوانش اجتماعی و عدالت خواهانه از اسلام هستند پیشنهاد می‌کنیم.   10- تندیس پارسایی سخن گفتن از شخصیت بی نظیر حاج شیخ غلامرضا یزدی (فقیه خراسانی) (1257 - 1338) اصلا و ابدا در قد و قواره نویسنده این مطلب نیست و نخواهد بود. عالمی که به حق، فخر روحانیت شیعه بود و هست و خواهد بود. قلهای که به‌تنهایی مایه شرمساری و خجالت جمع کثیری از روحانیت است؛ به خاطر اینکه اگر خود را با او مقایسه کنند، ابدا بتوانند شبیه او بشوند!  کرامات زیادی از حاج شیخ غلامرضا فقیه خراسانی نقل شده و دهان به دهان چرخیده. عالمی که به گفته خودش در زمان زندگی‌اش در یزد، هیچ روستایی نبوده که به آن سر نزده باشد! خمس و وجوه خیریه هر روستا را با اجازه‌ای که از آقای بروجردی داشته، در همان جا خرج می‌کرده. مردم محله بسیار به او علاقه و ارادت داشتند و نقل است که زمان تشییع، از روستای طزرجان یزد، تا شهر یزد، مسافتی قریب به 50 کیلومتر!! بر دستان مردم تشییع شده است!  عالم زاهدی که می‌گویند بیش از 20 بار برایش خانه خریدند و او باز هم خانه‌اش را به جوان‌ها و افراد بی‌خانه بخشید! کسیکه در زمان قحطی نان و آرد، حتی برای یهودی‌ها و زرتشتی‌های یزد هم آرد و آذوقه غذایی می‌برد!  در عین حال، در فقه مجتهد بود و از نظر علمی، مرتبه بالایی داشت.  اینها فقط گوشه‌ای از خاطرات تکان دهنده این مرد بزرگ است. برای مطالعه ناگفته های بیشتر از زندگی این عالم بی‌نظیر و مردمی، کتاب تندیس پارسایی به قلم میرزا محمد کاظمینی را بخوانید و لذت ببرید. بخشی از کتاب تندیس پارسایی بارها برای حاج شیخ قالی می فرستادند، اما او یا نمی پذیرفت و یا بلافاصله آن را به در خانه نیازمندان می فرستاد و می گفت: او قالی فرستاده که برود بهشت، خدا به ایشان بهشت بدهد. وی تا آخر عمر بر حصیر و بوریا می نشست. فرزند ایشان به نقل از یکی از مراجعان می گفت: سوالی شرعی داشتم و به منزل حاج شیخ رفتم تا جواب خود را از ایشان جویا شوم. وقتی داخل اتاق شد، دیدم بوریا و حصیری همراه با پوست گوسفندی که زیرانداز ایشان بود، پهن است. از این سادگی بهت زده شدم! با خود گفتم بروم ببینم آیا در سایر اتاق ها فرش وجود دارد یا نه. دیدم که در تمام اتاقها فقط حصیری پهن است و بس!   11- صحبت سال ها همگان نام آیت الله بهجت را شنیده‌ایم و کم و بیش ایشان را می‌شناسیم. در کتاب صحبت سال ها، تلاش شده تا ناگفته‌ها و ناشنیده‌هایی از زندگی و خاطرات ایشان جمع‌آوری شود. اما با یک تفاوت اساسی و مهم با سایر کتاب‌ها. راوی کتاب، پسر ایشان، علی بهجت است. این کتاب، جمع‌آوری سخنان و مصاحبه‌های علی بهجت درباره خاطرات و سبک زندگی و مرام پدر بزرگوارشان، آیت الله بهجت است. همین نکته، امتیاز جدی این کتاب در مقایسه با کتاب‌های دیگر را به ما نشان می‌دهد. قطعا علی بهجت حرف‌های ناشنیده زیادی از پدر خود برای ما دارد. کتاب صحبت سال ها در سه بخش زندگی‌نامه، ویژگی‌ها و برخی از رویکردها و نظرها تدوین شده است.   12- علامه: صد روایت کوتاه و خواندی از زندگی علامه طباطبایی زندگی و خاطرات علامه محمدحسین طباطبایی، فیلسوف، فقیه و مفسر قرآن، قطعا خواندنی و جذاب و درس آموز است. به‌حق می‌توان گفت حضور و فعالیت علمی علامه، نقطه عطفی در تاریخ اندیشه دینی ایران است. برداشت عقلانی از دین، نظریه‌پردازی در فلسفه صدرایی و طرح جدی تفسیر قرآن به قرآن، از جمله آراء ایشان است که موجب تحولات بسیاری در اندیشه دینی ایران شده. کتاب‌های زیادی در مورد زندگی ایشان نوشته شده از جمله کتاب شمس الوحی تبریزی نوشته آیت الله جوادی آملی و یا کتاب مهر تابان از محمدحسین طهرانی. اما کتاب حاضر یعنی کتاب علامه: صد روایت از زندگی علامه طباطبایی، کتابی کم‌حجم و مختصر، با متنی جذاب است که برای شروع مطالعه و آشنایی کلی با ایشان خوب و مناسب است. گفتنی است کتاب حاضر، جلد سوم از مجموعه قاف است که به زندگی علما می‌پردازد.  جلدهای دیگر این مجموعه از این قرار است:  استاد: صد روایت از زندگی آیت الله سید علی قاضی روح خدا: مروری بر سبک زندگی و حالات توحیدی امام خمینی (ره) طبیب: صد روایت از زندگی میرزا جواد آقا ملکی تبریزی  13- 7 روایت خصوصی از امام موسی صدر اواخر دهه سی شمسی، به درخواست شیعیان لبنان و علامه شرف الدین، از سید موسی صدر دعوت می‌شود تا به لبنان برود و زعامت شیعیان را عهده‌دار شود. موسی صدر با توصیه آیت الله بروجردی این پیشنهاد را می‌پذیرد و اینگونه فصل جدیدی از زعامت دینی و تاثیرگذاری اجتماعی در لبنان با حضور سید موسی صدر شکل می‌گیرد. درباره امام موسی صدر حرف و سخن بسیار است و کتاب‌های زیادی هم در باب اندیشه، خاطرات و گفتارهایشان به چاپ رسیده؛ کتاب‌هایی که عموما توسط موسسه امام موسی صدر به چاپ رسیده اند. کتاب 7 روایت خصوصی، به قلم حبیبه جعفریان، کتابی کوچک و خلاصه از خاطرات ایشان است. جعفریان به سراغ نزدیکان سید موسی صدر رفته و با آنان به گفتگو و مصاحبه نشسته.  حاصل این گفتگوها منجر به نوشتن 7 روایت شده: ملیحه: کوچکترین فرزند | پری خانم: همسر | صدری: فرزند ارشد | حورا: دختر ارشد | علی صدر: برادر بزرگتر |خواهرها: طاهره، فاطمه، زهرا و ربابه صدر | خواهر هشتم: فاطمه صدر عاملی، خواهرزاده | ام غیاث: دوست خانوادگی از آنجا که متن کتاب پیاده شده گفتگوهاست، ساده و خوشخوان است. قوت قلم حبیبه جعفریان در شرح حال نویسی و خلق روایت‌های جذاب، باعث می‌شود یک نفس به خواندن کتاب ادامه دهید. امام موسی صدر، از جمله علمایی است که حرف زدن از زندگی و اندیشه‌هایش تمام نشدنی است. عالمی که مرز اندیشه و عمل را به صفر رساند و با پایه‌ریزی جنبش امل در لبنان، علاوه بر فعالیت‌های دینی و فرهنگی، و همچنین فعالیت های اجتماعی و کمک به مردم محروم، پایه‌گذار مبارزه با ظلم صهیونیسم شد که برکات آن را بعدا در تشکیل حزب الله لبنان دیدیم. حالا در کتاب 7 روایت خصوصی، فارغ از همه هیاهوهای سیاسی و اجتماعی، پای صحبت نزدیک‌ترین افراد به موسی صدر می‌نشینیم و از رفتار او در خانه و با خانواده می‌شنویم. اگر هنوز با این مرد بزرگ آشنا نشدید، این کتاب بهانه خوبی برای مطالعه کتاب‌های بیشتر از ایشان و آشنایی با تفکر دینی موسی صدر است.    14- من محمد حسینی بهشتی هستم کتاب من محمد حسین بهشتی هستم، زندگی‌نامه و شرح حال شهید بهشتی است از زبان خودشان! این نکته رنگ و بوی دیگری به کتاب می‌بخشد. اصولا کتاب‌های زندگی‌نامه که از زبان خود افراد نوشته شده، هم از جهت سندیت، کتاب‌های مطمئن و موثقی هستند هم از جهت شیرینی و دلنشینی، در تراز بالا! تصور کنید پای صحبت‌های بهشتی نشسته‌اید، با آن خطابه گرم و گیرا، و او دارد خودش را روایت می‌کند! چه شد که بهشتی بهشتی شد؟! تصورش هم شیرین است. مطالب این کتاب از خلال مصاحبه‌ها و گفتگوهای شهید بهشتی تدوین شده است.  با مطالعه این کتاب با زندگی پرفراز و نشیب شهید بهشتی آشنا می‌شوید و کم و بیش از افکار و دیدگاه‌های او می‌شنوید. جالب است که زندگی ایشان، فراز و نشیب‍‌های زیادی هم داشته. از حضور در ایران و تحصیلات گرفته، (هم حوزوی و هم دانشگاهی) تا فعالیت‌های فرهنگی در زمان پهلوی و سفر به هامبورگ و ایجاد تشکیلات دینی در آنجا تا حضور مجدد در ایران و حواشی قبل از انقلاب و بعد از انقلاب، همه و همه بخش‌های مختلف زندگی ایشان است که در این کتاب از زبان خودشان مرور می‌کنیم. پایان بخش این کتاب نیز وصیت‌نامه شهید بهشتی است. در بخشی از کتاب میخوانیم در سال 1324 از پدر و مادرم خواستم که اجازه بدهند شب‌ها هم در حجره‌ای که در مدرسه داشتم بمانم و به تمام معنا طلبه شبانه‌روزی باشم، چون از یک‌نظر، هم فاصلهٔ منزل تا مدرسه 4- 5 کیلومتری می‌شد و به این ترتیب هر روز مقداری از وقتم از بین می‌رفت، و هم در خانه‌ای که بودیم پرجمعیت بود و من اتاقی برای خودم نداشتم و نمی‌توانستم به کارهایم بپردازم. البته در آن موقع فقط یک خواهر داشتم ولی با عموها و مادربزرگم همه در یک خانه زندگی می‌کردیم. به این ترتیب خانهٔ ما شلوغ بود و اتاق کم. سال 1324 و 1325 را در مدرسه گذراندم و اواخر دورهٔ سطح بود که تصمیم گرفتم برای ادامهٔ تحصیل به قم بروم. این را بگویم که در دبیرستان در سال اول و دوم زبان خارجی ما فرانسه بود و در آن دو سال، فرانسه خوانده بودم ولی در محیط اجتماعی آن روز آموزش زبان انگلیسی بیشتر بود و در سال آخر که در اصفهان بودم تصمیم گرفتم یک دورهٔ زبان انگلیسی یاد بگیرم.   15- دایره المعارف مصور امام خمینی، امام خامنه ای و شهید بهشتی از نشر سایان در میان ناشران ایران، نشر سایان به طور تخصصی به نشر دایره المعارف‌های مصور در موضوعات مختلف علمی و تاریخی اهتمام دارد. از جمله آثار ارزشمند این انتشارات، پروژه‌ای است که با تحقیق جعفر شیرعلی نیا، محقق و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران، انجام شده. در این مجموعه، شیرعلی نیا به سراغ شخصیت‌های مهم و اثرگذار تاریخ معاصر ایران رفته و زندگی‌نامه کامل و مصور این افراد را تدوین کرده؛ آن هم نه یک تدوین معمولی و یک سری خاطره عادی؛ بلکه تلاش کرده تا ناگفته ها و حواشی‌های مهم مربوط به افراد را مطرح و بررسی کند. و هم‌چنین به بهانه مطرح کردن زندگینامه، اشاره‌ای به تحولات مهم تاریخی آن دوره داشته باشد. تاکنون 4 جلد از این مجموعه به شرح زیر به چاپ رسیده: دایره المعارف مصور تاریخ زندگی امام خمینی روایتی از زندگی و زمانه حضرت آیت الله سید علی خامنه ای روایتی از زندگی و زمانه آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی روایتی از زندگی و زمانه ی آیت الله سید محمد بهشتی  با مطالعه این کتاب‌ها، به گنجینه‌ای جذاب از تاریخ معاصر ایران دست پیدا خواهید کرد که به جرات می توان گفت در کتاب‌های دیگر و حتی منابع اینترنتی و مجلات نیز قابل دسترسی نیست. مثلا در مورد شهید بهشتی، یکی از مباحث جنجالی، حضور همسر و دختر ایشان در دهه 40 شمسی با پوششی بدون چادر در آلمان بوده. این واقعه به صورت کامل و با تمام حواشی‌اش در کتاب روایتی از زندگی و زمانه بهشتی مطرح شده. به همراه عکس‌ها و مستندات و دست نویس‌ها. از اینطور موارد در همه کتاب‌های این مجموعه قابل مشاهده است و لذت مطالعه آن را دوچندان می‌کند.  کتاب‌ها در قطع رحلی و با کاغذ گلاسه و رنگی منتشر شده و مانند بقیه کتاب‌های نشر سایان، از کیفیت بسیار بالایی در چاپ برخوردار است.   مطالعه زندگینامه علما، توصیه موکد دینی مطالعه کتاب‌های زندگی نامه علما، از جمله توصیه‌های اساتید اخلاق و عالمان دینی است که در روایت اهل بیت (ع) نیز به آن اشاره شده. با مطالعه کتاب‌های زندگی نامه علما، علاوه بر آنکه اطلاعات تاریخی خوبی از دوره زندگی‌شان به دست می‌آوریم، با سبک زندگی و سیره انسان‌هایی آشنا می‌شویم که در زمانه خود، چندین پله از انسان های روزگارشان بالاتر بوده‌اند.  اطلاع از شرایط زندگی، افکار و مراحل مختلف زندگی بزرگان اهل علم، علاوه بر اینکه به ما نکات ارزشمند زیادی را یاد می‌دهد، منجر به انگیزه بخشی و امید نیز می‌شود. وقتی بدانیم این بزرگان در چه شرایط سختی، روحیه و ایمان خود را حفظ کردند و منشا خیر و برکت در جامعه شدند، امیدوار می‌شویم و تلاش می‌کنیم تا ما هم بتوانیم نسبت به وسع و ظرفیت خودمان قدمی برداریم. ضمن اینکه آشنایی دسته اول و مواجهه مستقیم با زندگی علمای دینی، زمینه بسیاری از خرافات و شبهات موجود را برطرف می‌کند. خرافاتی و شبهاتی که به خاطر واسطه‌های متعدد و گاها بی اطلاع و حتی خائن، در ذهن و روان ما رسوخ کرده و اینجا، تنها روایت دسته اول و مستند است که می‌تواند غبار شبهه را پاک کند.   جای خالی خوبان علما و دانشمندان زیادی بودند که می‌شد در این مطلب از آنها یاد کرد و بر زندگی‌نامه‌شان مروری داشت. از علمای معاصر مثل آیت الله مصباح یزدی، آیت الله خوشوقت، آیت الله مجتهدی تهرانی، علامه جعفری، شهید بزرگوار مطهری گرفته تا علمای پرافتخار قرون اسلامی در ایران، در قرن‌های پیش. امیدواریم مجالی تازه پیش بیاید تا ناگفته‌ها و خاطراتشان را مرور کنیم و چرخی در هوای فکری‌شان بزنیم. صفحه به صفحه ایران اسلامی، پر است از علمایی که درد مردم داشتند و در زهد و تقوا و عدالت، سرآمد روزگار بودند و در کنار همه اینها، به پیشبرد علمی ایران کمک کردند.    خرید بهترین کتابهای زندگینامه علما از سایت پاتوق کتاب شما می‌توانید برای تهیه راحت و بی دردسر کتاب‌های این مطلب، سفارش خود را با تخفیف از سایت پاتوق کتاب ثبت کنید. همکاران ما در پاتوق کتاب با تمام تلاش سعی دارند تا کتاب‌ها با بهترین شرایط تهیه شده و به دست شما برسد.
فهرست کتاب لاک پشت پرنده
فهرست کتاب لاک پشت پرنده
یکی از دغدغه‌های همیشگی والدین و مربیان و معلمان و خلاصه هرکسی که با کودکان و نوجوانان سروکار دارد، چگونگی انتخاب بهترین کتاب برای هر گروه سنی یا از آن هم اختصاصی‌تر، برای هر کودک و نوجوانِ به‌خصوص است. هرکس با این مشکل به گونه‌ای برخورد می‌کند. عده‌ای به کتاب‌فروشی‌ها سر می‌زنند و خودشان کتاب‌ها را بررسی می‌کنند یا از فروشنده‌ها راهنمایی می‌گیرند، بعضی‌ها فعالان حوزه‌ی کتاب را در فضای مجازی دنبال کرده و به حرف آن‌ها گوش می‌دهند و عده‌ای هم به سراغ کتاب‌هایی می‌روند که جوایز نام‌آشنا گرفته‌اند یا نامشان در فهرست‌های معتبر آمده است. یکی از فهرست‌هایی که همواره عده‌ی زیادی برای انتخاب کتاب‌های فرزندانشان به آن اعتماد می‌کنند، فهرست لاک‌پشت پرنده است. لاک‌پشت پرنده دقیقاً چیست؟ فهرست لاک‌پشت پرنده که اولین فهرست خود را در سال 1391 منتشر کرد، مجموعه‌ای از کتاب‌های برگزیده‌ی هر فصل برای کودکان و نوجوانان ایرانی است. این آثار پس از بررسی کتاب‌های منتشرشده در هر فصل، توسط جمعی از منتقدان، نویسندگان و کارشناسان ادبیات کودک و نوجوان انتخاب می‌شوند. فهرست‌های منتشر شده دسته‌بندی مشخصی دارند تا به کتاب‌هایی در حوزه‌های مختلف توجه شود و طیف وسیع‌تری از مخاطبان و نیازهای آن‌ها را در بر بگیرد. حوزه‌هایی شامل ادبیات، علمی و آموزشی، دین و علوم انسانی، هنر و سرگرمی و کتاب‌های زیر پنج سال. علاوه‌بر این، هیئت داوران لاک‌پشت پرنده در پایان هر سال نیز کتاب‌های شاخص را برمی‌گزینند و به آثار منتخب، نشان‌های طلایی و نقره‌ای اعطا می‌کنند. یکی از تفاوت‌های مهم لاک‌پشت پرنده با بسیاری از جوایز ادبی این است که فعالیت آن تنها به انتخاب چند برنده‌ی نهایی محدود نمی‌شود. این فهرست در طول سال به‌صورت مستمر کتاب‌ها را بررسی و رتبه‌بندی می‌کند و در نتیجه خانواده‌ها و مربیان به جای مواجهه با چند اثر برگزیده، به مجموعه‌ای گسترده از پیشنهادهای متنوع دسترسی پیدا می‌کنند. به این شکل هر فرد یا خانواده‌ای می‌تواند بر اساس نیاز و الگوی خرید خودش، به سراغ فهرست مناسب رفته و انتخاب‌های دقیق‌تری داشته باشد. فهرست لاک‌پشت پرنده از دل همکاری گروهی از متخصصان ادبیات کودک و نوجوان، پژوهشنامه‌ی ادبیات کودک و نوجوان و مؤسسه‌ی شهر کتاب شکل گرفت و در طول بیش از یک دهه فعالیت خود به یکی از شناخته‌ شده‌ترین مراجع معرفی کتاب کودک و نوجوان در ایران تبدیل شده است. هیئت داوران فعلی این مجموعه به نقل از وبگاه رسمی لاک‌پشت پرنده، شامل این افراد است: حمید اباذری، معصومه انصاریان، محمود برآبادی، جعفر توزنده‌جانی، شکوه حاجی‌نصرالله، مینا حدادیان، شیوا حریری، شادی خوشکار، فاطمه زمانی، علی‌اصغر سیدآبادی، رودابه کمالی، گیسو فغفوری، نلی محجوب، مریم محمدخانی، فرمهر منجزی، رؤیا میرغیاثی و سید مهدی یوسفی. کتاب‌ها چه‌طور به فهرست لاک‌پشت پرنده راه پیدا می‌کنند؟ لاک‌پشت پرنده یک آئین‌نامه و شیوه‌نامه‌ی مشخص برای داوری دارد که سعی کرده نیازها و مقتضیات خردسال، کودک و نوجوان ایرانی امروز را در نظر بگیرد و متناسب با این دغدغه‌ها، بهترین کتاب‌های هر فصل و سپس هر سال را به مخاطبان معرفی کند. این آئین‌نامه که البته به صورت مکرر و به حسب نیاز ویرایش و تعدیل هم می‌شود، در وبگاه رسمی لاک‌پشت‌ پرنده موجود است و دغدغه‌مندان می‌توانند به آن مراجعه کرده و در صورت موافقت با بندهایش، با خیال راحت‌تری به فهرست‌های منتشرشده توسط این مجموعه اعتماد کنند. اگر بخواهیم به عنوان مثال به چند مورد از معیارهای لاک‌پشت پرنده برای انتخاب کتاب‌ها اشاره کنیم، می‌توان موارد زیر را در نظر گرفت: •    احترام به ارزش‌های مردم ایران و پرهیز از طرح مسایلی که در آن‌ها ارزش‌های مردم و اقوام ایرانی مورد تمسخر قرار گیرند؛ •    توجه به زیست هم‌زمان کودکان ایرانی در چارچوب مرزهای ملی و عضویت در جامعه‌ی جهانی؛ •    توجه به روحیه‌ و تفکر انتقادی و برجسته‌سازی پرسشگری؛ •    احترام به تفاوت‌های فردی کودکان و مقاومت در برابر یکسان سازی و همسان سازی کودکان و توجه به احساس رهایی آنان. نشان‌های طلایی و نقره‌ای لاک‌پشت پرنده دقیقاً چه هستند و چه فرقی با فهرست‌ها دارند؟ همان‌طور که پیش‌تر هم اشاره شده، لاک‌پشت پرنده هر فصل فهرستی از کتاب‌های منتخب منتشر می‌کند که البته بر اساس کیفیت کتاب‌ها و همخوانی آن‌ها با ارزش‌های مجموعه، رتبه‌بندی شده‌اند. به کتاب‌هایی که بیشترین نوآوری و هماهنگی را داشته باشند، پنج یا شش لاک‌پشت تعلق می‌گیرد و همین‌طور به ترتیب کم‌تر می‌شوند تا به سه لاک‌پشت می‌رسند. راهنمایی‌های لازم برای استفاده از فهرست‌ها هم به همراه آن‌ها منتشر می‌شود تا مخاطبان بتوانند به راحتی از فهرست‌ها استفاده کنند. اما در انتهای هر سال، تعدادی از کتاب‌هایی که در طی فهرست‌های فصلانه‌ی همان سال توانسته‌اند به پنج یا شش لاک‌پشت دست یابند، به عنوان نامزدهای نشان لاک‌پشت پرنده معرفی می‌شوند. پس از طی شدن فرایند داوری، تعدادی از این کتاب‌ها به نشان طلایی و تعدادی هم به نشان نقره‌ای لاک‌پشت پرنده دست می‌یابند. تعدادی از این نشان‌ها هم به نویسنده‌ها، مترجمان و تصویرگرانی تعلق می‌گیرد که توانسته‌اند تاثیر مثبت و چشمگیری روی ادبیات کودک و نوجوان بگذارند. پس اگر فردی فرصت نداشته باشد که تمام فهرست‌های هر فصل را بررسی و بر اساس آن‌ها انتخاب کند، می‌تواند به راحتی سراغ کتاب‌ها، نویسنده‌ها، مترجمان و تصویرگرانی برود که در طی سال‌ها توانسته‌اند نشان‌های نقره‌ای و طلایی لاک‌پشت پرنده را به دست بیاورند و از بین آن‌ها انتخاب کنند. فهرست تعداد زیادی از این برندگان در وبگاه رسمی لاک‌پشت پرنده و همچنین در صفحه‌ی ویکی‌پدیای این فهرست، موجود است. تعدادی از برندگان نشان‌های نقره‌ای و طلایی لاک‌پشت پرنده در طی سال‌ها: لازم به ذکر است که همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، آئین‌نامه و معیارهای انتخاب کتاب‌های فهرست لاک‌پشت پرنده هر سال بروزرسانی شده و به اطلاع مخاطبان می‌رسد. به همین علت هم ممکن است برخی برندگان سال‌های گذشته، کاملاً و صد درصد با معیارهای فعلی منطبق نباشند. با این حال داشتن فهرستی از کتاب‌هایی که در طی سالیان توانسته‌اند به نشان‌های نقره‌ای و طلایی لاک‌پشت پرنده دست پیدا کنند، خالی از لطف نیست و می‌تواند در انتخاب کتاب به خیلی از افراد کمک کند. البته هیچ فهرست یا جایزه‌ای نمی‌تواند جایگزین سلیقه، نیازها و شرایط خاص هر کودک شود. با این حال فهرست‌هایی مانند لاک‌پشت پرنده می‌توانند نقطه‌ی شروع مناسبی برای والدین، مربیان و کتابداران باشند و فرایند انتخاب کتاب را ساده‌تر و مطمئن‌تر کنند. به همین دلیل هم ما در این‌جا فهرست ده مورد از کتاب‌های برگزیده در طی این سال‌ها را در کنار معرفی کوتاهی از هرکدام آورده‌ایم تا افراد بهتر بتوانند درباره‌ی آن‌ها تصمیم بگیرند. 1- پسر اقیانوس مهدی رجبی | هاله قربانی | نشر افق «پسر اقیانوس» یک کتاب تصویری برای خردسال و کودک است که در حوزه‌ای نوشته شده که خیلی اوقات مغفول واقع می‌شود: کودک در بحران. در این کتاب ما با پسربچه‌ای همراه می‌شویم که شهر و محل زندگی‌اش قربانی سیل شده و حالا مجبور است با این شرایط جدید کنار بیاید. خواندن چنین کتاب‌هایی در کنار بچه‌ها، هم به کودک و هم به والد کمک می‌کند راه‌هایی برای صحبت کردن از شرایط بحرانی و تلاش برای برون‌رفت از آن به نحو احسن پیدا کنند. 2- درخت آرزو کاترین اپلگیت | آناهیتا حضرتی | نشر پرتقال کتاب «درخت آرزو»، اثری فانتزی نوشته‌ی کاترین اپلگیت است. مخاطب در این کتاب با درخت بلوطی به نام قرمز همراه می‌شود که سال‌های زیادی از عمرش می‌گذرد. او یک درخت آرزو است و مردم محل، آرزوهایشان را بر روی تکه‌های لباس می‌نویسند و به شاخه‌های او می‌بندند. این درخت آرزو به همراه کلاغی به نام بانگو و سایر حیواناتی که در گوشه و کنار تنه‌اش پناه می‌گیرند، مراقب محله نیز هست. همه‌چیز خوب است تا این‌که خانواده‌ای جدید به محله می‌آیند. بسیاری از ساکنین محله از این اتفاق ناراضی هستند و حالا تجارب قرمز به عنوان یک درخت آرزو، از هر وقت دیگری مهم‌تر شده است. 3- چرا ما خارج از شهر زندگی می‌کنیم؟ پتر اشتام | یوتا باوئر | گیتا رسولی | نشر افق  کتاب «چرا ما خارج از شهر زندگی می کنیم؟» یک کتاب عالی برای تمام خانواده‌ها است که برای کودک نوشته شده، ولی احتمالاً بزرگسالان زیادی هم می‌توانند از خواندن آن به همراه کودکان یا حتی به تنهایی، لذت ببرند. پتر اشتام در این کتاب از جست‌وجو برای مکانی می‌گوید که بتوانید در آن بمانید، جایی که احساس کنید در خانه خود هستید. شاید درس پایانی این کتاب، این باشد که خانواده به خاطر آدم‌هایی که آن را تشکیل می‌دهند است که خانواده می‌شود و نه به خاطر جایی که در آن زندگی می‌کنند و خلاصه هرچیز دیگری. 4- گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه‌ی جزیره‌ی رنگ‌ها جمشید خانیان | نشر افق «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه‌ی جزیره‌ی رنگ‌ها»، داستان پسری‌ست که به درخواست مادرش قبول می‌کند لطفی در حق یک فرد ناشناس بکند و البته دستمزدی هم برای آن دریافت کند: تنها ساعاتی از یک روز را با او سپری کند. در ابتدا چنین پیشنهادی برای پسر خیلی عجیب به نظر می‌رسد، ولی در طی این ملاقات به حقایقی درباره‌ی این فرد و خانواده‌اش پی می‌برد که باعث می‌شود همه‌چیز با عقل جور در بیاید. این کتاب قطعاً برای همه‌کس نیست، ولی آن‌هایی که رازش را درک کنند، احتمالاً برای مدت‌ها نمی‌توانند دست از فکر کردن به این داستان و شخصیت‌هایش دست بردارند.  5- رودخانه‌ی واژگون ژان کلود مورلوا | نوید اعطارشرقی | محراب قلم «رودخانه‌ی واژگون» یک دوگانه است که هر جلد آن از دید یک نفر روایت می‌شود، یعنی شخصیت‌های اصلی داستان؛ هانا و تومک. تومک پسری معمولی است که در خواروبارفروشی‌ای معمولی کار می‌کند، تا این‌که در ابتدای جلد اول، دختری ناشناس به نام هانا سر از مغازه‌ی آن‌ها در می‌آورد و از تومک می‌پرسد که آیا رودخانه‌ی واژگون را می‌شناسد یا نه، رودخانه‌ای که قوانین زندگی و مرگ را دستکاری می‌کند. این آغاز سفری پرماجرا برای هانا و تومک است که تا کتاب‌ها را نخوانیم، نمی‌دانیم در نهایت آن‌ها را به کجا می‌رساند. 6- سایه‌ی هیولا عباس جهانگیریان | کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ایران آدم‌های زیادی درباره‌ی محیط زیست، حیات وحش و لزوم محافظت و مراقبت از آن‌ها حرف می‌زنند؛ ولی چه کسی یا کسانی واقعاً این کارها را انجام می‌دهند؟ «سایه‌ی هیولا» داستان دختری به نام مارال است که به همراه پدر، برادر و پدربزرگش در منطقه حفاظت‌شده‌ی پارک ملی گلستان زندگی می‌کند. پدر مارال محیط‌بان است و در راه مبارزه با شکارچیان غیرقانونی، دچار دردسرها و مشکلات زیادی شده است. حالا مارال مجبور است علاوه‌بر تلاش برای نجات پدرش از این مخمصه، به زندگی کردن بدون او و مراقبت از خودش و برادرش و البته حیواناتی که در همسایگی‌شان زندگی می‌کنند هم کم‌کم عادت کند. 7- تو لک‌لکی یا دارکوب؟ علی خدایی | کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ایران تا به حال کودک خود را به باغ‌وحش برده‌اید؟ مثلاً، او یوزپلنگ، طاووس یا زرافه را دیده است؟ موش و ماهی و کلاغ را چطور؟ «تو لک لکی یا دارکوب؟» باغ‌وحش را به خانه‌ی شما می‌آورد. در هر صفحه‌ از کتاب، عکس چند حیوان قرار دارد که با ورق زدن به حیوانی دیگر بدل می‌شوند. نه‌تنها بچه‌ها از دیدن حیوانات در این کتاب خوشحال می‌شوند، بلکه هنر نویسنده و تصویرگر آن، علی خدایی، حتی بزرگترها را هم به شگفتی وامی‌دارد. 8- اختراع هوگو کابره برایان سلزنیک | رضی هیرمندی | نشر افق «اختراع هوگو کابره» یک سینمارمان است که برایان سلزنیک آن را نوشته و تصویرگری کرده است. در این کتاب ما داستان هوگو را دنبال می‌کنیم، پسری که تمام انگیزه و دغدغه‌اش در زندگی تعمیر کردن دستگاهی است که مطمئن است پیامی از سمت پدرش که از دنیا رفته برایش به ارمغان خواهد آورد. تجربه‌ی خواندن اختراع هوگو کابره به سبب فرم خاصی که دارد، چیزی فراتر از مطالعه‌ی صرف خواهد بود که هم برای کتاب‌خواَن‌های حرفه‌ای و هم برای آن‌ها که تازه مطالعه را شروع کرده‌اند، لذت‌بخش و هیجان‌انگیز است. 9- هستی فرهاد حسن‌زاده | کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ایران شخصیت اصلی کتاب «هستی»، دختری نوجوان و پرشر و شور است که عاشق تمام کارهایی است که بزرگترها پسرانه می‌دانند. هستی به همراه خانواده‌اش در آبادان زندگی می‌کند، ولی شرایط جنگی آن‌ها را مجبور می‌کند که وسایلشان را جمع کرده و به سمت ماهشهر حرکت کنند. اما این‌که هستی چه‌طور با این شرایط جدید و زندگی جدید و همراهی با خانواده و مخصوصاً پدری که به نظر می‌رسد هیچ‌ جوره قصد ندارد او را درک کند کنار می‌آید، مسئله‌ای است که تنها پس از خواندن کتاب مشخص می‌شود. 10- عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی جمشید خانیان | کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ایران «عاشقانه های یونس در شکم ماهی» رمانی است که جمشید خانیان برای نوجوانان به رشته‌ی تحریر درآورده است. سارا دختری‌ست سیزده‌ساله که همراه خانواده‌اش در آبادان زندگی می‌کند. تمام زندگی سارا با موسیقی گره خورده چرا که پدر او تعمیرکار پیانوست و همواره مشوق سارا در زمینه‌ی موسیقی بوده است. هنگامی که پدر جهت گذراندن یک دوره، راهی آلمان می شود، جنگ هشت‌ساله آغاز می‌شود و سارا به همراه دیگر اعضای خانواده به اهواز می‌روند. در راه آن ها با پسر نوجوانی به نام یونس و مادربزرگش آشنا می‌شوند و زمانی که بمباران شدت می‌گیرد، برای سوار کردن یونس و بی‌بی‌اش در وانت، مجبور می‌شوند پیانوی محبوب سارا را از ماشین خارج کنند. این اتفاق نوعی دلخوری نسبت به یونس در دل سارا ایجاد می‌کند اما از طرفی این پسر نوجوان برای او جالب است و سارا می‌خواهد بیشتر درباره‌اش بداند. یونس اما پسری است عجیب که تنها کمی از سارا بزرگ‌تر است اما خیلی بیشتر از او می‌داند؛ او خیلی بااحساس است و علاوه‌بر این‌که توجه ویژه‌ای به طبعیت و موسیقی و عشق دارد، طبع شاعرانه‌ای نیز دارد و شعر می‌گوید. اما برای چه کسی؟ خاتمه در این مقاله با فهرست لاک پشت پرنده و 10 کتابی که نشان لاک پشت پرنده را گرفته‌اند، آشنا شدیم. شما می‌توانید کتاب‌های معرفی شده در این مقاله را با تخفیف از سایت پاتوق کتاب تهیه کنید. کدام‌یک از این کتاب‌ها را خوانده‌اید؟ برایمان بنویسید. نظر شما نسبت به فهرست لاک پشت پرنده چیست؟ به قلم «فاطمه حیدری»
پاتوق کتاب؛ خرید اینترنتی کتاب

پاتوق کتاب؛ خرید اینترنتی کتاب

حتما این جمله را شنیده‌اید که کتاب غذای روح است. هیچ‌کس منکر این واقعیت نیست که انسان‌ها با خواندن کتاب می‌توانند در جهت رشد و تعالی روح خود قدم بردارند. بنابراین انسان‌های امروزی که در دوران بمب اطلاعاتی و جهش علمی زندگی می‌کنند، باید به طور پیوسته به مطالعه‌ی کتاب بپردازند و دانسته‌های خود را بروز کنند؛ زیرا تنها با توسل به اطلاعات و داده‌های اینترنت نمی توان اطلاعات خود را افزایش داد. پس کتاب، به عنوان منبع علمی بسیار مهم که از دیرباز مورد توجه اهالی علم بود است،‌ باید به جزئی جداناپذیر در زندگی ما تبدیل شود. نکته‌ی دیگر این است که امروزه اکثر خرید‌ها به صورت اینترنتی اتفاق می‌افتد. کتاب از این موضوع استثناء نیست و در حال حاضر فروشگاه‌های اینترنتی کتاب فراوانی موجود هستند که می‌توان از آن‌ها خرید کرد.
پاتوق کتاب یکی از سایت‌های فروش اینترنتی کتاب است که مجموعه‌ی کتاب هایی با موضوعات متنوع ارائه می‌کند. در ادامه درمورد ویژگی‌های این فروشگاه اینترنتی بیشتر توضیح خواهیم داد.
پاتوق کتاب، فروشگاه آنلاین کتاب در تمامی حوزه‌ها و زمینه‌ها است و گزینه‌ی مناسبی برای تمامی اقشار جامعه به حساب می‌آید. خانواده ها، جوانان و نوجوانان و کودکان و سایر افراد می‌توانند با سفارش در سایت پاتوق کتاب، در کوتاه‌ترین زمان، کتب مورد نظر خود را تهیه کنند.ارسال سریع یکی از اهداف همیشگی ما بوده است. این سایت، انواع کتاب‌ها را از جمله کودک و نوجوان، عمومی و ... را در دسته‌بندی‌های مجزایی مشخص و جدا کرده است تا مخاطب بتواند به سریع‌ترین حالت ممکن کتاب خود را پیدا کند. پاتوق کتاب، با در نظر گرفتن گروه‌های مختلف و موضوعات متنوع کتاب ها، به عنوان مرجع جامع فروش کتاب محسوب می‌شود. بنابراین، تمامی افراد با ورود به این سایت، می‌توانند با موفقیت خرید کتاب خود را انجام دهند.
ویژگی بارز این فروشگاه نسبت به سایر فروشگاه ها، بررسی کامل و دقیق تمامی کتاب‌های موجود در این سایت، می‌باشد. به این صورت که اطلاعات داده شده، به مشتریان این امکان را می‌دهد تا اطلاعات جامعی نسبت به محصولات و کتاب‌ها پیدا کنند و بتوانند با آگاهی کامل به خرید بپردازند. ویژگی‌های هر کتاب در ذیل آن توضیح داده شده است و نظرات سایر افراد درباره‌ی کتاب مورد نظر، موجود است و مشتریان می‌توانند به مطالعه‌ی توضیحات بپردازند. مشتریان محترم می‌توانند با تماس تلفنی یا سفارش مستقیم در سایت، کتاب‌های مورد نظر خود را تهیه کنند. در راستای خرید کتاب نیز امکان دریافت مشاوره‌‌ی رایگان از طریق تماس تلفنی یا چت آنلاین وجود دارد و مشتریان می توانند سؤالات خود را مطرح کنند تا در نهایت انتخاب درستی انجام دهند. در همین راستا، یکی از ویژگی‌های مثبت این فروشگاه، ارسال سریع کتاب‌های مورد نظر است. همچنین می‌توانند با دنبال کردن پاتوق کتاب در اینستاگرام، از آخرین اخبار، مسابقات، تخفیف‌ها و رویدادهای مربوط به فروشگاه مطلع شوند.

نحوه ارسال کتاب توسط پاتوق کتاب

انتخاب شعبه، با انتخاب نزدیک ترین شعبه به خود می توانید سفارشات را در کمترین زمان دریافت کنیدو همچنین این امکان هست تا با تغییر شعبه موجودی دیگر شعب را هم مشاهده کنید. این موضوع از آن جهت مهم است که شاید برخی از عناوین در شعبه انتخابی موجود نباشد ولی با تغییر شعبه، می‌توانید کتاب مدنظرتان را در شعبه دیگری پیدا کنید.                                                                                                                   

ارسال سفارشات پستی با توجه به روز های تعطیل و 3 تا 5 روز کاری 

۷ روز ضمانت بازگشت وجه ۷ روز ضمانت بازگشت وجه
ضمانت اصالت کالا ضمانت اصالت کالا
۷ روز هفته ۲۴ ساعته ۷ روز هفته ۲۴ ساعته
امکان پرداخت در محل امکان پرداخت در محل
امکان تحویل در محل امکان تحویل در محل
طراحی فروشگاه اینترنتی توسط آلماتک