loader-img
loader-img-2
پاتوق کتاب

وبلاگ پاتوق کتاب - معرفی، نقد و بررسی

مشاهده همه
با کتاب در بهار |سه|: 4 کتاب بهاری برای بزرگسالان
با کتاب در بهار |سه|: 4 کتاب بهاری برای بزرگسالان
بهار از آن مفاهیمی است که هر آدمی را برای نوشتن از آن وسوسه می‌کند. شاید بتوان گفت که یک‌جورهایی کلیشه شده است. بهتان اطمینان می‌دهم اگر بگردید، یک‌صدم مطالبی را که برای بهار و در مدح آن نوشته شده است، برای مثلاً تابستان پیدا نمی‌کنید. می‌خواهم بگویم استفاده از الفاظ تازه برای صحبت دربارۀ مفهومی تا این حد پرطرفدار، واقعاً مشکل است. به‌هرحال حرف اصلی‌ام این بود که شاید برای بچه‌های دبستانی بهار فصل عشق و حال و تعطیلی باشد، ولی برای آدم‌بزرگ‌ها معمولاً از این خبرها نیست. درست است که سه چهار روز اولش تعطیل است، ولی خب فقط همین. به‌نظرم برای بزرگ‌ترها آن بُعد بهار که آدم را یاد شروع تازه می‌اندازد، خیلی پررنگ‌تر است. به درودیوار و درخت‌ها و گل‌ها نگاه می‌کند و می‌بیند همه تروتازه و نو شده‌ است. به آدم احساس کمبود و کهتری دست می‌دهد. به خودش می‌گوید که باید بلند شود و یک تکانی به خودش بدهد. بعد هم فهرستی، چیزی از اهداف سالانه‌اش می‌نویسد و به خودش قول می‌دهد همه را عملی کند و تا آخر سال به انسانی دیگر تبدیل شود. بعد که در عرض یک هفته از روزی نیم ساعت ورزش و بیست دقیقه مطالعه و دیدن هفته‌ای یک فیلم خسته شد، فهرست مذکور را لای کاغذهای باطله پنهان می‌کند و دوباره به زندگی عادی‌اش باز می‌گردد. ولی حتی برای همان ‌یک هفتۀ اول سال هم اگر بخواهیم روزی بیست دقیقه مطالعه را در نظر بگیریم، می‌شود 140 دقیقه یا به عبارت دیگر، دو ساعت و بیست دقیقه. زمان مناسبی است برای خواندن دست‌کم یک کتاب. این‌طور فکر نمی‌کنید؟ این هم از چهار کتاب که می‌توانید برای تصمیم اول سالتان از بینشان انتخاب کنید. 1. قصر آبی نوشته لوسی ماد مونتگومری از انتشارات قدیانی به نظر من دلایل متفاوت و متعددی برای مناسب بودن این کتاب نه‌تنها در فصل بهار، بلکه در چهار فصل زندگی وجود دارد. اما اگر بخواهیم روی دلایل بهاری بودنش تمرکز کنیم، می‌توانیم بگوییم که اولاً به شروع‌های تازه ربط دارد و ثانیاً داستان در طبیعت زیبایی اتفاق می‌افتد که حس بهار را برای آدم تداعی می‌کند. اساساً فکر نمی‌کنم هیچ‌کدام از کتاب‌های خانم «مونتگومری» نیاز به تعریف و تمجید و توضیح زیادی داشته باشند؛ زیرا اسم خود او برای خیلی‌ها تضمینی کافی برای خوب بودن یک کتاب است. نسل‌هاست که بچه‌های دنیا و به‌ویژه ایران، «آن‌شرلی» را می‌شناسند و خیلی‌ها با او بزرگ شده‌اند. «قصر آبی» هم داستانی‌ست عاشقانه با همان عناصری که زندگی با «آن» را آن‌همه برای ما لذت‌بخش کرده بودند، یک محیط طبیعی و زیبا با درخت‌های فراوان و ستودنی، زبان روان و شیوای گاهی طنزآلود، شخصیت‌های بامزه و گاهی آزاردهنده و قهرمانی که یک دختر جوان رؤیاپرداز و قوی است. بخشی از کتاب قصر آبی: تمام عمرم سعی کرده‌ام بقیه را راضی کنم و شکست خوردم. بعد از این خودم را راضی می‌کنم! دیگر هیچ‌وقت به چیزی تظاهر نمی‌کنم. تمام عمرم با دروغ و تظاهر و طفره‌ رفتن زندگی کرده‌ام. گفتن حقیقت چه نعمت بزرگی است! ممکن است نتوانم خیلی از کارهایی را که می‌خواهم بکنم، ولی دیگر هیچ کاری را که نخواهم، نمی‌کنم. مادر می‌تواند لب‌هایش را هفته‌ها جمع کند، به من ربطی ندارد. «ناامید آزاد است، امیدوار اسیر.»2. مادربزرگ سلام ‌رساند و گفت متاسف است نوشته فردریک بکمن از انتشارات نون به‌نظرم بهاری که کتابی از «فردریک بکمن» در آن خوانده شود، مبارک و باکیفیت خواهد بود. مخصوصاً کتابی که دربارۀ گذر از نوعی زمستان در زندگی باشد. اگر من بودم، ترجیح می‌دادم بدون اینکه چیزی دربارۀ داستان بدانم، درون آن پرتاب شوم. اگر شما هم مثل من هستید، بند بعد را نخوانید، ولی اگر دوست دارید کلیتی از داستان بدانید، بخوانیدشان. «مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است» در چند فصل اول ما را با یک مادربزرگ خارق‌العاده و استثنایی آشنا می‌کند که با بیش‌تر مادربزرگ‌هایی که تابه‌حال دیده و از آن‌ها شنیده‌ایم، فرق دارد. بعد مادربزرگ از دنیا می‌رود و نوه‌اش «السا» را که دخترکوچولوی عجیب و جذابی است، با تعدادی نامه که باید به دست آدم‌های مختلف برسد، تنها می‌گذارد. کتاب‌های فردریک بکمن ویژگی‌های خاص خودشان را دارند که باعث می‌شوند برای همه جذاب نباشند. اما اگر چند صفحه ازشان ورق زدید و لبخند روی لب‌تان نشست، احتمالاً شما قرار است جزو دسته‌ای باشید که طرفدار پروپاقرص این نویسنده هستند. بخشی از کتاب مادربزرگ سلام ‌رساند و گفت متاسف است: وقتی مادربزرگ داری، انگار یک ارتش پشت سرت داری. این بزرگ‌ترین امتیاز یک نوه است: اینکه بدانی یک نفر همیشه طرف تو است، هرچه پیش بیاید؛ حتی وقتی اشتباه می‌کنی. درواقع مخصوصاً وقتی اشتباه می‌کنی. یک مادربزرگ هم نقش شمشیر را دارد و هم نقش سپر. وقتی تو مدرسه می‌گویند السا «متفاوت» است، طوری که انگار متفاوت بودن به معنی بد بودن است، یا وقتی السا با بدن کبود از مدرسه به خانه می‌آید و مدیر مدرسه می‌گوید «باید یاد بگیرد با بقیه هم‌رنگ شود»، این‌جور وقت‌ها مامان‌بزرگ پشت او است. اجازه نمی‌دهد السا بی‌دلیل عذرخواهی کند. نمی‌گذارد تقصیرها را به گردن بگیرد. مامان‌بزرگ هیچ‌وقت به السا نمی‌گوید خودش را ناراحت نشان ندهد؛ چون اگر ناراحت شود «بچه‌ها از اذیت کردنش بیشتر لذت می‌برند». هیچ‌وقت نمی‌گوید السا باید «بی‌خیال باشد». مامان‌بزرگ راه‌های بهتری بلد است. و هرچه السا در دنیای واقعی تنهاتر می‌شود، ارتش او در سرزمین نیمه‌بیداری بزرگ‌تر می‌شود.3. جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند اثر دلیا اونز از نشر آموت دلایل انتخاب این کتاب هم بیش‌تر مربوط به طبیعت است. واقعاً نمی‌دانم فقط منم یا بقیۀ آدم‌ها هم وقتی به بهار فکر می‌کنند، تصاویری از طبیعت وحشی در ذهنشان تداعی می‌شود یا نه. البته طبیعت وحشی کتاب «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند»، قدری متفاوت است. یعنی شاید کتاب را شروع کنید و با خود بگویید، «آخه یه مرداب درب‌وداغون چه ربطی به بهار داره؟»، ولی بهتان قول می‌دهم اگر کمی تحمل کنید، متوجه می‌شوید که حتی همین مردابی که ایستایی و تکان نخوردن و فساد را به یاد بیش‌تر ما می‌آورد، تا چه حد زنده، پویا و زیباست. کافی‌ست از دریچۀ چشم «کیا» به آن نگاه کنید. اهالی، کیا را «دختر مرداب» صدا می‌کنند؛ چون از کودکی تنها کنار مرداب زندگی کرده و رفت‌وآمد زیادی به شهر ندارد. ولی وقتی پای یک جنایت در میان باشد، آن هم قتل، دیگر کسی اهمیت نمی‌دهد که مظنون تا قبل از آن کجا زندگی می‌کرده. بخشی از کتاب جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند: مادر که همان‌جا دراز کشیده بود، گفت: «حالا گوش کنین. این برای زندگیتون یه درس واقعیه. آره، ما گیر افتادیم، اما چی کار کردیم؟ ازش طنز ساختیم و خندیدیم. خواهرا و دخترایی که باهم دوستن، باید این‌طوری باشن. حتی وسط گل‌ولای باید پشت هم‌دیگه رو داشته باشن؛ به‌خصوص وسط گل‌ولای.»  4. دستور زبان عشق سروده قیصر امین‌پور از انتشارات مروارید بدون شعر که بهار نمی‌شود، می‌شود؟ دست‌کم قدری شعر باید تویش جا بدهیم تا روحمان را نوازش کند و جلایی به آن بدهد. شاید شما از آن دسته آدم‌ها باشید که به نظرشان خواندن سعدی و حافظ است که در بهار صفایی دیگر دارد و من هم به‌هیچ‌وجه مخالف نیستم. ولی معتقدم ذات بهار جوری است که شعر خوب، خوب‌تر به جان می‌نشیند؛ حتی اگر از حافظ و سعدی نباشد و از آقای «قیصر امین‌پور»ِ جان باشد و دربارۀ عشق باشد و... آدم دیگر چه می‌خواهد؟ "دستور زبان عشق" دقیقا همان چیزی است به آن نیاز داریم.  بخشی از کتاب دستور زبان عشق: دست عشق از دامن دل دور باد می‌توان آیا به دل دستور داد؟ می‌توان آیا به دریا حکم کرد که دلت را یادی از ساحل مباد؟ موج را آیا توان فرمود: ایست! باد را فرمود: باید ایستاد؟ آن که دستور زبان عشق را بی‌گزاره در نهاد ما نهاد خوب می‌دانست تیغ تیز را در کف مستی نمی‌بایست داد به قلم "فاطمه حیدری"
با کتاب در بهار |دو|: 4 کتاب بهاری برای نوجوانان
با کتاب در بهار |دو|: 4 کتاب بهاری برای نوجوانان
فصل‌های سال تغییر می‌کنند و ما آدم‌ها هم تغییر می‌کنیم. گاهی دست بر قضا این تغییراتمان باهم هماهنگ و هم‌زمان هم می‌شود. بهار را سبز می‌شویم، تابستان را میوه می‌دهیم، پاییز را پژمرده می‌شویم و زمستان را به خواب می‌رویم. ولی بخشی از مسأله دقیقاً همین‌جاست، هرکدام از این فصل‌ها چه معنایی دارند؟ چه کسی گفته که بهار فقط یعنی سرسبزی و تابستان یعنی کار و تلاش یا استراحت؟ به‌نظرم یکی از ویژگی‌های مثبت مفاهیمی از این دست این است که هرکس می‌تواند تفسیر خودش را از آن‌ها داشته باشد. بهاری بودن می‌تواند به تعداد همۀ آدم‌ها معنی داشته باشد و اشکالی هم ندارد و به هیچ جایی هم بر نمی‌خورد. حالا اصلاً این‌همه حرف زدم که چه؟ می‌خواستم به کجا برسم؟ گمانم می‌خواستم راه انتقاد را ببندم تا اگر احیاناً شما گفتید «آخر فلان کتابی که تو الآن داری معرفی می‌کنی چه ربطی به بهار دارد؟» بتوانم بگویم «من که گفتم... ما هرکدام می‌توانیم برداشت خودمان را داشته باشیم، مگر نه؟» به‌هرحال گمانم مقدمه‌چینی کافی‌ست. برویم سراغ چند کتاب که من حس کردم می‌تواند برای نوجوان‌ها در این فصل و حال‌وهوایش مناسب باشد. 1. به قول پرستو اثر قیصر امین‌پور از انتشارات افق این یکی از آن کتاب‌هایی است که فکر کنم سر دو نکته درباره‌اش همه بتوانیم به توافق برسیم؛ اول اینکه واقعاً زیبا و دوست‌داشتنی‌ست و دوم اینکه کاملاً مناسب فصل بهار است. «به قول پرستو» یک مجموعۀ شعر است که در آن از این‌طرف و آن‌طرف صحبت شده. شعرهایی با موضوعات گوناگون و داستان‌های متفاوت. تصاویر زیبایی که صفحات را پوشانده‌اند هم به لذت‌بخش‌تر شدن این تجربه، کمک شایانی می‌کنند. به نظر من یکی از خوبی‌های مجموعه‌های شعر یا داستان این است که معمولاً آدم دست‌کم یک اثر را در آن‌ها پیدا می‌کند که دوست داشته باشد و بتواند با آن ارتباط برقرار کند؛ کتاب‌هایی برای لذت بردن همه. بخشی از کتاب به قول پرستو غنچه با دل گرفته گفت: «زندگی، لب ز خنده بستن است، گوشه‌ای درون خود نشستن است» گل به خنده گفت: «زندگی شکفتن است، با زبان سبز، راز گفتن است» گفت‌وگوی غنچه و گل از درون باغچه، باز هم به گوش می‌رسد... تو چه فکر می‌کنی؟ راستی کدام‌یک درست گفته‌اند؟ من که فکر می‌کنم، گل به راز زندگی اشاره کرده است، هرچه باشد او گل است، گل یکی‌دو پیرهن، بیش‌تر ز غنچه پاره کرده است...  2. روز بعد از معمولی بودن دنیا اثر زیتا ملکی از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خیلی آدم‌ها با شروع سال جدید، دچار یک جور تحول می‌شوند. تصمیمات جدید می‌گیرند و به خودشان قول می‌دهند که در سال جدید بروند باشگاه، شکر را از وعده‌های غذایی‌شان حذف کنند، زبان جدید یاد بگیرند و خلاصه افسار زندگی‌شان را به دست بگیرند و به تمام آرزوهایشان برسند. ولی اگر آرزوهای یک نفر هیچ ربطی به سواد و دانش یا تناسب اندام نداشته باشد چه؟ اگر بزرگ‌ترین آرزوی یک نفر این باشد که بتواند پرواز کند، تکلیف او چیست؟ خانم «زیتا ملکی» در این کتاب نوشته که تنها راه چارۀ چنین آدمی این است که یک «دور و دراز» پیدا کند تا هفت‌تا از آرزویش را برآورده کند. البته کار به همین راحتی هم نیست... باید کتاب را بخوانید تا متوجه شوید. «روز بعد از معمولی بودن دنیا» رمانی‌ست که باعث می‌شود به فکر فرو روید. دور و درازترین آرزویتان چیست؟ امیدی هست که هرگز برآورده شود؟ اگر یک دور و دراز ببینید، از او می‌خواهید کدام آرزویتان را برآورده کند؟ بخشی از کتاب «روز بعد از معمولی بودن دنیا»: بلند شد و ایستاد. یک جور عمیقی نگاهم کرد و گفت: «احساس می‌کنم تو همه‌چیز رو بهتر بلدی. خب... منم نمی‌خوام یه مشت چیز عادی رو یاد بگیرم. خودت که می‌دونی؛ همه شبیه هم شدند. من و تو شکلات فندقی رو قبلِ خوردن می‌چشیم تا بفهمیم تلخ نیست. قبلاًها فقط یه مشت آدم رو دیده بودم که شکلات فندقی رو می‌ندازند تو دهنشون و بعدِ ده ثانیه با بد و بیراه تفش می‌کنند بیرون؛ اما تو با بقیه فرق داری.» گفتم: «آره. دارم.» - برای همین می‌تونم تو این هفت روز ازت ریزه‌کاری‌های زیادی رو یاد بگیرم. - اما من چهارده سالمه. یه‌کم کله‌گنده هستم، اما خب خیلی هم از زندگی واقعی که اون بیرون در جریانه چیزی نمی‌دونم ها. - قد همون چهارده سال و مثل دوتا دوست... سن که فقط یه عدده. واسه سن‌وسال، معامله رو به‌هم نزن. هر دو چیزهای عجیب‌وغریبی خواسته بودیم. به بقیه‌اش فکر نکردم. پرسیدم: «از کی ‌شرطمون شروع می‌شه؟» گفت: «از فردا... اولِ صبح برمی‌گردم...» و بلند شد و از پنجره رد شد. بی‌خداحافظی. داد زدم: «پس کو خداحافظی‌ات؟» برگشت توی اتاق. گفت: «چه فرقی می‌کنه؟ باخداحافظی، یا بی‌خداحافظی؟» گفتم: «آدم بی‌خداحافظی احساس ناامنی می‌کنه. وقتی می‌گی خداحافظ، آدم به سلام بعدش امیدوارتره.» خندید. دیدم موهای دست و پایش سیخ شد. جدی شد و گفت: «خداحافظ.»  3. پرواز اسب سفید اثر سیده عذرا موسوی از انتشارات به نشرگاهی در فصل بهار به دور و برم نگاه می‌کنم و این فکر از سرم می‌گذرد که «یعنی تمام این درخت‌ها و گل‌ها و بقیه گیاهان، چه‌قدر زحمت کشیده‌اند تا الان این شکلی جلوی ما ظاهر شوند؟» نمی‌دانم شما تابه‌حال به این موضوع فکر کرده‌اید؟ فکر نمی‌کنم ساده باشد. دوباره سبز شدن بعد از آن‌همه سرما و برف و بوران، دوباره شکفتن بعد از یک سال. روییدن دوباره دردسر و زحمت دارد و به‌نظرم «پرواز اسب سفید» هم به همین موضوع اشاره دارد، اینکه در انتهای یک بوران سخت، خودت را جمع‌وجور کنی و همۀ تلاشت را وسط بگذاری تا دوباره بشکفی و سبز شوی، تا دوباره به زنده ماندن ادامه دهی و زندگی کنی.در کتاب «پرواز اسب سفید» داستان گلبرگ را می‌خوانیم که پدرش به خاطر یک رفتار شتاب‌زده، به جرم قتل به زندان افتاده و منتظر حکمش است. از پس چنین بورانی آدم چه‌طور باید سر بلند کند؟ بخشی از کتاب پرواز اسب سفید: ای‌کاش آن‌که اتاقک برج کبوتر را ساخته بود، یک پنجره هم برایش می‌گذاشت. ای‌کاش به این فکر می‌کرد که ممکن است روزی یک عده‌ای یک نفر را توی انبار زندانی کنند یا کاری کنند که مجبور شود توی انبار زندانی شود. کاش به این فکر می‌کرد که ممکن است آن زندانی یک زن تنها و غمگین باشد که شاید شب‌ها قلبش توی سینه‌اش جا نشود و دلش بخواهد همان‌طور که دارد آرام‌آرام تبدیل به یک پری دریایی می‌شود، از پنجره، آسمان و ستاره‌ها و چند تکه ابر را ببیند و برای خودش گریه کند. ای‌کاش یک روزنه توی سقف می‌گذاشت که وقتی باران می‌بارید، می‌چکید روی صورت آن آدم و دلش را خنک می‌کرد. ای‌کاش از سقف آب‌انبار ماه پیدا بود. ولی حالا لابد لیلا چشم دوخته بود به دیوارهای کاه‌گلی و هوای انبار که مثل هوای قبر سنگین بود، روی سینه‌اش سنگینی می‌کرد.  4. رونی یک پیانو قورت داده اثر تیمور آقامحمدی از انتشارات سوره مهر یک دختر چهارده‌ساله بودن به خودی خود خیلی کار راحتی نیست. هرکدام از اتفاقاتی که توی کلۀ آدم یا حتی بیرونش می‌افتند، کنار آمدن با دنیا را قدری مشکل می‌کند. حالا به نظرم اگر در کنار چهارده‌ساله بودن، آدم مادرش را از دست داده باشد و با یک پدر و برادر کوچک‌تر عجیب هم زندگی کند، اوضاع حتی مشکل‌تر هم می‌شود. ولی به نظر من که «رونی»ِ این داستان، خوب از پس نوجوان بودن برآمده. حتی یک جورهایی می‌توانیم بگوییم که گل کشته! کتاب «رونی یک پیانو قورت داده» را این‌جا آوردم، چون همۀ ماجراها از وقتی شروع می‌شود که شخصیت اصلی داستان ما، رونی، به جشن تولد یکی از هم‌کلاسی‌هایش به اسم «بهار» دعوت می‌شود؛ جشن تولدی که هیچ قصد و علاقه‌ای برای شرکت کردن در آن ندارد. ولی دست سرنوشت، صفحات را جوری رقم می‌زند که زندگی خیلی‌ها از این رو به آن رو می‌شود. بخشی از کتاب رونی یک پیانو قورت داده: من یک رونی چهارده‌ساله‌ام. می‌خواهم از عجیب‌وغریب‌ترین جشن تولد زندگی‌ام برای شما بگویم. دلم می‌خواهد با لوبیای سحرآمیز و پرندگان اول صبح من یا پدر غیرعادی و برادر فندقی‌ام آشنا شوید و ببینید استاد جمشیدی و همسرش که بوی درخت می‌دهند، قرار است چه کارهایی برای من بکنند. دوست دارم در کنار سؤالات بی‌پایان خانم منشی، به مبارزه‌ی من و آن پسر موقاصدکی توجه کنید. بماند ماجراهای عمه، گروه سه کله‌پوک، شازده کوچولوی اهلی‌شده، مرد نمکی عاشق‌پیشه و هیولای مترو. پس معطل نکنید و کتابی را که من با زحمت نوشته‌ام، شما با دقت بخوانید. امضا: رونی فرخیبه قلم «فاطمه حیدری»
با کتاب در بهار |یک|: 5 کتاب بهاری برای کودکان
با کتاب در بهار |یک|: 5 کتاب بهاری برای کودکان
فصل بهار اساساً برای خیلی از آدم‌ها جالب است و آن‌ها را به وجد می‌آورد. سرسبزی محیط و سرزندگی جهان و آدم‌های اطراف، هیجان‌انگیز است و به آدم حس خوبی می‌دهد. ولی حس می‌کنم هرچه سن افراد کم‌تر باشد، این هیجان و شادابی هم می‌تواند در زندگی‌شان محسوس‌تر باشد. انگار بچه‌ها بهار را بیش‌تر دوست دارند، قبول ندارید؟ اصلاً فصلی که با دو هفته تعطیلی مدرسه و چه‌بسا بیش‌تر و رهایی از درس و کتاب شروع شود، صفای دیگری دارد. قدیمی‌ها گفته‌اند، «سالی که نکوست، از بهارش پیداست». حالا بهاری که نکوست هم از تعطیلاتش پیداست. مخصوصاً الان که دیگر آن‌چنان خبری هم از پیک شادی و تکالیف طاقت‌فرسای عید نیست. این‌همه حرف زدم تا به این‌جا برسم که بهار فصل خوبی‌ست و ما همه بهار را دوست داریم و چه بهتر که در این فصل خوب، چند کتاب خوب هم بخوانیم تا حالمان جا بیاید و صفایی بکنیم. فهرست پیش رو، حاوی پنج کتاب مناسب گروه‌ سنی کودک و خردسال است که بچه‌ها می‌توانند به‌تنهایی یا همراه یک بزرگ‌تر آن‌ها را بخوانند. 1. سفر باورنکردنی ادوارد اثر کیت دی‌کاملیو از انتشارات قدیانی برای من بهار همیشه فصل گشت‌وگذار و ماجراجویی بوده؛ ولی اگر کسی خودش دلش نخواهد به گشت‌وگذار برود چه‌طور؟ «سفر باورنکردنی ادوارد»، داستان یک خرگوش عروسکی نازپرورده است که وسط یک ماجراجویی ناخواسته پرتاب می‌شود و اتفاقات زیاد، متنوع و هیجان‌انگیزی را از سر می‌گذراند. روند رشد شخصیت این خرگوش و تماشای اینکه چه‌طور در پی اتفاقاتی که از سر می‌گذراند، دیدش به خودش و دنیای اطرافش تغییر می‌کند، جذاب و دوست‌داشتنی ا‌ست. این کتاب شاید در نگاه اول کمی حجیم یا سخت به نظر برسد، ولی این‌طور نیست. متن روان و تصاویری که لابه‌لای صفحات داستان گنجانده شده، باعث می‌شود این کتاب تقریباً برایسی دانش‌آموزان تمام پایه‌های مقطع ابتدایی مناسب باشد. 2. مجموعۀ پانچلو اثر مکس لوکیدو از انتشارات مهرسا «پانچلو» یک مجموعۀ شش جلدی است که به نام شخصیت اصلی این داستان‌ها نام‌گذاری شده است. این مجموعه، داستان‌های زندگی پانچلو، یک آدمک چوبی است که در هر بار اتفاق جدید و درگیری ذهنی تازه‌ای را از سر می‌گذراند. این مجموعه چنان حس خوب، آرام و لطیفی دارد که همیشه مرا به یاد بهار می‌اندازد. درست است که گروه سنی کتاب‌ها، سال‌های اول دبستان ذکر شده است؛ ولی به نظرم خواندنش حتی برای بزرگ‌سالان هم خالی از لطف نیست. همراهی با پانچلو و دوستانش و البته سازندۀ آن‌ها، حس این را دارد که در یک روز زیبای بهاری، زیر سایۀ یک درخت کهنسال بنشینی و نسیمی صورتت را نوازش کند. خواندن این داستان‌ها می‌تواند عزت نفس و قدرت تفکر بچه‌ها را افزایش دهد؛ زیرا در هر جلد بیش‌تر و بهتر یاد می‌گیرند که چه‌طور خودشان را بپذیرند و دوست داشته باشند و در عین حال، برای بهتر شدن تلاش کنند. شش جلد مجموعه پانچلو عبارتند از: شگفت‌انگیزترین هدیه، تو بی‌نظیری، تو برای من عزیزترینی، ای‌کاش بینی من هم سبز بود، بهتر از همه و هدیۀ مخصوص تو. 3. و آن‌گاه بهار از راه می‌رسد اثر جولی فاگلیانو از انتشارات پیک ادبیات در کتاب «و آن‌گاه بهار از راه می‌رسد»، پابه‌پای پسر کوچولوی داستان جلو می‌رویم. در حیاط، گیاهان را می‌کاریم و منتظر سبز شدنشان می‌شویم. تصاویر زنده و زیبای این کتاب در کنار داستان شیرین و امیدبخشش می‌تواند برای خردسالان و کودکان کم‌سن‌تر به شدت جذاب باشد. شاید آدم‌بزرگ‌ها هم گاهی نیاز داشته باشند کسی بهشان یادآوری کند که در پس بعضی انتظارهای سخت و طولانی، خبرهای خوبی منتظرشان است.   به نظر شما کدام ویژگی باعث شده این کتاب برندۀ مدال کالدکات و چندین عنوان و جایزۀ دیگر شود؟ 4. باغ رز اثر پیتر اچ. رنولدز از انتشارات پرتقال «باغ رز» یکی از زیباترین، دلگرم‌کننده‌ترین و بهاری‌ترین کتاب‌های این فهرست است. داستان دختری به نام رز که سوار بر قوری غول‌پیکرش که پر از دانه‌های گل‌ها و گیاهان گوناگون است، سفر می‌کند تا جایی مناسب برای درست کردن باغ گلش پیدا کند. ولی وقتی آنجا را پیدا می‌کند، می‌بیند که پرنده‌ها به‌جز چند دانۀ کوچک، باقی دانه‌هایش را خورده‌اند. «پیتر اچ. رنولدز» که نویسندگی و تصویرگری این کتاب را به‌عهده داشته، به بهترین شکل توانسته این ماجرا را به تصویر بکشد. ماجرایی که می‌تواند خردسال یا کودک (حتی نوجوان و بزرگ‌سال!) را برای چند دقیقه سرگرم کند، چند لبخند واقعی روی لبشان بیاورد و حتی درس زندگی به آن‌ها بدهد؛ درس دوستی، مهربانی، صبر و تلاش. 5. دانه‌ها و درخت‌ها اثر براندن والدن از انتشارات سیمای شرق کتاب «دانه‌ها و درخت‌ها»، داستان شاهزاده‌ای است که در باغش دانه‌هایی را که بقیه آدم‌ها به او داده‌اند می‌کارد و از آن‌ها نگهداری می‌کند. او یک باغ بزرگ و زیبا برای خودش درست می‌کند، ولی مسأله اینجاست که همۀ دانه‌هایی که بقیه به او داده‌اند، دانه‌های خوبی نیستند. همۀ آن‌ها به گل‌ها و درخت‌های شگفت‌انگیز تبدیل نمی‌شوند؛ بلکه برخی تبدیل به ریشه‌های سیاه و خارداری می‌شوند که دور بقیۀ گیاهان می‌پیچند و زندگی را از آن‌ها می‌گیرند. شاهزاده باید یاد بگیرد چه‌طور از باغش نگهداری کند و گیاهانِ خوبش را زنده نگه دارد. دانه‌ها در این داستان، همان کلمات هستند. یعنی حرف‌هایی که آدم‌ها به شاهزاده می‌زنند، تبدیل به بذر و دانه می‌شوند و او آن‌ها را می‌کارد، خوب یا بد. می‌توانید این داستان را با کودک دبستانی‌تان بخوانید و اگر لازم دانستید، با او دربارۀ مفاهیمی که از داستان دریافت کرده گفت‌وگو کنید. هرکس نیاز دارد گاهی باغ ذهن و زندگی‌اش را کمی هرس کند و از شر آن ریشه‌های بد و سیاه خلاص شود تا درخت‌های خوب و زیبا جای رشد و نمو داشته باشند. به قلم "فاطمه حیدری"
سفرنامه هایی از جنس لطافت از سرزمین عشق: معرفی 3 سفرنامه قاجاری
سفرنامه هایی از جنس لطافت از سرزمین عشق: معرفی 3 سفرنامه قاجاری
 خانم مارگریت دوراس در کتاب «نوشتن و همین و تمام» بر این اعتقاد است که: «مردها تحمل این را ندارند؛ تحمل زنی را که بنویسد. عذاب آور است برای مرد، دشوار است.»مسأله نوشتن طی اعصار مختلف از دغدغه‌های فکری و اصلی انسان بوده؛ چرا که نوشتن بعد از گفتار، بهترین و مؤثرترین راه برای برقراری ارتباط با هم‌نسلان و آیندگان بوده است؛ مسأله‌ای که جنسیت‌بردار نبوده، نیست و نخواهد بود. موضوعی که با ورود مشهود زنان نویسنده به دنیای کلمات و نوشتن، مورد دغدغه و شکایت بسیاری از مردان نویسنده قرار گرفت.شاهد مثال این حرف، نمونه‌های جهانی از نویسندگان زنی هستند که به دلایل مختلف، سال‌ها با اسم مستعار مردانه به فعالیت نویسندگی‌شان ادامه دادند. این مسأله بخصوص در قرن 18 و 19 اوج گرفت. خواهران برونته، با نام های مستعار کوریر، الیس و آکتون؛ نویسنده داستان زنان کوچک، لوئیزا می الکات با نام مستعار مادلین بی استرن؛ ماری آن ایوانس خالق اثر آدام بد با نام مستعار جورج الیوت؛ جی کی رولینگ نویسنده داستان مشهور هری پاتر با نام مستعار روبرت کالبریث از جمله زنان مشهور در سطح جهانی هستند که آثار خود را با نام مستعار به چاپ رسانده اند. زنانی که پس از نشر کتاب‌هایشان و اقبال عموم به کلمات و نوشته‌هایشان شهرت جهانی یافتند.در ایران نیز در همین زمان که با دوران پادشاهی قاجار هم‌زمان است، زنان از محدودیت‌ها، خانه‌نشینی‌ها و جامعه‌گریزیِ فرمایشی، رنج‌های فراوانی می‌بردند؛ اما از آنجا که زنان ایرانی از هوش، ذکاوت و استعداد حل مسئله برخوردار بودند، اجازه ندادند که سلطه محدودیت‌ها، عقل، درایت، روحیه هنرمندی و جسارت در اجتماع را از آن‌ها سلب کند. انجام سفرهای بیرون از شهری بدون محارم و به صورت مستقل از جمله مسائلی بوده که زنان در دوران قاجار به آن اهتمام ویژه‌ای داشته‌اند. به دنبال همین سفرها بوده که عده‌ای از زنان خوش‌قلم، به نگارش خاطره‌ها و اتفاقاتی که در طول سفر برایشان اتفاق می‌افتاده، اقدام کرده و حاصل آن سفرنامه‌هایی به قلم زنان شده است. سفرنامه‌هایی که پر است از شخصیت‌ها، مکان‌ها، زمان‌ها، بوها و طعم‌ها و گرما و سرمای فصل‌ها، شرح خیانت‌ها و عشق‌ها، مرگ‌ها و زندگی‌ها. چادر کردیم رفتیم تماشا، سفرنامه عالیه خانم شیرازی؛ سه روز به آخر دریا، سفرنامه شاهزاده خانم قاجاری؛ خانم! فردا کوچ است، سفرنامه سکینه سلطان (وقارالدوله) از جمله کتاب‌های انتشارات اطراف است که در زمینه سفرنامه‌نویسی با نثر قاجاری به چاپ رسیده است. این کتاب‌ها هر کدام به سفر یکی از خانم‌های دوران قاجار می‌پردازند؛ این سفرنامه‌ها کتاب‌های خوش‌خوانی هستند که با توجه به نثر خاصشان مخاطب را شهر به شهر، کاروانسرا به کاروانسرا و اشتر به اشتر همراه با خود به سفر خواهند برد. چادر کردیم رفتیم تماشا، سفرنامه عالیه‌خانم شیرازی، همزمان با حکومت ناصرالدین شاه نگاشته شده است. در بخش اول نویسنده در مورد شروع سفرش از کرمان، رفتن به بمبئی و سختی‌ها و ماجراهای سفر حج و عتبات می‌نویسد و در بخش دوم با پایان سفر حج و رسیدن به تهران نوع نگارشش تغییر می‌کند. سفرنامه شاهزاده خانم قاجاری، سه روز به آخر دریا، که نویسنده اش مشخص نیست، سفرنامه سفر شاهزاده خانم برای یک سال از طبس به قصد زیارت عتبات عالیات و مکه است. از همان آغاز سفرنامه می‌فهمیم که راوی زنی باسواد و نکته‌سنج و تیزبین است که تمایلی به زیاده‌گویی ندارد. هر چند ثروتمند و سرشناس است اما جاده با او همان می‌کند که با دیگران. در سفرنامه خانم! فردا کوچ است که سومین جلد از این سفرنامه هاست، شرح سفر سکینه سلطان ملقب به وقارالدوله است که سفرش را چهار سال بعد از کشته شدن شاه و زمانی که به همسری معتصم الملک درآمده شروع می کند ولی همچنان در این سفر به یاد ناصرالدین شاه است و خاطراتی را از او ذکر می کند. اما ویژگی مهم نوشته‌های زنان مخصوصا سفرنامه‌ها و خاطره‌نوشته‌ها جزئی‌نگری و توجه به مسائلی است که طعم روزمرگی و زیستن را به کام مخاطب شیرین می‌نشاند. بخشی از کتاب چادر کردیم رفتیم تماشا صبح چهارشنبه دوم بار کردیم. هفت فرسخ راه آمدیم. در راه دو نفر سنی از شتر افتادند، مردند. در همین منزل آن‌ها را دفن کردند. در این بیابان خار مغیلان بسیار و کهور و غیره بود. آب هم در این منزل نبود. شب ماندیم. طلوع صبح پنج شنبه سوم بار کردی. شش فرسخ راه آمدیم. در این منزل‌ها سنگلاخ‌های غری بود. از مکه که بیرون آمدیم. شب‌ها چنان سرد است که با لحاف می‌خوابیم. بنده سرما خوردم. سه روز است تب کردم. الهی خداوند مرا در غربت ناخوش نکند. به قلم "نجمه نیلی‌پور"
پاتوق کتاب؛ خرید اینترنتی کتاب

پاتوق کتاب؛ خرید اینترنتی کتاب

حتما این جمله را شنیده‌اید که کتاب غذای روح است. هیچ‌کس منکر این واقعیت نیست که انسان‌ها با خواندن کتاب می‌توانند در جهت رشد و تعالی روح خود قدم بردارند. بنابراین انسان‌های امروزی که در دوران بمب اطلاعاتی و جهش علمی زندگی می‌کنند، باید به طور پیوسته به مطالعه‌ی کتاب بپردازند و دانسته‌های خود را بروز کنند؛ زیرا تنها با توسل به اطلاعات و داده‌های اینترنت نمی توان اطلاعات خود را افزایش داد. پس کتاب، به عنوان منبع علمی بسیار مهم که از دیرباز مورد توجه اهالی علم بود است،‌ باید به جزئی جداناپذیر در زندگی ما تبدیل شود. نکته‌ی دیگر این است که امروزه اکثر خرید‌ها به صورت اینترنتی اتفاق می‌افتد. کتاب از این موضوع استثناء نیست و در حال حاضر فروشگاه‌های اینترنتی کتاب فراوانی موجود هستند که می‌توان از آن‌ها خرید کرد.
پاتوق کتاب یکی از سایت‌های فروش اینترنتی کتاب است که مجموعه‌ی کتاب هایی با موضوعات متنوع ارائه می‌کند. در ادامه درمورد ویژگی‌های این فروشگاه اینترنتی بیشتر توضیح خواهیم داد.
پاتوق کتاب، فروشگاه آنلاین کتاب در تمامی حوزه‌ها و زمینه‌ها است و گزینه‌ی مناسبی برای تمامی اقشار جامعه به حساب می‌آید. خانواده ها، جوانان و نوجوانان و کودکان و سایر افراد می‌توانند با سفارش در سایت پاتوق کتاب، در کوتاه‌ترین زمان، کتب مورد نظر خود را تهیه کنند.ارسال سریع یکی از اهداف همیشگی ما بوده است. این سایت، انواع کتاب‌ها را از جمله کودک و نوجوان، عمومی و ... را در دسته‌بندی‌های مجزایی مشخص و جدا کرده است تا مخاطب بتواند به سریع‌ترین حالت ممکن کتاب خود را پیدا کند. پاتوق کتاب، با در نظر گرفتن گروه‌های مختلف و موضوعات متنوع کتاب ها، به عنوان مرجع جامع فروش کتاب محسوب می‌شود. بنابراین، تمامی افراد با ورود به این سایت، می‌توانند با موفقیت خرید کتاب خود را انجام دهند.
ویژگی بارز این فروشگاه نسبت به سایر فروشگاه ها، بررسی کامل و دقیق تمامی کتاب‌های موجود در این سایت، می‌باشد. به این صورت که اطلاعات داده شده، به مشتریان این امکان را می‌دهد تا اطلاعات جامعی نسبت به محصولات و کتاب‌ها پیدا کنند و بتوانند با آگاهی کامل به خرید بپردازند. ویژگی‌های هر کتاب در ذیل آن توضیح داده شده است و نظرات سایر افراد درباره‌ی کتاب مورد نظر، موجود است و مشتریان می‌توانند به مطالعه‌ی توضیحات بپردازند. مشتریان محترم می‌توانند با تماس تلفنی یا سفارش مستقیم در سایت، کتاب‌های مورد نظر خود را تهیه کنند. در راستای خرید کتاب نیز امکان دریافت مشاوره‌‌ی رایگان از طریق تماس تلفنی یا چت آنلاین وجود دارد و مشتریان می توانند سؤالات خود را مطرح کنند تا در نهایت انتخاب درستی انجام دهند. در همین راستا، یکی از ویژگی‌های مثبت این فروشگاه، ارسال سریع کتاب‌های مورد نظر است. همچنین می‌توانند با دنبال کردن پاتوق کتاب در اینستاگرام، از آخرین اخبار، مسابقات، تخفیف‌ها و رویدادهای مربوط به فروشگاه مطلع شوند.

نحوه ارسال کتاب توسط پاتوق کتاب

انتخاب شعبه، با انتخاب نزدیک ترین شعبه به خود می توانید سفارشات را در کمترین زمان دریافت کنیدو همچنین این امکان هست تا با تغییر شعبه موجودی دیگر شعب را هم مشاهده کنید. این موضوع از آن جهت مهم است که شاید برخی از عناوین در شعبه انتخابی موجود نباشد ولی با تغییر شعبه کتاب مدنظر از شعبه دیگری تهیه کنید.                                                                                                                   

زمان ارسال سفارشات شما

سفارشات ثبت شده تا ساعت 18 هر روز، در روز کاری بعد تحویل پست داده می شود. 

۷ روز ضمانت بازگشت وجه ۷ روز ضمانت بازگشت وجه
ضمانت اصالت کالا ضمانت اصالت کالا
۷ روز هفته ۲۴ ساعته ۷ روز هفته ۲۴ ساعته
امکان پرداخت در محل امکان پرداخت در محل
امکان تحویل در محل امکان تحویل در محل
طراحی فروشگاه اینترنتی توسط آلماتک