loader-img
loader-img-2
بنر بالا - خرید قسطی
پاتوق کتاب
یارانه مرداد ماه
 arrow right
 arrow left

تازه‌های پاتوق کتاب

مشاهده همه

پرفروش ترین کتاب های پاتوق کتاب

مشاهده همه

وبلاگ پاتوق کتاب - معرفی، نقد و بررسی

مشاهده همه
بهترین کتاب های زندگینامه و خاطرات رهبر شهید آیت الله سید علی خامنه ای
بهترین کتاب های زندگینامه و خاطرات رهبر شهید آیت الله سید علی خامنه ای
برای همه‌مان جالب است که بدانیم رهبر شهید انقلاب اسلامی، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، چه فراز و نشیب‌هایی را از بدو تولد تا مبارزه با پهلوی، ایام پیروزی انقلاب اسلامی، ریاست جمهوری و در نهایت رهبری طی کرده‌اند. اکنون که از شهادت ایشان و برخی از اعضای خانواده‌شان می‌گذرد، زمان خوبی است که نگاهی منصفانه به تاریخ زندگی و سیره عملی ایشان داشته باشیم.   جاده لغزنده است؛ با احتیاط برانید! نگاهی به رسانه های خارجی و داخلی به ما نشان می‌دهد که چقدر درباره رهبر شهید شایعه و تحریف وجود داشته و دارد. از دروغ‌های رسانه‌های خارجی در مورد سبک زندگی زاهدانه ایشان و خانواده‌شان تا نقل قول‌های دروغ و تحریف سخنان رهبری حتی در زمان حیاتش.  حالا بعد از شهادت ایشان، بد نیست تا نگاهی دوباره به زندگی و خاطراتشان داشته باشیم تا با این مرد بزرگ ایران زمین، بیشتر و بیشتر آشنا شویم و دوباره خودمان را قاضی کنیم که واقعیت چیست و کدام است؟  چه کسی فکرش را می‌کرد که روزی، رهبر انقلاب ایران، که مخالفتش با ارتباط با آمریکا از روز روشن‌تر بود، برای اینکه ملت ایران، تجربه بدعهدی و بی‌اعتمادی به آمریکا را با چشم خود واضح و شفاف ببیند و برای اینکه ساحت سیاسی ایران زمین، بدعهدی و بدجنسی آمریکا و اسرائیل را به طور ملموس احساس کند، خون خودش را فدای اسلام و ایران کند؟ حالا فرصت مناسبی است که دوباره بندیشیم و قضاوت کنیم و ببینیم سهم ما برای ساختن ایرانی قوی و مقتدر چیست؟   خاطراتی که ماندگار شدند حالا مائیم و مشتی خاطره از دیدارها و سخنان رهبر شهید. سخنان و خاطراتی که وقتی الان دوباره مرور می‌کنیم، انگار چیزهای دیگری از آن می‌فهمیم. گویی تمام این سال‌ها، حضورش برای‌مان عادی شده بود و حرف‌هایش تکراری. اما با نگاهی دوباره می‌بینیم که نسخه نجات ایران، از لا به لای همین حرف‌های به ظاهر ساده می‌گذرد. تاریخ، درستیِ خیلی از حرف‌هایش را به ما نشان داد و می‌دهد. در عمل نیز وقتی به مجموعه‌ای مثل هوافضای سپاه پاسداران و پیشرفت‌هایش نگاه می‌کنیم، می‌بینیم جایی که مستقیما زیر نظر خود رهبر شهید مدیریت شده، به چه پیشرفت‌هایی رسیده و آرزو می‌کنیم که ای کاش، بقیه ارگان‌ها و مابقی بخش‌های مردمی و دولتی نیز، عزم و اراده‌ای همچون هوافضا داشتند.   آشنایی با زندگی نامه آیت الله سید علی خامنه ای زندگی رهبر شهید انقلاب اسلامی، پر از فراز و نشیب و حوادث متعددی است که خواندشان جذاب و درس‌آموز است. اگر دوست دارید اطلاعاتی در مورد تولد، خاندان و خانه پدری شهید خامنه ای داشته باشید، اگر می‌خواهید از جزئیات زندگی و رفتار سید علی خامنه ای با اطرافیان و نزدیکانش آگاه شوید، اگر مایلید تا از نزدیک و بدون هیچ واسطه‌ای، خاطرات سخت دوران مبارزه در زمان حکومت پهلوی را بشنوید، اگر روحیه سرسخت، مبارز، امیدوار و خستگی‌ناپذیر رهبر شهید برای‌تان برجسته و جالب است، همینجا بمانید و از کتاب‌هایی که در این مقاله معرفی خواهیم کرد، غافل نشوید!     بهترین کتاب ها با موضوع خاطرات و زندگینامه رهبر شهید  صحبت از تفکر و مبانی فکری رهبر شهید، حرفی نیست که در این مقاله بگنجد. بیایید از خاطرات و زندگی‌نامه رهبر شهید بخوانیم. با مراجعه به مستندترین کتاب‌ها و معتمدترین نویسنده‌ها، دفتر زندگی شهید سید علی خامنه ای را ورق بزنیم و زوایای مختلف زندگی‌اش را مرور کنیم. از کودکی و اوضاع خانوادگی تا سال‌های تحصیل در قم و مشهد، سفرهای خانوادگی، مبارزات با حکومت پهلوی، زندان و تبعید، حضور در شورای انقلاب، دفاع مقدس، نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری و خاطرات دیدارها و سفرهای شیرین زمان رهبری… در این مقاله مروری کوتاه خواهیم داشت بر بهترین کتاب ها با موضوع زندگی نامه و خاطرات رهبر شهید انقلاب. با ما همراه باشید با معرفی 10 کتاب که به زندگی نامه و خاطرات آیت الله سید علی خامنه ای پرداخته‌اند.   1- شرح اسم  اولین کتاب و بهترین زندگی‌نامه رهبری، کتاب شرح اسم اثر هدایت‌الله بهبودی است. این کتاب که البته الان در بازار کتاب، به سختی پیدا می‌شود، از جمله اولین آثار جامع و مستند درباره زندگی‌نامه و خاطرات رهبر شهید است که منتشر شده.  شرح اسم در ابتدای انتشار خود، با توقفی در عرضه مواجه شد اما طبق گفته نویسنده کتاب، رهبر شهید انقلاب، این کتاب را به طور کامل مطالعه کردند و بعد از گرفتن تایید از دفتر ایشان، این کتاب عرضه شد. (در مقدمه چاپ فعلی، مواردی که به درخواست دفتر رهبری مورد اصلاح قرار گرفته، آمده است.) شرح اسم به سال‌های 1318 تا 1357 محدود است و خاطرات رهبر شهید از بدو تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی را در بر می‌گیرد.  بسیاری از مطالبی که در شرح اسم آمده، برای اولین‌بار منتشر شده و شما با مطالعه این کتاب، علاوه بر آشنایی با خاندان و خانواده رهبر شهید، با اسناد و جزئیات مبارزات ایشان در زمان حکومت پهلوی آشنا خواهید شد؛ روایت جذابی که ما را به دل سال‌های پرتنش دهه 40 و 50 می‌برد. این کتاب از آن جهت که اولین کتاب کامل و جامع در مورد زندگی‌نامه و خاطرات رهبری است، حائز اهمیت است و به نوعی منبع سایر کتاب‌ها محسوب می‌شود.   2-  روایتی از زندگی و زمانه سید علی خامنه ای   جعفر شیرعلی‌نیا محقق حوزه تاریخ معاصر است که در مورد شخصیت‌های انقلاب اسلامی کتاب‌های ارزشمندی نوشته. کتاب روایتی از زندگی و زمانه آیت الله سید علی خامنه ای یکی از همین کتاب هاست که در نشر سایان به چاپ رسیده. این کتاب، که به صورت گلاسه و رنگی در قطع رحلی به چاپ رسیده، مروری است بر مهم‌ترین خاطرات و وقایع دوران زندگی و رهبری آیت الله سید علی خامنه ای. کتابی که به خودی خود، منبعی مستند برای بقیه کتاب‌ها محسوب می‌شود. شما با مطالعه این کتاب، علاوه بر لذت بردن از تصاویر تاریخی رنگی و منحصر به فرد کتاب، با مهم‌ترین وقایع تاریخ انقلاب اسلامی که به نحوی به ایشان مرتبط بوده نیز آشنا می‌شوید. این ویژگی فقط منحصر به این کتاب نیست و آن را در کتاب‌های دیگر جعفر شیرعلی نیا نیز مشاهده می‌کنیم. این کتاب یک دایره المعارف مصور از زندگی آیت الله خامنه ای است که با بیش از 1000 صفحه، اتفاقات مربوط به رهبر شهید از بدو تولد تا سال 1393 را پوشش می‌دهد. شما با مطالعه این دایره المعارف، از روزهای آغازین زندگی رهبری می‌شنوید، هم‌قدم با ایشان در مبارزات شاهنشاهی قدم می‌گذارید، حواشی آن روزهای مشهد و منبرهای آتشین خامنه ای جوان را می‌خوانید، شاهد پیروزی انقلاب اسلامی و نقش‌های متعدد رهبر شهید در آن برهه هستید، -شورای انقلاب، سرپرستی سپاه، امامت جمعه تهران، حضور در جنگ، نمایندگی مجلس، ریاست جمهوری، حادثه ترور و… -  به برهه حساس انتخاب جانشین برای امام خمینی می‌رسید و پس از آن، فراز و نشیب‌های دوران رهبری آیت الله خامنه ای را از نزدیک می‌خوانید و احساس می‌کنید. پس تا دیر نشده این کتاب خواندنی و مصور را از دست ندهید!   3- خون دلی که لعل شد  سومین کتاب از لیست بهترین کتاب‌های خاطرات رهبری، بدون شک، کتاب خون دلی که لعل شد است. این کتاب که ابتدا به صورت عربی منتشر شده و بعدا ترجمه فارسی آن در ایران پخش شد، خاطرات خودگفته آیت الله خامنه ای از فضای مبارزات قبل از انقلاب اسلامی است. بعد از آن که نسخه عربی کتاب با عنوان "ان مع الصبر نصرا" در بیروت با استقبال بالایی مواجه شد، در ایران با نام «خون دلی که لعل شد» ترجمه و منتشر شد. تمایز ویژه کتاب این است که از زبان رهبر شهید نقل شده و از صحت مطالب کتاب، خیالمان کاملا راحت است. همچنین وقتی راوی خود رهبر شهید باشد، قطعا از زوایای دیگری به ماجرا نگاه می‌کند و کشف این زاویه نگاه، برای کسی‌که می‌خواهد بیشتر با ایشان آشنا شود، قطعا جذاب، خواندنی و مهم است.  البته خاطرات رهبر شهید به زبان عربی، مفصل‌تر از این کتاب است. طبق گفته ناشر، ایشان در جلسات مفصلی، خاطرات خود را به زبان عربی گفته‌اند و مکتوب شده اما فعلا و در این کتاب، خاطرات مربوط به فضای مبارزات قبل از انقلاب و زندان‌ها و تبعیدها منتشر شده است.  شما در این کتاب، در 15 فصل، پای صحبت‌های دلنشین آیت الله سید علی خامنه ای می‌نشینید و سفری می‌کنید به دل مبارزات در زمان حکومت پهلوی، آن هم از زبان و بیان شیرین رهبر شهید انقلاب.  خون دلی که لعل شد، از بهترین و پرفروش ترین کتاب‌های خاطرات رهبری است که می‌توانید آن را با تخفیف از سایت پاتوق کتاب سفارش دهید. گزیده ای جذاب از کتاب خون دلی که لعل شد رفتم و در را باز کردم، دیدم بله، آنها عده ای از ماموران ساواکند… توی خانه ریختند و از راهرو عبور کردند. در انتهای راهرو، نخستین چیزی که توجهشان را جلب کرد، کتابخانه بود. وارد کتابخانه شدند و به زیر و رو کردن و جستجو لای کتابها پرداختند… در این یورش، بسیاری از نوشته ها و یادداشت هایم از دست رفت… من ایستاده بودم و به آنها نگاه می کردم. با خود می گفتم کاش تنها به وارسی کتابخانه بسنده کنند و دری را که به اتاق مهمانها باز می شود نگشایند تا موجب وحشت و آزار مهمان من نشوند. همین طور که من این آرزو را می کردم، یکی از آنها در را باز کرد و به سراغ مهمان رفت و کنارش نشست و او را به باد سوال های متوالی گرفت… به یاد دارم که یکی از آنها به گهواره پسرم مجتبی - که کودک زیبا و بی گناه نه ده ماه ای بود - نزدیک شد، به او نگاه می کرد و دلش برای او می سوخت! بعد مرا با مجموعه ای از اوراق از خانه بردند…   4- 1318 یکی دیگر از کتاب‌های خاطرات رهبر شهید که از زبان خودشان روایت شده، کتاب 1318 است. شما در این کتاب با خاطرات آیت الله خامنه ای از زندگی شان آشنا می‌شوید، خاطراتی که ایشان در لا به لای صحبت‌ها و سخنرانی‌هایشان به آن اشاره کرده‌اند. 1318 نیز مانند خون دلی که لعل شد، با زبان اول شخص و از زبان خود آقای شهید نگاشته شده است. این کتاب که به صورت موضوعی تدوین شده، از بهترین و جذاب‌ترین کتاب‌های منتشرشده درباره زندگینامه رهبر شهید است. عناوین برخی از فصل ها به شرح زیر است: دوران کودکی، نوجوانی، اوضاع خانواد، دوران مبارزه، انقلاب اسلامی، دفاع مقدس ریاست‌جمهوری، رهبری  ومرجعیت، شخصیت‌ها و بالاخص خاطراتی از امام‌خمینی( ره).   5- روایت اول شخص از شخص اول  یکی از نکات قابل توجه در زندگی و زیست خامنه ای شهید، برگزاری جلسات عمومی و اختصاصی و دیدار و صحبت با اقشار مختلف جامعه بود. که بخشی از آن‌ها به صورت مناسبتی و سالیانه برگزار می‌شد مثل دیدار با فرهنگیان، دیدار با مداحان، دیدارهای سالیانه با مردمان تبریز و قم و … . بخشی هم به اقتضای شرایط مختلف با خانواده‌های شهدا یا دانشمندان و یا هنرمندان برگزار می‌شد که بعضی عمومی بودند و برخی، هنوز هم رسانه‌ای نشده‌اند.  حالا در کتاب روایت اول شخص از شخص اول، با مهدی قزلی همراه می‌شویم و حواشی 48 دیدار رهبری را مرور می‌کنیم. روایت‌هایی شیرین و خواندنی که زوایایی ناشناخته و کمتر دیده شده از رهبر شهید را به ما نشان می‌دهد و به قضاوت منصفانه و رسیدن به برداشتی واقع‌گرایانه از سیره و شخصیت ایشان کمک می‌کند. نکته جذاب ماجرا این است که برخی از روایت‌های این کتاب، برای اولین بار منتشر شده.   6- داستان سیستان حالا که از دیدارهای رهبری گفتیم، نوبت آن رسیده که با رضا امیرخانی، به سیستان و بلوچستان سفر کنیم و از زاویه نگاه امیرخانی، نگاهی به سفر 10 روزه رهبر شهید به سیستان داشته باشیم. رهبر شهید در سال 1381 در ادامه سفرهای استانی خود، اندکی بعد از شکست طالبان در افغانستان،  به استان سیستان و بلوچستان سفر کردند؛ دیاری که برایشان تداعی کننده خاطرات زمان تبعید به ایرانشهر بود.  رضا امیرخانی در این سفر همراه رهبر شهید بود و ماجرای این سفر را با قلم جذاب و دلنشین خود در کتاب داستان سیستان برای ما نوشته است. در نتیجه سفرنامه داستان سیستان، از 2 جهت سفرنامه‌ای جذاب  و خواندنی است، یکی نویسنده آن که معرف حضور همه داستان دوست هاست (آن چنان که از متن کتاب هویداست، به موارد جزئی و ریزی پرداخته که معمولا از دید خبرگزاری‌ها و دیگر راویان، پنهان می‌ماند) و دیگری، سفری که روایت می‌شود، سفر رهبر شهید! جا به جای این کتاب پر از نکات جالب و شنیدنی در مورد رهبر شهید است که توصیه می‌کنیم آن را از دست ندهید. با خواندن این کتاب، علاوه بر ذکر خاطراتی از رهبر شهید، با استان زیبای سیستان و بلوچستان نیز آشنا خواهید شد.   7- روایت آقا از پدر رهبر شهید کم و بیش شنیده‌ایم؛ اینکه ایشان به خاطر نارضایتی پدر، بی‌خیال تحصیل در نجف می‌شود یا اینکه به خاطر مراقبت از پدر، تحصیل قم را رها می‌کند و به مشهد بر می‌گردد. زهد و ساده‌زیستی آیت الله سید جواد خامنه ای - پدر رهبر شهید - را هم از زبان خود رهبر و دیگران کم و بیش شنیده‌ایم. اما اگر دوست دارید، با شخصیت پدر رهبر شهید، بیشتر آشنا شوید، و همینطور، اگر علاقه‌مندید تا از زاویه پدر و شرایط خانوادگی رهبر، شناخت دقیق‌تری از خود آیت الله سید علی خامنه ای پیدا کنید، کتاب روایت آقا مناسب شماست.   این کتاب هم مانند خون دلی که لعل شد، از زبان خود رهبر شهید نوشته شده و حاوی نکات جذاب زیادی از تاریخ زندگی ایشان است. رهبر شهید در راویت آقا در 6 فصل، زندگی آیت الله سید جواد خامنه ای را برایمان تعریف می‌کند، از تولد و ازدواج گرفته تا مناسبات سیاسی و اجتماعی. از بخش‌های جذاب کتاب، فصل من و آقا می‌باشد که در آن رهبری از ارتباط خاص خودشان با پدر سخن گفته‌اند.  اگر به مطالعه بیشتر از زندگی پدر رهبر شهید، علاقه دارید، کتاب «زندگی اینجاست» نیز به زندگی و زمانه آیت الله سید جواد خامنه ای پرداخته است.   8- همپای مسافر اردیبهشت  همپای مسافر اردیبهشت، روایتی صمیمانه از سفر 8 روزه رهبر شهید انقلاب به استان کردستان در سال 1388 است که مهدی قزلی آن را نوشته.  اگر کتاب روایت اول شخص از شخص اول از مهدی قزلی را خوانده‌اید، حالا نوبت آن است که همپا و همقدم با او، در سفر کردستان با رهبر شهید همراه شوید و از حواشی و اتفاقات این سفر 8 روزه آگاه شوید. سفری که موجب برکات زیادی برای استان کردستان شد.  ویژگی متمایز این سفرنامه و سفرنامه‌های مشابه مثل داستان سیستان، این است که بسیاری از نکات نادیده شده و یا حتی به نظر عادی، در این کتاب‌ها به چشم می آید؛ ویژگی‌هایی از رهبر شهید که آرزو می‌کنیم کاش همه مسئولان جمهوری اسلامی از آنها برخوردار بودند!   9- بر تبعید  رهبر شهید انقلاب در سال‌های مبارزه با حکومت پهلوی، علاوه بر زندانی شدن، رنج تبعید را نیز چشیده بودند. البته شخصیت قوی، شجاع، باانگیزه و باایمان خامنه ای جوان، هر تهدیدی را به فرصتی تازه تبدیل می‌کرد؛ مسئله‌ای که در تبعید ایشان به شهر ایرانشهر شاهد آن هستیم. در کتاب بر تبعید، ماجرای تبعید آقای شهید به دو شهر ایرانشهر و جیرفت را می خوانیم. بخش عمده کتاب ترجمه بخشی از خاطرات خودگفته رهبر شهید از ایام تبعیدشان است که در کتاب خون دلی که لعل شد نیز آمده. از جمله ویژگی‌های کتاب، عکس‌های پایانی کتاب است که بعضی از آنها برای اولین بار منتشر شده است.   10- آقای ایرانشهر  اگر مایلید تا ماجرای تبعید رهبر شهید به ایرانشهر را مفصل‌تر و جدی‌تر بخوانید، کتاب آقای ایرانشهر را به شما پیشنهاد می‌کنیم. رحیم مخدومی با جمع‌آوری اطلاعات و مصاحبه با مردم ایرانشهر، این کتاب را در 38 فصل نوشته. ماجرای حضور رهبر شهید انقلاب در ایرانشهر، شاید در نگاه اول یک سفر و تبعید ساده به نظر برسد اما با مطالعه کتاب، متوجه خواهید شد که خامنه ای جوان، چه حضور پربرکت و چه تلاش و تعامل سازنده‌ای با مردم آن منطقه، چه شیعه و چه اهل سنت، داشته. با مطالعه کتاب ماجرای ایرانشهر با زوایای جذاب و ناگفته‌ای از شخصیت و منش رهبر شهید انقلاب خواهیم شد که دانستنش حقیقتا ارزشمند و مغنتم است.     استناد و اعتبار کتاب های زندگینامه رهبری کتاب‌های خاطرات و زندگی‌نامه زیادی در مورد رهبر شهید نوشته شده، کتاب‌هایی که بعضا اشتباهاتی در آن‌ها به چشم می‌خورد. اما ما در این مقاله کوشیدیم از 10 کتاب مستند و معتبر زندگی نامه رهبر شهید حرف بزنیم، آثاری که از نویسندگان و ناشران معتبر و معروف منتشر شده بودند و از صحت اطلاعات کتاب یقین داشتیم.    در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست اطلاع از زندگی و خاطرات رهبر شهید، علاوه بر اینکه برای دوست‌داران ایشان، یادآورِ خاطرات شیرین ایام حضور ایشان است، فتح بابی است برای آشنایی با سبک زندگی و منش رفتاری رهبر شهید. چه با اهل خانه و پدر و مادر، چه در محیط جامعه و در چه فضای سیاست‌ورزی.  آشنایی با زندگی رهبر شهید، به ما فرصت بهتری برای فهم اندیشه‌های ایشان در سخنرانی‌ها و مکتوبات ایشان میدهد؛ اندیشه‌ای که تنها میراث به جای مانده از رهبر شهید برای ماست؛ تفکری که اگر مراقبش نباشیم، به دست دوستان جاهل و دشمنان ظالم، دستکاری، تحریف و نابود می‌شود. هم‌چنین با مطالعه این کتابها، از نزدیک با یک الگوی عملی آشنا می‌شویم که می‌توانیم از لحظه به لحظه زندگی‌اش برای زندگی خودمان درس بگیریم؛ عالمی باتقوا که مرد میدان بود و ایمان و عمل صالح را با همدیگر داشت؛ عالمی که مخاطب اول نصیحت‌هایش خودش بودند و زندگی 86ساله‌اش گواه ادعاهایش!  خرید بهترین کتاب های زندگینامه رهبر شهید با تخفیفپس دست بجنبانید! زندگی رهبر شهید را مطالعه کنید و به دیگران نیز توصیه و پیشنهاد بدهید! بهترین منبع برای مطالعه و قضاوت در مورد عملکرد رهبر شهید، کتاب‌های معتبر و مستند هستند نه فضاهای زرد، هیجانی و نامطمئن رسانه‌ها! شما می‌توانید این کتاب‌ها را با تخفیف از سایت پاتوق کتاب تهیه کنید. هم‌چنین برای مشاهده تمامی آثار مرتبط با رهبر شهید اینجا را کلیک کنید. شما چه کتابی را برای آشنایی با زندگی، خاطرات و اندیشه‌های آیت‌الله سید علی خامنه‌ای پیشنهاد می‌کنید؟ اگر یکی از کتاب‌های معرفی‌شده در این فهرست را مطالعه کرده‌اید، خوشحال می‌شویم نظر و تجربه خود را در بخش دیدگاه‌ها با ما و دیگر مخاطبان به اشتراک بگذارید. معرفی کتاب‌های کمتر شناخته‌شده در این موضوع نیز می‌تواند به کامل‌تر شدن این فهرست کمک کند.
مروری بر تاریخچه روابط ایران و آمریکا؛ از قاجار تا جمهوری اسلامی + معرفی کتاب
مروری بر تاریخچه روابط ایران و آمریکا؛ از قاجار تا جمهوری اسلامی + معرفی کتاب
چرا دشمنی ایران و آمریکا؟ سال‌هاست که نام ایران و آمریکا در کنار واژه‌هایی مانند «دشمنی»، «تحریم» و «تنش» شنیده می‌شود. اما این تقابل از کجا آغاز شد؟ آیا همه‌چیز به پس از انقلاب اسلامی بازمی‌گردد یا ریشه‌های آن را باید بسیار زودتر در تاریخ روابط دو کشور جست‌وجو کرد؟ ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک خود در شاهراه اتصال سه قاره، برخورداری از منابع عظیم نفتی و در اختیار داشتن گذرگاه‌های راهبردی مانند تنگه هرمز، همواره یکی از بازیگران مهم منطقه بوده است. همین جایگاه، سبب شده این کشور در طول تاریخ برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی خود با قدرت‌های خارجی متعددی درگیر تنش و تقابل شود. اما در میان همه این قدرت‌ها، چرا دشمنی با آمریکا تا امروز تداوم یافته است؟ اوریانا فالاچی، روزنامه‌نگار و نویسنده ایتالیایی، در مصاحبه با نخست‌وزیر دولت موقت جمهوری اسلامی، «مهدی بازرگان»، همین سؤال را پرسید. همچنین پرسید چرا این دشمنی با شوروی وجود ندارد؟ بازرگان در پاسخ گفته بود: «به خاطر اینکه ما از آمریکایی‌ها خیلی بیشتر دلخوری داریم و آمریکایی‌ها خیلی بیشتر از شوروی‌ها از شاه حمایت کردند.» پاسخ رهبر شهید به یک پرسش تاریخی رهبر شهید در دیدار با دانش‌آموزان، به این سؤال این‌گونه پاسخ می‌دهند: «بعضی‌ها می‌گویند "مرگ بر آمریکا" می‌گویید، آمریکایی‌ها با شما دشمنی می‌کنند؛ من می‌گویم نه، در آن روزی که آمریکایی‌ها دشمنی را شروع کردند، یعنی در 28 مرداد، در ایران هیچ‌کس مرگ بر آمریکا نمی‌گفت، امّا آنها ضربه‌ی خودشان را زدند؛ ضربه‌ی آنها ناشی از "مرگ بر آمریکا" نیست. [...] در شانزدهم آذر همان سال، دانشجوها در دانشگاه تهران گفتند مرگ بر آمریکا؛ مرگ بر آمریکا یادگار شانزدهم آذر است؛ از آن وقت گفته شد مرگ بر آمریکا؛ آمریکایی‌ها قبل از آن، ضربه را زده بودند.» در این مقاله چه خواهیم خواند؟ این مقاله با مرور تاریخ روابط ایران و آمریکا، از آغاز این روابط تا امروز، تلاش می‌کند سیر تحولات میان دو کشور را در چهار مقطع بررسی کند: از شکل‌گیری روابط تا پیش از جنگ جهانی دوم  دوران جنگ جهانی دوم  دوره پهلوی دوم از پیروزی جمهوری اسلامی تاکنوندر این مسیر، خواهیم کوشید به چند پرسش اساسی پاسخ دهیم: دشمنی ایران و آمریکا از کجا آغاز شد؟ چه عواملی باعث تداوم این تقابل شده است؟ آیا امکان کاهش تنش‌ها و حرکت به سمت صلح وجود دارد؟ یا اینکه این دشمنی به نوعی وجودی است و تنها با تسلیم شدن یک طرف تمام می‌شود؟ و در نهایت، ریشه تاریخی شعار «مرگ بر آمریکا» چیست؟ در پایان نیز، برای مطالعه عمیق‌تر این موضوع، 6 کتاب مرتبط را معرفی می‌کنیم؛ آثاری که هر یک از زاویه‌ای متفاوت، به تاریخ روابط ایران و آمریکا، سیاست خارجی ایالات متحده و ریشه‌های این تقابل پرداخته‌اند. مرحله اول: از اقدامات امیرکبیر برای ارتباط با آمریکا تا پیش از جنگ جهانی دوم دوران قاجار؛ آغاز روابط با چهره‌ای به‌ظاهر غیرسیاسی در دوران قاجار، سیاست آمریکا در قبال ایران بر عدم مداخله در امور سیاسی و نظامی استوار بود و فعالیت‌های این کشور عمدتاً به حمایت از میسیونرهای مسیحی محدود می‌شد. میسیونرهای آمریکایی از زمان محمدشاه وارد ایران شدند. آنان ظاهراً با هدف دفاع از مسیحیت به ایران می‌آمدند، اما در عمل در پی تغییر فرهنگ و باورهای دینی ایرانیان بودند. برای نمونه، آمریکایی‌ها در برخی محله‌هایی که حتی ساکن مسیحی نداشت، اقدام به تأسیس کلیسا کرده بودند. در همین دوره، تلاش‌ها برای برقراری روابط تجاری میان ایران و آمریکا بارها با شکست مواجه شد. یکی از مهم‌ترین دلایل این ناکامی، دخالت و سنگ‌اندازی روسیه و انگلیس بود. منابع تاریخی از میرزاتقی‌خان امیرکبیر به‌عنوان نخستین دولتمردی یاد کرده‌اند که برای برقراری روابط میان ایران و ایالات متحده گام برداشت. امیرکبیر با هدف پایان دادن به انحصار روابط خارجی ایران با روسیه و انگلیس، تصمیم گرفت با یک قدرت سوم ارتباط برقرار کند. از نگاه او، آمریکا که در آن زمان چهره‌ای به‌ظاهر بشردوستانه و غیراستعماری داشت، گزینه مناسبی بود. در همین راستا، عهدنامه‌ای میان ایران و آمریکا در عثمانی به امضا رسید که ناظر بر روابط کنسولی و بازرگانی بود؛ اما با قتل امیرکبیر، این عهدنامه نیز عملاً بی‌نتیجه ماند. از عهدنامه دوستی تا تأسیس سفارتخانه‌ها پس از امیرکبیر، در دوران میرزاآقاخان نوری، عهدنامه دوستی و تجارت میان دو کشور در سال 1856 میلادی منعقد شد؛ اما دخالت‌های انگلیس باعث شد آغاز روابط رسمی ایران و آمریکا تا 27 سال پس از امضای این عهدنامه به تعویق بیفتد. با تأسیس سفارتخانه‌ها، روابط دو کشور وارد مرحله‌ای تازه شد. نخستین سفارتخانه ایران در آمریکا، سال 1883 میلادی و در دوران ناصرالدین‌شاه تأسیس شد. اولین فرستاده ایران به آمریکا «حسینقلی‌خان نوری» ملقب به «صدرالسلطنه» بود که پس از این مأموریت، بیشتر با نام «حاجی واشنگتن» شناخته شد. پنج سال بعد، در سال 1888 میلادی، سفارت آمریکا نیز در ایران تأسیس شد؛ هرچند در سال‌های نخست فعالیت چشمگیری نداشت. دوران مشروطه؛ سیاستی متناقض و فرصت‌طلبانه در بحبوحه مشروطه، دولت آمریکا سیاست‌هایی متناقض در قبال ایران در پیش گرفت. در ابتدا، سیاست عدم مداخله را برگزید؛ زیرا مشخص نبود کدام جریان سیاسی قدرت را در دست خواهد گرفت. پس از پیروزی مشروطه‌خواهان، آمریکا این پیروزی را تبریک گفت؛ اما با به توپ بسته شدن مجلس، بار دیگر سیاست خود را تغییر داد و موضع بی‌طرفی گرفت؛ زیرا نسبت به تثبیت قدرت مشروطه‌خواهان تردید داشت. در یکی از دستورالعمل‌های وزارت خارجه آمریکا به وزیرمختار این کشور در تهران آمده بود که دولت آمریکا باید با حکومتی که قدرت را در اختیار دارد رابطه برقرار کند و مذاکره با گروه‌های معارض تنها زمانی مجاز است که آنان قدرت را به دست گیرند. مورگان شوستر؛ نخستین مداخله مستقیم نخستین فرستاده آمریکایی که به‌طور مستقیم در امور داخلی ایران نقش یافت، «مورگان شوستر» بود. او در سال 1911 میلادی برای سامان‌دهی امور گمرک و مالیه ایران وارد تهران شد و با تصویب مجلس، به سمت خزانه‌دار کل ایران منصوب شد. اقدامات شوستر، منافع اقتصادی روسیه و انگلیس را تهدید می‌کرد. از همین رو، این دو دولت با فشار و مانع‌تراشی، زمینه ناکامی برنامه‌های او را فراهم کردند. در نهایت، شوستر ناچار شد مأموریت خود را نیمه‌تمام رها کند و در سال 1912 ایران را ترک کند. نخستین اصطکاک سیاسی پس از این ماجرا، روابط سیاسی ایران و آمریکا همچنان در حد تبادل سفیر ادامه یافت تا اینکه نخستین اصطکاک جدی میان دو کشور در سال 1314 شمسی (1935 میلادی) رخ داد. در این سال، سفیر ایران در آمریکا به دلیل تخلف رانندگی بازداشت شد. هرچند او به‌سرعت آزاد شد، اما دولت آمریکا بابت این اتفاق از ایران عذرخواهی نکرد. رضاشاه نیز در واکنش، سفیر ایران را فراخواند و روابط دیپلماتیک دو کشور قطع شد. سه سال بعد، «والاس مری» به ایران آمد و با عذرخواهی رسمی، زمینه ازسرگیری روابط را فراهم کرد. در نتیجه، روابط دو کشور در سال 1318 شمسی (1940 میلادی) از سر گرفته شد. رضاشاه نیز در نامه‌ای به روزولت نوشت: «ما و نیز ملت ایران... به حفظ و تقویت روابط دوستانه و دیرینه دو کشور ارج فراوان می‌نهیم.» با این حال، این عذرخواهی بیش از آنکه از سر حسن نیت باشد، ناشی از نیاز جدی کشورهای غربی به جلوگیری از گرایش ایران به آلمان بود. این همراهی و خوش‌رفتاری آمریکا با حکومت پهلوی اول، در شهریور 1320 به تأیید اشغال ایران از سوی متفقین انجامید؛ رخدادی که آغاز مرحله‌ای تازه از نفوذ و اعمال کنترل آمریکا بر ایران به شمار می‌رود. جمع‌بندی در این دوره، آمریکا هنوز قدرت مسلط جهان نبود و حضورش در ایران بیشتر جنبه فرهنگی، مذهبی و اقتصادی داشت. با این حال، از همان آغاز نیز روابط دو کشور کاملاً فارغ از رقابت‌های قدرت‌های بزرگ نبود. آمریکا ابتدا با چهره‌ای غیر‌استعماری وارد ایران شد، اما در بزنگاه‌های سیاسی، منافع خود را بر هر چیز دیگری ترجیح داد. پایان این دوره، به‌ویژه در جریان اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نخستین ترک جدی را بر تصویر مثبت آمریکا در ذهن بسیاری از ایرانیان وارد کرد. مرحله دوم: در طول جنگ جهانی دوم اشغال ایران؛ پایان سیاست بی‌طرفی با آغاز جنگ جهانی دوم، کشورهای جهان به سه دسته تقسیم شدند: حامیان آلمان نازی، مخالفان آن یا متفقین، و کشورهای بی‌طرف که ایران نیز در این گروه قرار داشت. با این حال، شوروی و بریتانیا ادامه بی‌طرفی ایران را مشروط به اخراج اتباع آلمانی از کشور می‌دانستند. رضاشاه که به روابط اقتصادی با آلمان چشم دوخته بود، این درخواست را نپذیرفت. در پی این تصمیم، در شهریور 1320، نیروهای شوروی از شمال و انگلیس از جنوب به ایران حمله کردند. رضاشاه که پس از عذرخواهی «والاس مری» آمریکا را کشوری دوست می‌پنداشت، از فرانکلین روزولت درخواست کمک کرد؛ اما این درخواست با بی‌اعتنایی رئیس‌جمهور آمریکا روبه‌رو شد و اشغال ایران عملی شد! ایران؛ پل پیروزی متفقین در کنفرانس تهران، کشورهای انگلیس، شوروی و آمریکا استقلال ایران را به رسمیت شناختند. با این حال، نقش ایران در عمل فراتر از یک کشور مستقل بود. ایران، علاوه بر فروش نفت با بهایی ناچیز، به مسیر اصلی انتقال تجهیزات و کمک‌های متفقین به شوروی تبدیل شد. در آن زمان، ناامنی راه‌ها و محدودیت‌های شبکه راه‌آهن، انتقال تجهیزات را با دشواری مواجه کرده بود. ازاین‌رو، آمریکا مأموریت یافت جاده‌ها و زیرساخت‌های حمل‌ونقل ایران را بازسازی کند. به این ترتیب، تا پایان جنگ، بخش عمده حمل‌ونقل تجهیزات و مهمات متفقین در ایران تحت مدیریت آمریکا قرار گرفت. آغاز نفوذ گسترده آمریکا آمریکا از فرصت ایجادشده برای گسترش نفوذ خود در ایران بهره برد. این کشور، بدون هماهنگی با دولت ایران، نیروهای خود را وارد کشور کرد و هم‌زمان توجه ویژه‌ای به خلیج فارس و منابع انرژی آن نشان داد. «دکتر گالیر»، مدیر کمیسیون صادرات آمریکا، دراین‌باره می‌گوید: «آینده قدرت عظیم نفت دیگر در قاره آمریکا نیست. مرکز ثقل جهانی نفت از کارائیب و خلیج مکزیک به منطقه خلیج فارس انتقال می‌یابد. این حرکت در آینده ادامه خواهد یافت و باعث نظم و ترتیب جدیدی خواهد شد.» در همین چارچوب، سیاست آمریکا در قبال ایران، به‌ویژه در منطقه خلیج فارس، بر حذف رقبای خود از عرصه نفت ایران متمرکز شد. «کاردل هال»، وزیر خارجه آمریکا، نیز در سال 1943 میلادی (1322 شمسی) در نامه‌ای به رئیس‌جمهور این کشور، بر پایان دادن به حضور روسیه و انگلیس در ایران تأکید کرد و نوشت: «[...] منافع ما در این خواهد بود که هیچ‌یک از قدرت‌های بزرگ در خلیج فارس، در برابر تشکیلات نفتی آمریکا... حضور نداشته باشند.» جمع‌بندی جنگ جهانی دوم، نقطه عطف روابط ایران و آمریکا بود. آمریکا از کشوری با نقش محدود، به بازیگری مؤثر در معادلات سیاسی، نظامی و اقتصادی ایران تبدیل شد. هرچند در این مقطع هنوز روابط دو کشور به مرحله تقابل نرسیده بود، اما حضور گسترده آمریکا در ایران و توجه ویژه آن به منابع نفتی و موقعیت ژئوپلیتیک کشور، زمینه‌ساز نفوذی شد که در سال‌های بعد ابعاد بسیار گسترده‌تری پیدا کرد. مرحله سوم: دوران پهلوی دوم محمدرضا پهلوی در آغاز سلطنت خود، در برابر متفقین موقعیتی متزلزل داشت. از سوی دیگر، سیاست‌های دوران رضاشاه بسیاری از نیروهای داخلی را ناراضی و خشمگین کرده بود. شاه برای تثبیت جایگاه خود، حمایت آمریکا را فرصتی مناسب دید و در همین راستا قراردادهای متعدد نفتی و نظامی با این کشور منعقد کرد. همچنین اعضای کابینه و دولت محمدرضا شاه، اکثرا از فارغ التحصیلان آمریکا انتخاب می شدند و این مسئله، موجب بیگانگی فرهنگی با ایرانِ مسلمانِ آن زمان شده بود. از این مقطع، روابط ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای تازه شد و هر سال گسترده‌تر از گذشته ادامه یافت؛ روابطی که بیش از همه منافع آمریکا را تأمین می‌کرد و به مرور، نارضایتی مردم ایران را افزایش می‌داد. در ادامه، مهم‌ترین رویدادهایی را مرور می‌کنیم که در نتیجه این روابط، بر سر ایران و ایرانی آمد. جریان ملی شدن صنعت نفت ملی شدن صنعت نفت، به‌خودی‌خود یکی از مهم‌ترین و افتخارآمیزترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران است. اما دلیل پرداختن به آن در این مقاله، روشن شدن زمینه‌های حادثه‌ای است که پس از آن رخ داد؛ یعنی کودتای 28 مرداد. ماجرای ملی شدن صنعت نفت با ارائه طرحی از سوی دکتر محمد مصدق در مجلس آغاز شد. پس از پایان جنگ جهانی دوم، انگلیس ایران را ترک کرد؛ اما شوروی در ازای دریافت امتیاز و انعقاد قرارداد نفتی با دولت قوام، خروج نیروهای خود را پذیرفت. در پی این تحولات، مجلس پانزدهم در سال 1326 ماده واحده‌ای تصویب کرد که هرگونه واگذاری امتیاز نفت به خارجی‌ها را ممنوع می‌کرد. این مصوبه، نفت جنوب را نیز که در اختیار انگلیس بود، در بر می‌گرفت. انگلیس برای جلوگیری از اجرای این سیاست، پیش‌دستی کرد و قرارداد الحاقی گس–گلشاییان را با وزیر دارایی ایران به امضا رساند. بر اساس این قرارداد، امتیاز نفت جنوب تا سال 1361 شمسی در اختیار انگلیس باقی می‌ماند و لغو آن نیز آسان نبود. همین قرارداد، اعتراض‌ها را از فضای مجلس فراتر برد و به یک مطالبه عمومی تبدیل کرد. دفاع از حقوق نفتی ایران به نهضتی ملی بدل شد، هرچند در آن مقطع هنوز بحث ملی شدن صنعت نفت به نتیجه نرسیده بود. آیت‌الله کاشانی نیز با انتشار اعلامیه‌هایی علیه شرکت نفت و قرارداد الحاقی، نقش مهمی در گسترش اعتراض‌ها ایفا کرد. با تشکیل مجلس شانزدهم، رزم‌آرا به نخست‌وزیری رسید و تلاش کرد قرارداد الحاقی را به تصویب برساند؛ اما مجلس با آن مخالفت کرد و موضوع ملی شدن صنعت نفت به‌طور جدی مطرح شد. رزم‌آرا با ملی شدن صنعت نفت مخالفتی جدی داشت و آن را به زیان ایران می‌دانست. در هشتم دی‌ماه، به دعوت آیت‌الله کاشانی و جبهه ملی، اجتماع بزرگی در میدان بهارستان در اعتراض به قرارداد الحاقی برگزار شد. در آن زمان، سه جریان اصلی برای ملی شدن صنعت نفت تلاش می‌کردند: نهضت مردمی به رهبری آیت‌الله کاشانی، جبهه ملی به رهبری دکتر مصدق و فدائیان اسلام به رهبری شهید نواب صفوی. سرانجام، پس از ترور رزم‌آرا توسط فدائیان اسلام، صنعت نفت ایران در 29 اسفند 1329 ملی شد و کارکنان خارجی نیز در مهر 1330 ایران را ترک کردند. تغییر رویکرد آمریکا اما نقش آمریکا در این میان چه بود؟ آمریکا، مطابق الگوی رفتاری پیشین خود، در ابتدا نقش بی‌طرف و حتی میانجی را ایفا می‌کرد. در ظاهر، هدف این کشور آشتی دادن ایران و انگلیس بود؛ اما در عمل، نه از تسلط کامل ایران بر منابع نفتی خود خشنود بود و نه از تداوم سلطه طولانی‌مدت رقیبش، یعنی انگلستان، بر نفت ایران. از سوی دیگر، آمریکا نگران گسترش نفوذ شوروی و کمونیسم در ایران نیز بود و ثبات ایران را در راستای منافع خود می‌دید. به همین دلیل، در جریان ملی شدن صنعت نفت تلاش کرد نقش میانجی میان ایران و انگلیس را بر عهده بگیرد. اما پس از ملی شدن صنعت نفت، رویکرد خود را تغییر داد و به‌طور مستقیم در صف مخالفان دولت مصدق قرار گرفت. کودتای 28 مرداد ملی شدن صنعت نفت برای آمریکا و انگلیس این واقعیت را آشکار کرد که مخالفت مستقیم با ایران نتیجه‌ای نخواهد داشت. از نگاه آنان، مانع اصلی، حمایت مردمی از دولت مصدق بود. ازاین‌رو، با همکاری عوامل داخلی، زمینه‌های کودتا را فراهم کردند. محور این شبکه، برادران رشیدیان بودند و طراحی عملیات نیز با مشارکت مقامات ارشد آمریکا و افسران اطلاعاتی سازمان سیا (CIA) و سرویس اطلاعاتی بریتانیا (MI6) انجام شد. سرلشکر فضل‌الله زاهدی به‌عنوان نخست‌وزیر جایگزین و کرمیت روزولت به‌عنوان مسئول اجرای عملیات انتخاب شدند. برای اجرای کودتا، بودجه‌های کلانی صرف تبلیغات، پرداخت رشوه به نمایندگان مجلس، افسران ارتش و افراد بانفوذ شد. هم‌زمان، تبلیغات گسترده‌ای علیه مصدق شکل گرفت و او را طرفدار کمونیسم، مخالف اسلام و عامل نابودی کشور معرفی کردند. اوباش و عوامل نفوذی نیز مأمور ایجاد آشوب و انجام حملات ساختگی شدند تا افکار عمومی علیه دولت تحریک شود. در این میان، اختلاف میان مصدق و آیت‌الله کاشانی و همچنین ربوده شدن و قتل سرلشکر افشارطوس، رئیس شهربانی، بر شدت بحران افزود. مجلس نیز منحل شد. با وجود همه این اقدامات، کودتای 25 مرداد با شکست روبه‌رو شد و شاه از کشور گریخت. این تصور به وجود آمد که خطر کودتا پایان یافته است. اما کرمیت روزولت، رئیس بخش آسیای غربی سازمان سیا، با طراحی عملیاتی جدید توانست در 28 مرداد دولت مصدق را سرنگون کند. در درگیری‌های آن روز، حدود 300 نفر کشته شدند. پس از موفقیت کودتا نیز آمریکا پنج میلیون دلار به دولت زاهدی و یک میلیون دلار به شخص زاهدی پرداخت کرد. با این کودتا، و انحلال نهضت ملی شدن صنعت نفت، شکل جدیدی از غارت منابع نفتی ایران با رهبری آمریکا به وجود آمد. قراردادی موسوم به کنسرسیوم نفتی ایران و 8 کمپانی نفتی خارجی. طبق این کنسرسیوم، 40 درصد از سهام نفت ایران به 5 کمپانی آمریکایی،‌ 40درصد دیگر به شرکت نفت ایران و انگلیس، 14 درصد مربوط به شرکت نفتی هلند و 6 درصد الباقی را کمپانی فرانسوی به دست آوردند. بعد از انعقاد قرارداد کنسرسیوم، ایران تا پیروزی انقلاب اسلامی هرگز کنترل همه‌جانبه بر منابع نفتی خود را به دست نیاورد! انقلاب سفید آمریکا در راستای مقابله با نفوذ کمونیسم در ایران، همچنان برنامه‌های خود را به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم دنبال می‌کرد. یکی از مهم‌ترین این برنامه‌ها، مجموعه اصلاحاتی بود که با عنوان «انقلاب سفید» به اجرا درآمد. پیش از آن، لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی به تصویب رسیده بود؛ اما با مخالفت شدید علما، به‌ویژه امام خمینی (ره)، و مقاومت مردم، این لایحه لغو شد. با این حال، ماجرا به همین‌جا ختم نشد. انقلاب سفید بدون فراهم شدن زمینه‌های فرهنگی و مذهبی لازم به اجرا درآمد و اعتراضات گسترده‌ای را به رهبری امام خمینی (ره) در پی داشت. این طرح آمریکایی، آسیب‌های فراوانی برای ایران به همراه آورد که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، مهاجرت افسارگسیخته روستاییان به شهرها بود. در مجموع، انقلاب سفید به یکی از عوامل گسترش نارضایتی عمومی و از زمینه‌سازان وقوع انقلاب اسلامی سال 1357 تبدیل شد. کاپیتولاسیون؛ اوج وابستگی حقوقی در سال 1343، مجلس قانونی را تصویب کرد که بر اساس آن، مستشاران نظامی آمریکا و اعضای خانواده‌های آنان از مصونیت قضایی برخوردار می‌شدند. بر اساس این قانون، دادگاه‌های ایران حق رسیدگی به جرایم اتباع آمریکایی مشمول کاپیتولاسیون را نداشتند. این قانون، استقلال قضایی کشور را محدود و حاکمیت ملی ایران را تضعیف کرد. همچنین با قرار دادن اتباع آمریکایی در جایگاهی برتر از شهروندان ایرانی، احساس تحقیر ملی را در جامعه افزایش داد. از سوی دیگر، نفوذ آمریکا و وابستگی حکومت پهلوی به این کشور بیش از گذشته تثبیت شد. در پی تصویب این قانون، اعتراضات سیاسی و مذهبی به رهبری امام خمینی (ره) آغاز شد که نتیجه آن، تبعید ایشان به ترکیه بود. اجرای قانون کاپیتولاسیون نیز یکی از عوامل مؤثر در شکل‌گیری انقلاب اسلامی سال 1357 به شمار می‌رود. نفوذ همه‌جانبه آمریکا در ایران نفوذ آمریکا در ایران تنها به این موارد محدود نمی‌شد. در دوران پهلوی دوم، به‌ویژه از دهه 1340 به بعد، هزاران مستشار آمریکایی در ایران حضور داشتند. دولت ایران وام‌های کلانی برای خرید تسلیحات آمریکایی دریافت می‌کرد و سازمان مخوف ساواک نیز با همکاری مستقیم سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) شکل گرفت. منافع گسترده‌ای که رژیم پهلوی برای آمریکا تأمین می‌کرد، موجب حمایت کامل و بی‌قیدوشرط واشنگتن از حکومت شاه شده بود. با این همه، انقلاب اسلامی بسیار زودتر از آنچه شاه و حامیان آمریکایی‌اش تصور می‌کردند، به پیروزی رسید. در پایان، شاه به مهره‌ای سوخته تبدیل شد؛ تا جایی که حتی نتوانست اجازه اقامت دائم در آمریکا را به دست آورد. آمریکا نیز با کارنامه‌ای سیاه و خون‌آلود، وارد مرحله‌ای تازه از روابط خود با ایران شد و تلاش کرد با نظام تازه‌تأسیس جمهوری اسلامی ارتباط برقرار کند. جمع‌بندی اگر مرحله دوم، آغاز نفوذ آمریکا در ایران بود، دوران پهلوی دوم را باید دوران تثبیت و گسترش این نفوذ دانست. از کودتای 28 مرداد و حمایت از حکومت پهلوی گرفته تا کاپیتولاسیون، حضور هزاران مستشار آمریکایی و وابستگی نظامی و اقتصادی ایران، همگی تصویری از آمریکایی ساخت که دیگر در نگاه بخش بزرگی از مردم، فقط یک شریک سیاسی صرف نبود. آمریکا به قدرتی مداخله‌گر و حامی استبداد داخلی تبدیل شده بود. به همین دلیل، هنگام پیروزی انقلاب اسلامی، بخش مهمی از بی‌اعتمادی و خشم عمومی نسبت به آمریکا، حاصل تجربه چند دهه روابط دو کشور بود. مرحله چهارم: جمهوری اسلامی  از پیروزی انقلاب تا 13 آبان 1358 پس از پیروزی انقلاب اسلامی، روابط ایران و آمریکا بلافاصله قطع نشد. اسناد به‌دست‌آمده از لانه جاسوسی نشان می‌دهد که مقامات آمریکایی از حساسیت جمهوری اسلامی نسبت به پذیرش محمدرضا پهلوی در آمریکا آگاه بودند. با وجود این، هم در پی حفظ و گسترش روابط با ایران بودند و هم تصمیم داشتند به شاه، که در نگاه مردم ایران دشمن اصلی کشور به شمار می‌رفت، پناه دهند. در سند شماره 14، درباره موضع مقامات ایرانی آمده است: «چنانچه ایالات متحده برای خاندان پهلوی ویزا صادر نماید، دولت موقت ایران آن را یک اقدام خصمانه تلقی خواهد نمود.» در ادامه همان سند نیز درباره آینده روابط دو کشور آمده است: «ما امیدوار بودیم که روابط با ایران به تدریج تقویت گردد.» با وجود اطلاع از موضع ایران، آمریکا به شاه پناه داد. این اقدام، خاطره کودتای 28 مرداد را بار دیگر در ذهن بسیاری از مردم ایران زنده کرد و احساس خشم و بی‌اعتمادی نسبت به آمریکا را تشدید نمود. در پی این تصمیم، سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان درآمد و ماجرای گروگان‌گیری آغاز شد. با تسخیر آنچه در ایران «لانه جاسوسی» نام گرفت، اسناد فراوانی نیز به دست آمد که از نگاه جمهوری اسلامی، نشان‌دهنده سال‌ها فعالیت اطلاعاتی و مداخله آمریکا در امور ایران بود. انتشار این اسناد، نفرت و بی‌اعتمادی نسبت به آمریکا را در افکار عمومی بیش از گذشته تقویت کرد. از 13 آبان 1358 تا پایان جنگ تحمیلی (1367) در فاصله تسخیر سفارت آمریکا تا پایان جنگ تحمیلی، جمهوری اسلامی ایران حوادث سرنوشت‌سازی را پشت سر گذاشت. در بسیاری از این رخدادها، نقش آمریکا یا به‌صورت مستقیم و یا از پشت پرده قابل مشاهده بود. عملیات طبس پس از اشغال سفارت آمریکا و ماجرای گروگان‌گیری، آمریکا درخواست ایران برای تحویل محمدرضا پهلوی و بازگرداندن اموالی را که از ایران خارج کرده بود، نپذیرفت. در مقابل، ایران نیز از آزاد کردن گروگان‌ها خودداری کرد. آمریکا خرید نفت از ایران را تحریم و دارایی‌های ایران در بانک‌های آمریکایی را توقیف کرد. ایران نیز از پرداخت اقساط وام‌هایی که در دوران پهلوی از آمریکا دریافت شده بود خودداری کرد و بابت انتقال اموال و دارایی‌های شاه به خارج از کشور، علیه آمریکا شکایت نمود. در 19 فروردین 1359، جیمی کارتر قطع کامل روابط سیاسی و بازرگانی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران را اعلام کرد. اندکی بعد، عملیات نظامی آمریکا در صحرای طبس آغاز شد؛ عملیاتی که با طوفان شن و شکست نیروهای آمریکایی پایان یافت. ماجرای گروگان‌گیری، در صورتی که آمریکا شاه یا اموال خارج‌شده از ایران را تحویل می‌داد، می‌توانست زودتر خاتمه یابد؛ اما در نهایت 444 روز ادامه پیدا کرد. سرانجام با توافق الجزایر، بخشی از دارایی‌های ایران آزاد شد و گروگان‌ها نیز آزاد شدند. کودتای نوژه هم‌زمان با ماجرای طبس، شاپور بختیار با حمایت آمریکا، انگلیس و برخی کشورهای منطقه، مسئول سازمان‌دهی نیروهای مخالف جمهوری اسلامی شد و ستادی را در پاریس برای هدایت عملیات تشکیل داد. هزینه‌های این کودتا از سوی آمریکا، انگلیس و عراق تأمین می‌شد و نمایندگان سازمان سیا، موساد و استخبارات عراق با ستاد بختیار در ارتباط بودند و در هماهنگی عملیات نقش داشتند. بر اساس این طرح، قرار بود با مشارکت شماری از فرماندهان و خلبانان سابق ارتش، مراکزی مانند بیت امام خمینی، نخست‌وزیری، سپاه، کمیته‌های انقلاب و برخی پادگان‌ها هدف حملات هوایی قرار گیرند. سردار شادمانی درباره پیامدهای احتمالی موفقیت این کودتا می‌گوید: «کودتاچیان در این کودتا برآورد کرده بودند که در صورت بمباران تهران پنج میلیون نفر کشته می‌شوند. خباثت دشمن تا جایی بوده که برایشان مهم نبوده پنج میلیون نفر از مردم تهران کشته شوند، بلکه آن‌ها هدف خودشان را می‌دیدند.» پس از ناکامی کودتای نوژه، آمریکا دیگر امکان ورود مستقیم به جنگ با ایران را نداشت و عراق را به‌عنوان ابزار اصلی مقابله نظامی با جمهوری اسلامی برگزید. حمایت آمریکا از عراق در جنگ تحمیلی پیش از آغاز جنگ، عراق در فهرست کشورهای حامی تروریسم قرار داشت. اما با حمله عراق به ایران در سال 1359 و ناکامی صدام در دستیابی سریع به اهداف خود، آمریکا به‌تدریج حمایت آشکار از بغداد را آغاز کرد. در اقدامی عجیب، در سال 1982، آمریکا نام عراق را از فهرست کشورهای حامی تروریسم خارج و ایران را در این فهرست قرار داد! سپس روابط دیپلماتیک خود را با عراق از سر گرفت و کمک‌های مالی، اطلاعاتی و تسلیحاتی گسترده‌ای در اختیار حکومت صدام قرار داد. در آذر 1362، رونالد ریگان «دونالد رامسفلد» را با نامه‌ای به بغداد فرستاد و پیشنهاد ازسرگیری روابط دو کشور را به صدام حسین ارائه کرد. صدام نیز از این پیشنهاد استقبال کرد. جالب است که تاریخ، بار دیگر اعتماد بی‌جا به آمریکا را تکرار کرد؛ یک‌بار در قالب رضاشاه و این‌بار در قالب صدام حسین. نکته قابل تأمل آنکه هر دو بعدا و در نهایت از سوی همان قدرتی کنار گذاشته شدند که زمانی از آنان حمایت می‌کرد. در طول جنگ، آمریکا کمک‌های مالی، اقتصادی، صنعتی، فنی و نظامی گسترده‌ای به عراق ارائه کرد. این کمک‌ها شامل اعطای اعتبارات مالی، فروش تجهیزات و فناوری‌های پیشرفته، حمایت از پروژه‌های نفتی، صدور تجهیزات الکترونیکی، رایانه‌ها و فناوری‌های دارای کاربرد نظامی و همچنین انتقال فناوری‌های مرتبط با برنامه‌های شیمیایی، میکروبی و هسته‌ای عراق بود. گزارش‌هایی نیز از ارسال مواد بیولوژیکی، تجهیزات مورد استفاده در تولید سلاح‌های شیمیایی و مشارکت صدها شرکت غربی در برنامه‌های نظامی عراق منتشر شده است. روزنامه «واشنگتن پست» در دسامبر 1990، به نقل از یک سند رسمی دولت آمریکا، نوشت: «دولت آمریکا در پنج سال گذشته معادل یک و نیم میلیارد دلار تجهیزات، انواع ماشین‌آلات، دستگاه‌های حساس و کامپیوترهای فوق‌العاده قوی که در امر تولید سلاح‌های شیمیایی، موشکی و هسته‌ای نقش حساسی دارند، به دولت عراق فروخته است.» همچنین یکی از بازرسان کنگره آمریکا که عملکرد دولت این کشور در قبال عراق را بررسی می‌کرد، اظهار داشت: «دامنه و وسعت انواع تجهیزات و تکنولوژی‌های حساسی که از طرف دولت آمریکا به عراق ارسال شده، آدم را شوکه می‌کند.» در سال‌های پایانی جنگ، آمریکا علاوه بر ارائه اطلاعات نظامی، در طراحی برخی عملیات‌های عراق نیز نقش‌آفرینی می‌کرد. آموزش نیروهای عراقی، تهیه نقشه‌های عملیاتی و تعیین مسیرهای حمله، از جمله اقداماتی بود که در موفقیت برخی عملیات‌های عراق نقش داشت. رویارویی مستقیم آمریکا با ایران حمایت آمریکا از عراق، به‌تدریج به حضور مستقیم نظامی این کشور در خلیج فارس انجامید. حمله به کشتی‌های تجاری و قایق‌های ایرانی، حمله به سکوهای نفتی ایران، درگیری با ناوهای ایرانی، آسیب رساندن به ناوچه‌های سهند و سبلان و همکاری با عراق در حفاظت از نفتکش‌ها، بخشی از این اقدامات بود. برخی از این عملیات‌ها با دستور مستقیم رئیس‌جمهور آمریکا انجام شد و دولت عراق نیز بارها از این حمایت‌ها قدردانی کرد. ماجرای مک‌فارلین (ایران‌گیت) در اوج همین رویارویی‌ها، پرونده‌ای شکل گرفت که بعدها به یکی از بزرگ‌ترین رسوایی‌های دولت ریگان تبدیل شد. ماجرای ایران‌گیت یا ایران-کنترا، از تلاقی دو بحران شکل گرفت: بحران گروگان‌های آمریکایی در لبنان و حمایت دولت ریگان از شورشیان ضدکمونیست نیکاراگوئه (کنتراها). به دلیل ارتباط ایران با گروه‌های اثرگذار در لبنان (عماد مغنیه)، آمریکا تلاش کرد از طریق ایران زمینه آزادی گروگان‌های خود را فراهم کند! در مقابل، به‌صورت محرمانه اقدام به فروش تسلیحات به ایران کرد. در ژانویه 1986 ریگان دستور داد تا چهار هزار موشک تاو توسط سازمان سیا از وزارت دفاع خریده شود و از طریق اسرائیل به ایران فروخته شود. افشای این اقدام، در ایران سر و صدای زیادی به راه انداخت و حواشی زیادی داشت.  پس از آزادی چند گروگان در سال 1985، بخشی از درآمد حاصل از این فروش، حدود 30 میلیون دلار، برخلاف مصوبه کنگره آمریکا، به شورشیان کنترا اختصاص یافت. افشای این عملیات مخفی در نوامبر 1986، دولت ریگان را با یکی از بزرگ‌ترین رسوایی‌های سیاسی خود مواجه کرد. همکاری یک سری افراد در داخل ایران با ریگان بر سر آزادسازی گروگان ها و تحویل اسلحه از آمریکا و اسرائیل در زمان جنگ، از نقاط چالشی تاریخ دهه 60 است که جای بحث زیادی دارد. در ادامه مقاله در بخش معرفی کتاب، با 2 کتاب مختص همین موضوع آشنا می‌شویم. پرواز 655 ایران‌ایر در 12 تیر 1367، ایران با خبر سقوط هواپیمای مسافربری ایران‌ایر شوکه شد. این هواپیما که از بندرعباس عازم دبی بود، بر فراز خلیج فارس هدف موشک ناو آمریکایی وینسنس قرار گرفت و هر 290 سرنشین آن جان باختند. دولت آمریکا مسئولیت این حادثه را به‌گونه‌ای که ایران انتظار داشت نپذیرفت و اعلام کرد هواپیمای ایرباس را با یک جنگنده اف-14 ایران اشتباه گرفته است؛ این در حالی بود که از نظر اندازه، شکل، مشخصات پروازی و ارتباطات رادیویی، تفاوت‌های آشکاری میان این دو هواپیما وجود داشت. جمهوری اسلامی ایران این توضیح را نپذیرفت و این اقدام را نقض آشکار حقوق بین‌الملل و حمله به یک هواپیمای مسافربری دانست. دولت آمریکا نیز بعدها به فرمانده ناو وینسنس مدال افتخار اعطا کرد! اقدامی که در ایران به‌عنوان تأیید این حمله تلقی شد. از نگاه جمهوری اسلامی، هدف آمریکا از سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران، وادار کردن ایران به پذیرش آتش‌بس و پایان جنگ بود؛ چنان‌که رونالد ریگان نیز پس از این حادثه اظهار کرد: «این فاجعه... ضرورت دست‌یابی به برقراری صلح را با حداکثر شتاب، دوچندان ساخته است.» در این نگاه، آمریکا با افزایش فشار بر ایران، در پی آن بود که صدام حسین را از بن‌بست جنگ نجات دهد. جمع‌بندی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اختلاف ایران و آمریکا دیگر صرفاً یک اختلاف سیاسی یا دیپلماتیک نبود، بلکه به تقابلی همه‌جانبه تبدیل شد! تسخیر سفارت آمریکا، عملیات طبس، حمایت گسترده واشنگتن از عراق در جنگ تحمیلی، رویارویی مستقیم نظامی در خلیج فارس و سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران، این باور را در جمهوری اسلامی و بخش قابل توجهی از جامعه ایران تقویت کرد که دشمنی آمریکا با انقلاب اسلامی، مقطعی یا ناشی از سوءتفاهم نیست و ریشه در سیاست‌های کلان این کشور دارد. از همین دوره، شعار «مرگ بر آمریکا» نیز بیش از گذشته به یکی از نمادهای هویت سیاسی جمهوری اسلامی تبدیل شد. از سال 1368 تا سال 1388 در این دوره، روابط ایران و آمریکا هیچ‌گاه به حالت عادی بازنگشت؛ اما شدت تنش‌ها در مقاطع مختلف، متناسب با رویکرد دولت‌های دو کشور، فراز و فرود داشت و در برخی موارد عجیب به نظر می‌رسید. در این سال‌ها با دو کشور با این سابقه از بدعهدی و بی اعتمادی مواجه هستیم که گاهی این تجربه تاریخی فراموش می‌شود و در نهایت تاسف، امری که به کرات تجربه شده بود، دوباره به بوته آزمون گذاشته می‌شود!  برای بررسی این دوره، روابط دو کشور را بر اساس دولت‌های وقت مرور می‌کنیم. دولت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی (1368–1376) دولت هاشمی رفسنجانی تلاش‌هایی برای کاهش تنش و برقراری ارتباط با آمریکا انجام داد. با این حال، رهبر معظم انقلاب همواره بر این نکته تأکید داشتند که مخالفت آمریکا صرفاً با برخی سیاست‌های جمهوری اسلامی نیست، بلکه با اصل نظام جمهوری اسلامی ایران است. جعفر شیرعلی‌نیا در صفحه 675 کتاب زندگی و زمانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به نقل از رئیس‌جمهور وقت می‌نویسد:  «در صحبت امام و رهبری استدلال محکمی خوابیده که باید به این جواب داد. آن‌ها می‌فرمایند ما خصومت آمریکا را باقی می‌بینیم و آمریکا با اصل نظام ما مخالف است و او وقتی می‌گوید بیایید مذاکره کنید و مسائل را حل کنیم، حسن نیت ندارد؛ می‌خواهد از این استفاده کند و قدم‌های بعدی را برای خصومت بردارد...» در ادامه نیز آمریکا با یادآوری مذاکرات پنهانی موسوم به «مک‌فارلین» به‌عنوان تلاشی برای برقراری ارتباط مجدد با ایران و عادی سازی بود؛ اما از نگاه جمهوری اسلامی، نتیجه آن بدعهدی آمریکا و عمل نکردن به تعهدات مربوط به تأمین تسلیحات بود. در همین دوره، دولت بیل کلینتون سیاست فشار اقتصادی بر ایران را تشدید کرد. سرمایه‌گذاری شرکت‌های آمریکایی در صنعت نفت و گاز ایران ممنوع شد و قانون تحریم‌های ایران و لیبی (ILSA) نیز به تصویب رسید؛ قانونی که حتی شرکت‌های غیرآمریکایی سرمایه‌گذار در بخش انرژی ایران را نیز در معرض تحریم قرار می‌داد. دولت سید محمد خاتمی (1376–1384) دولت سید محمد خاتمی نیز گام‌هایی برای بهبود روابط با غرب برداشت. این اقدامات، که عمدتاً برخلاف نظر رهبر معظم انقلاب انجام می‌شد، در نهایت به بهبود روابط با آمریکا منجر نشد. پس از حملات 11 سپتامبر، دولت خاتمی این اقدام تروریستی را محکوم کرد. کالین پاول، وزیر امور خارجه آمریکا، از این موضع استقبال کرد؛ اما هم‌زمان ایران را به حمایت از تروریسم متهم ساخت. رهبر انقلاب نیز ضمن محکوم کردن حملات 11 سپتامبر، اقدامات آمریکا و متحدانش در حوادثی مانند هیروشیما، قانا، صبرا و شتیلا را نیز از مصادیق تروریسم دانستند. در مقابل، جورج بوش پسر شعار معروف «یا با ما هستید یا با تروریست‌ها» را مطرح کرد. رهبر انقلاب نیز اعلام کردند که جمهوری اسلامی ایران در هیچ ائتلافی که تحت رهبری آمریکا باشد، مشارکت نخواهد کرد. در ادامه، دولت خاتمی در نامه‌ای محرمانه آمادگی خود را برای همکاری با آمریکا اعلام کرد! و حتی در حمله آمریکا به افغانستان، به آمریکا کمک اطلاعاتی کرد اما با این حال، نتیجه این رویکرد آن بود که دولت جورج بوش در سال 2002 ایران را در فهرست «محور شرارت» قرار داد. در همین زمان، دولت ایران آمادگی خود را برای انجام مذاکرات درباره فعالیت‌های هسته‌ای اعلام کرده و تأکید کرده بود که به دنبال تولید سلاح هسته‌ای نیست، اما استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای را حق مسلم خود می‌داند. تهدید رهبر شهید به استعفا در صورت توقف کامل غنی سازی هسته ای در دولت خاتمی ادامه این روند، سرانجام به موافقت دولت خاتمی با تعلیق غنی‌سازی اورانیوم انجامید. با این حال، آنچه از خاطرات آیت‌الله هاشمی رفسنجانی برمی‌آید، نشان می‌دهد این تصمیم، حتی در جلسات عالی نظام نیز محل اختلاف بود. هاشمی در خاطرات خود می‌نویسد که در جلسه 9 مهر 1382، رهبر معظم انقلاب با اجرای پروتکل الحاقی تحت شرایطی موافقت کردند، اما با تعطیلی غنی‌سازی ـ که خواسته اروپا، آمریکا و روسیه بود ـ مخالفت داشتند؛ در مقابل، حسن روحانی، کمال خرازی و سید محمد خاتمی خواستار توقف موقت غنی‌سازی بودند. چند روز بعد، در خاطره مهر 1382 آمده است که با افزایش فشارهای اروپا و تهدیدهای آژانس، دولت خاتمی نگران تشدید بحران شده بود و مسئولان دولتی بر پذیرش تعلیق اصرار داشتند. هاشمی نیز نقل می‌کند که در نهایت، رهبر انقلاب برای جلوگیری از ایجاد اجماع بین‌المللی علیه ایران، با توقف موقت غنی‌سازی موافقت کردند. با این حال، ایشان این تصمیم را صرفاً اقدامی تاکتیکی می‌دانستند. هاشمی در خاطره 11 آبان 1382 نقل می‌کند که رهبر انقلاب در دیدار مسئولان تأکید کردند: «برای خنثی کردن توطئه آمریکا که درصدد ایجاد اجماع علیه ایران بود، پذیرفتیم همه چیز شفاف باشد؛ اما برای تولید چرخه سوخت مصمم هستیم و کوتاه نمی‌آییم.» با وجود این، خاتمی در همان جلسه از توقف تولید سوخت سخن گفت؛ موضوعی که به نوشته هاشمی، با موضع اعلام‌شده رهبر انقلاب همخوانی نداشت. هاشمی در خاطرات خود اینگونه می نویسد:  "رهبری حفظ تکنولوژی هسته‌ای را خط قرمز خواندند و حتی گفتند اگر روزی مسئولان کشور به نتیجه توقف غنی سازی برسند، ایشان در مقام رهبری نمی‌مانند!" خاطرات سال 1383 نیز نشان می‌دهد که رهبر انقلاب بارها بر حفظ چرخه سوخت و فناوری هسته‌ای تأکید داشتند و تعلیق را تنها در شرایطی محدود و موقت می‌پذیرفتند، در حالی که تیم مذاکره‌کننده دولت خاتمی برای جلوگیری از افزایش فشارهای غرب، خواستار ادامه روند تعلیق بود. در نهایت نیز، با وجود عقب‌نشینی‌های انجام‌شده، نه پرونده هسته‌ای ایران بسته شد و نه فشارهای سیاسی و اقتصادی غرب کاهش یافت؛ اتفاقی که از نگاه منتقدان، نمونه‌ای دیگر از بدعهدی آمریکا و اروپا در قبال ایران به شمار می‌رفت. جمع‌بندی در فاصله سال‌های 1368 تا 1388، دولت‌های مختلف ایران با شیوه‌های متفاوتی برای کاهش تنش و ایجاد زمینه گفت‌وگو با آمریکا تلاش کردند؛ اما از نگاه جمهوری اسلامی، این تلاش‌ها نه‌تنها به عادی‌سازی روابط منجر نشد، بلکه هم‌زمان با تشدید تحریم‌ها، افزایش فشارهای سیاسی و قرار گرفتن ایران در فهرست «محور شرارت» همراه شد. از همین رو، این دوره برای بسیاری از مسئولان جمهوری اسلامی به‌عنوان تجربه‌ای مطرح شد که نشان می‌داد تغییر رویکرد ایران، لزوماً به تغییر رفتار آمریکا منتهی نمی‌شود. دولت اول محمود احمدی‌نژاد (1384–1388) با آغاز به کار دولت محمود احمدی‌نژاد، سیاست هسته‌ای ایران وارد مرحله‌ای تازه شد. در مرداد 1384 (اوت 2005)، پلمب تأسیسات UCF اصفهان شکسته شد و از سرگیری فعالیت‌های هسته‌ای ایران آغاز گردید. پس از آن، از سرگیری غنی‌سازی اورانیوم در نطنز و اعلام ساخت تأسیسات فردو، واکنش‌های گسترده بین‌المللی را در پی داشت. در نتیجه، شورای امنیت سازمان ملل چندین قطعنامه تحریمی علیه ایران صادر کرد و تحریم‌های بانکی، مالی و فناوری به‌تدریج افزایش یافت. در همین دوره، باراک اوباما ریاست‌جمهوری آمریکا را بر عهده داشت. اگرچه او در ظاهر با ارسال پیام نوروزی برای مردم و رهبر ایران از تغییر رویکرد سخن می‌گفت، اما شدیدترین تحریم‌های اقتصادی علیه جمهوری اسلامی نیز در همین دوران اعمال شد. این تحریم‌ها بخش‌های بانکی، مالی، نفتی و نظامی ایران را هدف قرار داد و با کاهش صادرات نفت و تحریم بانک مرکزی، فشارهای اقتصادی بر کشور افزایش یافت. دولت حسن روحانی (1392–1400) دولت حسن روحانی با شعار حل پرونده هسته‌ای و کاهش تحریم‌ها روی کار آمد. در این دوره، پدیده‌ای جدید در روابط ایران و آمریکا شکل گرفت؛ مذاکرات هسته‌ای با گروه 1+5. برای نخستین بار پس از پیروزی انقلاب اسلامی، گفت‌وگوی تلفنی میان رئیس‌جمهور ایران و رئیس‌جمهور آمریکا انجام شد و مذاکرات فشرده میان دو طرف آغاز گردید. این مذاکرات سرانجام در سال 1394 (2015) به توافقی انجامید که با عنوان «برجام» شناخته شد. بر اساس این توافق، ایران در مقابل لغو بخشی از تحریم‌های اقتصادی، محدودیت‌هایی را در برنامه هسته‌ای خود پذیرفت. با این حال، رهبر معظم انقلاب همواره نسبت به اعتماد به آمریکا و کشورهای غربی هشدار می‌دادند و بر بدعهدی آنان تأکید داشتند. از نگاه ایشان، مذاکره زمانی می‌تواند نتیجه‌بخش باشد که طرف مقابل به تعهدات خود پایبند باشد؛ موضوعی که تجربه مذاکرات هسته‌ای آن را با تردید جدی روبه‌رو کرد. خاطرات آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نیز نشان می‌دهد که در جریان مذاکرات هسته‌ای، درباره میزان عقب‌نشینی در برابر خواسته‌های غرب، اختلاف‌نظرهای جدی در سطوح عالی نظام وجود داشت. به روایت هاشمی، رهبر انقلاب با اجرای برخی اقدامات اعتمادساز و موقت موافقت می‌کردند، اما همواره بر حفظ چرخه سوخت هسته‌ای و تداوم غنی‌سازی به‌عنوان خط قرمز جمهوری اسلامی تأکید داشتند. در مقابل، تیم مذاکره‌کننده دولت خاتمی و پس از آن، برخی مسئولان اجرایی، برای کاهش فشارهای بین‌المللی، خواستار تعلیق یا محدودیت‌های بیشتری بودند. رهبر انقلاب در همان مقطع تصریح کردند که شفاف‌سازی فعالیت‌های هسته‌ای صرفاً برای خنثی کردن اجماع‌سازی آمریکا علیه ایران پذیرفته شده است و جمهوری اسلامی از حق خود برای دستیابی به چرخه کامل سوخت هسته‌ای عقب‌نشینی نخواهد کرد. با وجود این، روند مذاکرات به پذیرش محدودیت‌های گسترده در برنامه هسته‌ای انجامید. نتیجه این اعتماد، از نگاه منتقدان برجام، چند سال بعد آشکار شد. با روی کار آمدن دونالد ترامپ در سال 2017، رئیس‌جمهور آمریکا در سال 2018 به‌صورت یک‌جانبه از برجام خارج شد و سیاست «فشار حداکثری» را علیه ایران در پیش گرفت. این در حالی بود که ایران، طبق گزارش‌های رسمی، بخش عمده تعهدات هسته‌ای خود را اجرا کرده بود. رهبر انقلاب در واکنش به این تجربه فرمودند: «طرف مقابل این‌گونه است و اگر با او مذاکره و درخواست‌هایش را قبول کنید، باعث تسلیم و ضعف کشور و نابودی شرف ملت می‌شود و اگر هم نپذیرفتید، دوباره همان دعوا و تهدیدهای کنونی وجود خواهد داشت.» هم‌زمان با تشدید فشارهای هسته‌ای، آمریکا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را نیز در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داد و حضور نظامی خود را در خلیج فارس افزایش داد. اوج این تنش‌ها، شهادت سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، بود. جمهوری اسلامی نیز در پاسخ، پایگاه عین‌الاسد در عراق، محل استقرار نیروهای آمریکایی، را هدف حملات موشکی قرار داد. رهبر انقلاب پس از این رخدادها بار دیگر بر بی‌اعتمادی به آمریکا تأکید کردند و فرمودند: «برای رفع مشکلات مردم و درست شدن آینده کشور به وعده‌های این و آن اعتماد نکنید... دیدید که آمریکای ترامپ و آمریکای اوباما با شما چه کرد. دشمنی‌ها فقط مخصوص آمریکای ترامپ نیست که با رفتن آن تمام شود؛ آمریکای اوباما نیز با شما و ملت ایران بدی کرد.» دولت سید ابراهیم رئیسی (1400–1403) با آغاز دولت سید ابراهیم رئیسی، جو بایدن ریاست‌جمهوری آمریکا را بر عهده داشت. در سال 2021 مذاکراتی برای احیای برجام در وین آغاز شد، اما به توافق نهایی نرسید و روند گفت‌وگوها متوقف شد. هم‌زمان، تنش‌های منطقه‌ای میان ایران و آمریکا از طریق نیروهای نیابتی ادامه یافت و تحریم‌های تازه‌ای نیز علیه ایران اعمال شد. دولت مسعود پزشکیان (1403 تا امروز) با آغاز دولت مسعود پزشکیان، مذاکرات میان ایران و آمریکا همچنان ادامه داشت. در خرداد 1404، در میانه مذاکرات هسته‌ای، اسرائیل به ایران حمله کرد و جنگ دوازده‌روزه آغاز شد. آمریکا نیز با حمله به برخی تأسیسات هسته‌ای ایران وارد درگیری شد. در جریان این حملات، شماری از دانشمندان هسته‌ای، فرماندهان سپاه و همچنین تعدادی از اعضای خانواده‌های آنان به شهادت رسیدند. علاوه بر مراکز نظامی و هسته‌ای، بسیاری از مناطق مسکونی و مراکز غیرنظامی، از جمله بیمارستان‌ها، مدارس، مراکز هلال احمر و زیرساخت‌های عمومی نیز هدف حملات قرار گرفتند. پس از دوازده روز، آتش‌بس برقرار شد؛ اما با وجود توقف درگیری‌ها، آمریکا دور تازه‌ای از تحریم‌ها را علیه ایران اعمال کرد. از این مقطع، علاوه بر پرونده هسته‌ای، توان موشکی ایران نیز به یکی از محورهای اصلی اختلافات و مذاکرات تبدیل شد. اوج این تقابل، به حملاتی بازمی‌گردد که به شهادت رهبر انقلاب اسلامی، جمعی از فرماندهان نظامی، دانشمندان هسته‌ای و شماری از شهروندان غیرنظامی، از جمله کودکان مدرسه شجره طیبه میناب، انجامید. در ادامه این تحولات، ایران پس از سال‌ها از یکی از مهم‌ترین اهرم‌های راهبردی خود استفاده کرد و تنگه هرمز را بست. با وجود اعلام آتش‌بس، مذاکرات و تنش‌های متناوب میان دو طرف همچنان ادامه دارد. جمع‌بندی از پایان جنگ تحمیلی تاکنون، دولت‌های مختلف ایران با رویکردهای متفاوتی در قبال آمریکا روی کار آمدند. برخی بر مقاومت و افزایش توان داخلی تأکید داشتند و برخی دیگر، حل اختلافات از مسیر مذاکره و توافق را دنبال کردند. با وجود این تفاوت‌ها، نتیجه نهایی تغییر چندانی نکرد. از تشدید تحریم‌های اقتصادی و قرار گرفتن ایران در «محور شرارت» گرفته تا خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام، اعمال سیاست «فشار حداکثری»، ترور سردار سلیمانی، تداوم فشارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی و شهادت رهبر عزیز انقلاب، همگی این برداشت را تقویت کرد که تغییر دولت‌ها در ایران یا آمریکا، تغییری اساسی در سیاست‌های کلان واشنگتن نسبت به جمهوری اسلامی ایجاد نکرده است. بر اساس این روند تاریخی، آنچه رهبر شهید انقلاب طی سال‌های مختلف درباره بی‌اعتمادی به آمریکا و بدعهدی این کشور مطرح کرده‌اند، بر تجربه‌ای چند دهه‌ای از روابط دو کشور استوار است. تجربه‌ای که نشان می‌دهد هرگاه ایران با هدف کاهش تنش یا حل اختلافات، گامی به سوی مذاکره برداشته، در مقابل، با مطالبات جدید، فشارهای بیشتر یا نقض تعهدات از سوی آمریکا روبه‌رو شده است. از همین رو، ریشه تداوم دشمنی میان دو کشور را نمی‌توان تنها در اختلاف بر سر یک موضوع، مانند پرونده هسته‌ای، جست‌وجو کرد؛ بلکه باید آن را در مجموعه‌ای از رخدادهای تاریخی، تجربه‌های متراکم و بی‌اعتمادی شکل‌گرفته طی بیش از هفت دهه روابط ایران و آمریکا بررسی کرد. اختلافی که به ماهیت دو طرف بر می‌گردد.  آمریکا، کشوری سلطه گر و استعمارگر است و طبیعتا در برابر خود، کشور و ملتی سلطه‌پذیر را می‌پسندند. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران، ماهیتش، نه سلطه‌گر است و نه سلطه‌پذیر. مادامی که آمریکا به خوی وحشی‌گری و سلطه‌گری خود ادامه می‌دهد و ایران نیز، بر استقلال و عزت خود تاکید دارد، این دشمنی و این روابط تیره و تار ادامه پیدا خواهد کرد و تاریخ نشان داده، تنها راه حل، مقاومت است و قوی شدن! حالا دوباره به سوالات ذهنی خودمان رجوع کنیم و فکر کنیم که آیا دلیل دشمنی آمریکا با ملت ایران، صرفا شعار مرگ بر آمریکاست؟ آیا این ایران است که بر طبل جنگ‌طلبی و نفرت می‌کوبد یا نه، ماجرا از این قرار است که دزد و راهزن، برای بزک دستان خونینش، دستکش فیروزه‌ای پوشیده و برای غارت بیشتر، از هیچ‌کاری دریغ نمی‌کند، حتی ابراز دوستی و حتی دادن امتیاز! نگاهی منصفانه به سرگذشت کشورهای عربی حاشیه خلیج و حتی کشور همسایه‌مان، عراق، به روشن‌تر شدن مسئله کمک می‌کند. بهترین کتاب‌ها درباره تاریخ روابط ایران و آمریکا اگر می‌خواهید تاریخ روابط ایران و آمریکا را با جزئیات بیشتر، روایت‌های مستند و تحلیل‌های عمیق‌تر مطالعه کنید، کتاب‌های متعددی در این زمینه منتشر شده است. در ادامه، 6 اثر شاخص را معرفی می‌کنیم که هر کدام از زاویه‌ای متفاوت، به فراز و فرود روابط دو کشور، ریشه‌های اختلافات و مهم‌ترین رویدادهای این تاریخ پرتنش پرداخته‌اند. 1- کتاب تاریخ روابط ایران و آمریکا کتاب «تاریخ روابط ایران و آمریکا» روابط دو کشور را به چهار فصل سال تشبیه کرده و مطالب خود را در چهار بخش با عنوان بهار، تابستان، پاییز و زمستان روایت می‌کند. در بخش بهار، نویسنده به تصویری می‌پردازد که مردم ایران و آمریکا از یکدیگر داشته‌اند. او با رجوع به تاریخ و معرفی منابعی که برای مردم هر دو کشور آشناست، نخستین برخوردهای ایرانیان و آمریکایی‌ها را از آغاز روابط تا پایان جنگ جهانی اول بررسی می‌کند. بخش تابستان به گسترش روابط رسمی میان دو کشور اختصاص دارد؛ از تبادل نخستین سفیران ایران و آمریکا تا وقایع منتهی به کودتای 28 مرداد. در بخش پاییز، روابط ایران و آمریکا به‌تدریج رو به تیرگی می‌رود. نویسنده معتقد است این وضعیت اگرچه برای حکومت پهلوی مطلوب بود، اما شکاف اصلی میان آمریکا و مردم ایران شکل گرفته بود. در ابتدای این بخش می‌خوانیم: «شاه ایران در طول بیست‌وپنج سال بعدی، آرام‌آرام از قلب مردم خود بیرون رفت؛ مانند کسی که عزم کرده هرچه زودتر آگهی ترحیم سیاسی خود را پخش کند... پلیس مخفی و زندان مخفی، پروژه‌های ساخت‌وساز خودخواهانه و آماده‌سازی‌های بی‌هدف، مدرنیزاسیون ناشیانه و بی‌هدف که تنها تعدادی خانواده ثروتمند را منتفع کرد.» بخش زمستان به دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی اختصاص دارد و چرایی تشدید اختلافات میان ایران و آمریکا را بررسی می‌کند. روایت کتاب در نهایت با شهادت سردار سلیمانی به پایان می‌رسد و نویسنده این فصل را با جمله‌ای تأمل‌برانگیز به پایان می‌برد: «زمستان طولانیِ نفرتِ دوجانبه ادامه دارد.» ترجمه این کتاب را سعید عدالت‌جو و علی فیض‌اللهی بر عهده داشته‌اند و انتشارات کتابستان معرفت آن را منتشر کرده است. 2- کتاب روابط ایران و آمریکا کتاب «روابط ایران و آمریکا» نوشته گوهر اسکندریان، پژوهشگر ارمنیِ ایرانی‌تبار، است که گارون سارکسیان آن را به فارسی ترجمه کرده است. نویسنده در این اثر معتقد است برای رسیدن به صلح و ثبات در خاورمیانه، ابتدا باید روابط پیچیده و پرچالش ایران و آمریکا را به‌درستی شناخت. از همین رو، تلاش کرده ریشه‌های اختلاف میان دو کشور را بررسی کند و راهکارهایی برای کاهش این تنش‌ها ارائه دهد. این کتاب در چهار فصل تنظیم شده و بازه زمانی 1942 تا 1960، یعنی از دوران جنگ جهانی دوم تا پیامدهای عملیات آژاکس، را در بر می‌گیرد. فصل اول به روابط ایران و آمریکا از سال 1942 تا 1950 اختصاص دارد و نقش دو کشور در جریان جنگ جهانی دوم و سال‌های نخست پس از جنگ را بررسی می‌کند. فصل دوم، سال‌های 1950 تا 1953 را روایت می‌کند. کمک‌های مالی آمریکا به حکومت پهلوی، نهضت ملی شدن صنعت نفت و موضع آمریکا در قبال اختلاف ایران و انگلیس، از مهم‌ترین موضوعات این بخش است. فصل سوم، که سال‌های 1953 تا 1960 را در بر می‌گیرد، مهم‌ترین بخش کتاب به شمار می‌آید. نویسنده در این فصل به عملیات آژاکس می‌پردازد و با استناد به اسناد منتشرشده، ابعاد مختلف این عملیات را بررسی می‌کند. از ویژگی‌های مثبت کتاب، ارائه جمع‌بندی کوتاه و منظم مباحث در پایان اثر است؛ موضوعی که مرور مطالب را برای خواننده آسان‌تر می‌کند. کتاب «روابط ایران و آمریکا» توسط نشر ثالث منتشر شده است. 3- کتاب نیم‌قرن تا ناکامی کتاب «نیم‌قرن تا ناکامی» که توسط انتشارات دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران منتشر شده، در واقع مجموعه‌ای از دو کتاب مستقل است که در کنار یکدیگر به چاپ رسیده‌اند. کتاب نخست، «نبرد مخفی علیه ایران»، نوشته رونن برگمن با ترجمه حسین جاجرمی و نظارت علمی عباس سلیمی‌نمین است که در 22 فصل تنظیم شده است. کتاب دوم، «نیم‌قرن تا ناکامی»، نوشته عباس سلیمی‌نمین است و در 16 فصل، نقدی تفصیلی بر کتاب «نبرد مخفی علیه ایران» ارائه می‌دهد. دلیل انتشار هم‌زمان این دو اثر، پاسخ به آن چیزی است که ناشر و نویسنده، رویکرد جانبدارانه و غیرمستند کتاب رونن برگمن می‌دانند. به اعتقاد آنان، بسیاری از ادعاهای مطرح‌شده در کتاب بدون ارائه منابع و اسناد کافی بیان شده و امکان پاسخ‌گویی به این حجم از مطالب در قالب پاورقی وجود نداشته است؛ از همین رو، نقدی مستقل در کنار اثر اصلی منتشر شده است. رونن برگمن، نویسنده کتاب «نبرد مخفی علیه ایران»، روزنامه‌نگار روزنامه اسرائیلی یدیعوت آحارونوت است و خود نیز به ارتباطش با موساد اشاره کرده است. کتاب «نیم‌قرن تا ناکامی» اقدامات ضدایرانی رژیم صهیونیستی پس از 23 بهمن 1357 را بررسی کرده و تلاش می‌کند با استناد به مطالب مطرح‌شده در کتاب «نبرد مخفی علیه ایران»، روند این اقدامات را با جزئیات تحلیل کند. نویسنده معتقد است این اقدامات از همان روزهای نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده بود؛ زمانی که جمهوری اسلامی هنوز سیاست خارجی مشخصی در قبال اسرائیل تدوین نکرده و عمدتاً درگیر سامان‌دهی مسائل داخلی کشور بود. از این منظر، کتاب می‌کوشد این دیدگاه را به چالش بکشد که اقدامات صهیونیست‌ها صرفاً واکنشی به سیاست‌های جمهوری اسلامی بوده است. 4- کتاب کریسمس در نیاوران زیرعنوان کتاب «کریسمس در نیاوران» به‌خوبی موضوع اصلی آن را معرفی می‌کند: «نگاهی به روابط جیمی کارتر و محمدرضا پهلوی در ماه‌های منتهی به انقلاب اسلامی». این کتاب با تمرکز بر آخرین سال‌های حکومت پهلوی، نقش آمریکا در تحولات منتهی به انقلاب اسلامی و نخستین ماه‌های پس از آن را بررسی می‌کند. کتاب در شش فصل تنظیم شده است. فصل اول به روابط ایران و آمریکا در سال‌های پایانی حکومت پهلوی و آغاز انقلاب اسلامی می‌پردازد و با بهره‌گیری از سخنان و خاطرات شخصیت‌های سیاسی، فضای آن دوره را روایت می‌کند. فصل دوم مهم‌ترین بخش کتاب است و به سفر جیمی کارتر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، در 10 دی 1356 به ایران اختصاص دارد؛ سفری که طی آن کارتر جمله مشهور خود را درباره حکومت پهلوی بیان کرد: «ایران به دلیل رهبری عالی شاه، جزیره ثبات در منطقه است.» این جمله در حالی مطرح شد که تنها یک سال بعد، انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و حکومت پهلوی سقوط کرد. فصل سوم با عنوان «اجلاس گوادلوپ و سفر ژنرال هایزر به ایران»، روزهای پایانی سلطنت محمدرضا پهلوی را بررسی می‌کند و به این پرسش می‌پردازد که آیا آمریکا تا آخرین لحظه از شاه حمایت کرد یا خیر. فصل چهارم به موضع‌گیری آمریکا در قبال دولت موقت و نحوه مواجهه واشنگتن با جمهوری اسلامی می‌پردازد. فصل پنجم نیز روابط دولت موقت با آمریکا و فعالیت‌های سفارت این کشور در تهران را بررسی می‌کند. در فصل ششم، ماجرای تسخیر سفارت آمریکا، که در ادبیات جمهوری اسلامی از آن با عنوان «لانه جاسوسی» یاد می‌شود، روایت شده و پیامدهای این رویداد بر روابط ایران و آمریکا و حتی مناسبات بین‌المللی مورد تحلیل قرار گرفته است. نویسنده در پایان، دلایل شکل‌گیری این حادثه و آثار آن را نیز بررسی می‌کند. کتاب «کریسمس در نیاوران» را مهدی خانعلی‌زاده نوشته و انتشارات کتابستان معرفت منتشر کرده است. 5- کتاب قمار اگر می‌خواهید یکی از پرابهام‌ترین پرونده‌های روابط ایران و آمریکا را بشناسید، کتاب «قمار» به سراغ ماجرای ایران‌کنترا یا مک‌فارلین رفته است. این کتاب با هدف رمزگشایی از ابعاد مختلف این پرونده، روند شکل‌گیری مذاکرات پنهانی، بازیگران اصلی و پیامدهای سیاسی آن را بررسی می‌کند. کتاب در هفت فصل تنظیم شده است. فصل اول به زمینه‌های شکل‌گیری این پرونده می‌پردازد و نیازها و انگیزه‌های ایران و آمریکا برای ورود به این معامله را توضیح می‌دهد. همچنین نقش هر یک از افراد مؤثر در این ماجرا معرفی می‌شود. فصل دوم کانال‌های مذاکره پنهانی میان ایران و آمریکا را بررسی می‌کند و روند شکل‌گیری این ارتباطات را به تصویر می‌کشد. فصل سوم به نقش اسرائیل در مذاکرات اختصاص دارد و تلاش می‌کند شبکه‌سازی پنهان این رژیم و نقش بازیگران پشت پرده این پرونده را تشریح کند. در فصل چهارم، نویسنده به مواضع و توضیحات آیت‌الله هاشمی رفسنجانی پس از افشای ماجرای ایران‌کنترا می‌پردازد. فصل پنجم فعالیت‌های پنهانی دفتر آیت‌الله منتظری در ارتباط با این پرونده را بررسی می‌کند و فصل ششم روایت این ماجرا را از نگاه مقام‌ها و منابع آمریکایی بازگو می‌کند. در فصل هفتم نیز بازتاب گسترده پرونده ایران‌کنترا در رسانه‌های جهان بررسی شده و در پایان کتاب، اسناد و پرونده‌های مرتبط با این ماجرا به‌عنوان ضمیمه در اختیار خواننده قرار گرفته است. کتاب «قمار» را سید محمدمهدی دزفولی نوشته و نشر معارف منتشر کرده است. 6- کتاب طعمه هتل هیلتون کتاب «طعمه هتل هیلتون» نیز با زیرعنوان «خوانشی مستند از مذاکرات پنهان آمریکا و ایران (1364–1365) همراه با مواضع امام خمینی(ره) درباره آمریکا و اسرائیل» به یکی از مهم‌ترین پرونده‌های روابط ایران و آمریکا، یعنی ماجرای مک‌فارلین یا ایران‌کنترا، می‌پردازد. موضوع اصلی کتاب، روایت مستند این مذاکرات پنهانی است؛ اما ویژگی متمایز آن نسبت به آثار مشابه، بررسی هم‌زمان مواضع و دیدگاه‌های امام خمینی(ره) درباره آمریکا، اسرائیل و روند این مذاکرات است. نویسنده همچنین در بخش پیشینه پژوهش، مهم‌ترین کتاب‌ها و منابع منتشرشده درباره پرونده مک‌فارلین را معرفی می‌کند. کتاب در چهار فصل تنظیم شده است. فصل اول به سیاست‌های پنهان آمریکا پس از جنگ جهانی دوم می‌پردازد و از حمایت این کشور از گروه‌های شورشی، تجهیز آن‌ها و نقش آمریکا در ایجاد بی‌ثباتی در غرب آسیا و دیگر نقاط جهان سخن می‌گوید. همچنین دوران ریاست‌جمهوری رونالد ریگان و معرفی چهره‌های اصلی پرونده ایران‌کنترا از مهم‌ترین مباحث این فصل است. فصل دوم با مرور دیدگاه‌های امام خمینی(ره) درباره آمریکا و انگلیس آغاز می‌شود. سپس با بررسی نیازهای تسلیحاتی ایران در دوران جنگ تحمیلی، زمینه‌های شکل‌گیری ماجرای مک‌فارلین را توضیح می‌دهد و نقش افراد مؤثر در این مذاکرات را تشریح می‌کند. فصل سوم به افشای پرونده ایران‌کنترا در ایران و آمریکا اختصاص دارد. در این بخش، واکنش‌های امام خمینی(ره)، بازتاب این ماجرا در داخل ایران و همچنین موضع‌گیری رونالد ریگان در برابر انتقادهای داخلی بررسی شده است. در فصل چهارم، نویسنده نتایج و تجربه‌های حاصل از این پرونده را جمع‌بندی می‌کند. از جمله، به دیدگاه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی درباره آثار نظامی این مذاکرات اشاره شده است. او در بخشی از کتاب می‌گوید: «این موشک‌ها در عملیات فاو مؤثر بود. در فاو خیلی تانک زدیم؛ فضایمان را که با این هاوک‌ها تجهیز کرده بودیم، امن‌تر کردیم.» کتاب «طعمه هتل هیلتون» را محمد کفاش نوشته و انتشارات بین‌الملل منتشر کرده است. کلام پایانی «ملتی که تاریخ خود را نداند، محکوم به تکرار آن است.» این جمله، با وجود تکرار فراوان، همچنان یکی از مهم‌ترین هشدارهای تاریخ است. آنچه امروز بر یک ملت می‌گذرد، نتیجه تجربه‌هایی است که در گذشته پشت سر گذاشته است. بی‌اطلاعی از تاریخ، تنها زمینه تکرار اشتباهات و پرداخت دوباره هزینه‌های آن را فراهم می‌کند. تاریخ روابط ایران و آمریکا، مجموعه‌ای از رخدادهایی است که بر سیاست، اقتصاد، امنیت و حتی ذهنیت نسل‌های مختلف ایرانیان اثر گذاشته است. این تاریخ نشان می‌دهد که هرگاه ایران در مسیر افزایش قدرت، استقلال و عزت ملی حرکت کرده، با مخالفت و فشار آمریکا روبه‌رو شده است. از نخستین روابط دیپلماتیک دو کشور و کودتای 28 مرداد گرفته تا سیاست‌های دوران پهلوی مانند انقلاب سفید و کاپیتولاسیون، حوادث پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی، پرونده هسته‌ای و اختلافات بر سر توان موشکی، هر کدام بخشی از پازل پیچیده روابط ایران و آمریکا را شکل داده‌اند. بر همین اساس، روابط میان کشورها، بدون برخورداری از قدرت و توان بازدارندگی، تضمینی برای صلح پایدار ایجاد نمی‌کند؛ به‌ویژه زمانی که طرف مقابل، با مبانی، اهداف و مسیر پیشرفت یک کشور تعارض داشته باشد. اگر تا پایان این مقاله همراه ما بوده‌اید، احتمالاً به دنبال شناختی عمیق‌تر از ریشه‌های اختلاف میان ایران و آمریکا هستید. پیشنهاد می‌کنیم مطالعه خود را به این مطلب محدود نکنید. کتاب‌هایی که در این مقاله معرفی شدند، هر یک از زاویه‌ای متفاوت به این موضوع پرداخته‌اند و می‌توانند تصویری مستندتر و جامع‌تر از تاریخ روابط ایران و آمریکا در اختیار شما قرار دهند و زمینه‌ای برای مطالعه و تحلیل دقیق‌تر این پرونده تاریخی فراهم کنند. شما می‌توانید این کتاب‌ها را با تخفیف از سایت پاتوق کتاب تهیه کنید. به قلم «زهره مؤمنیان»
راهنمای جامع مطالعه و آشنایی با کتاب های رهبر شهید آیت الله خامنه ای
راهنمای جامع مطالعه و آشنایی با کتاب های رهبر شهید آیت الله خامنه ای
وقتی از مبارزه با استعمار در اندیشه امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای سخن می‌گوییم، معمولاً ذهنمان به سمت مواضع سیاسی و حوادث تاریخی می‌رود؛ اما این نگاه، ریشه‌هایی عمیق‌تر در منظومه فکری آن‌ها دارد. در این یادداشت، ابتدا مروری کوتاه بر این ریشه‌های فکری خواهیم داشت و سپس 8 کتاب از رهبر شهید آیت الله خامنه ای را معرفی می‌کنیم که هر کدام از زاویه‌ای، نگاه رهبر شهید به استعمار، استکبار و نسبت انقلاب اسلامی با این مسئله را برای مخاطب روشن‌تر می‌کنند. همچنین در این مقاله، با معرفی این کتاب‌ها، شما با یک سیر مطالعاتی در باب آشنایی با بنیان اندیشه‌های رهبر شهید آشنا خواهید شد. با ما همراه باشید. رویکرد علمای شیعه در حوزه سیاست و جامعه تاریخ سیاسی تشیع و اسلام پر است از حضور فعالانه و پرثمر علمای شیعه که در ادوار مختلف در کنار حکام مختلف در راستای تعدیل وضعیت جامعه به کنشگری پرداخته‌اند. طبیعتا هرکدام از این شخصیت‌های علمی بنا بر اقتضاء جامعه خود و سطح روابطی که با حاکمیت داشته و وسعت بستر نفوذ آنها، کنش‌های مختلفی داشتند؛ اما به دلیل تعلق خاطر عمیق به مبانی شیعه، می‌توان یک رویکرد کلی برای تمام علمای شیعه در حوزه سیاست و اجتماع (به غیر از غرض مستقیم تبیین مفاهیم دینی و پیاده سازی مبانی تشیع) بیان کرد که فعالیت همه حضرات را پوشش بدهد. تنبیه‌الامه؛ رساله‌ای برای تقلیل ظلم در ربیع‌الاول سال 1327 قمری، مطابق با فروردین 1288 شمسی، میرزای نائینی دست به تألیف یکی از مهم‌ترین رساله‌های فقهی ـ سیاسی تاریخ تشیع زد که به نوعی می‌توان ادعا کرد رویکرد عملیات سیاسی علمای شیعه در زمان غیبت (به فرضی که حکومت در دست غیر فقیه باشد) را مشخص کرده‌اند. عنوانی که میرزا برای رساله خود گذاشته، گویای تمام ایده رساله است: «تَنبیهُ الْاُمَّة و تَنْزیهُ المِلَّة فی لُزومِ مَشروطِیـةِ (دستوریة) الدُولَةِ الْمُنتَخَبَةِ لِتَقْلیلِ الظُّلْمِ عَلَی اَفرادِ الاُمَّةِ و تَرْقِیـَةِ الْمُجْتَمَع» میرزا به صراحت موضع و برنامه خود را در زمان حاکمیت غیر معصوم و غیر فقیه، با عبارت «تقلیل ظلم و ترقی جامعه» بیان کرده‌اند. در نگاه نگارنده، می‌توان این ایده را به تمام تاریخ فعالیت علمای شیعه تا قبل از انقلاب اسلامی (به جز ادواری در حاکمیت صفویه) بسط داد. به این معنا که همه علمای شیعه، وقتی معصوم را در رأس حاکمیت نمی‌دیدند یا خود توانایی حضور در منصب ولایت (برای قائلان به ولایت) را نداشتند، همه همت خود را برای تقلیل ظلم توسط حاکم قرار می‌دادند. شیوه‌های گوناگون تقلیل ظلم در تاریخ تشیع برای تقلیل ظلم، شیوه‌های متفاوتی در اعصار مختلف توسط علما دنبال می‌شد که بررسی و تبیین آن از حوصله متن حاضر خارج است. اما اجمالاً می‌توان گفت در زمانه‌ای که علمای شیعه نسبت قابل اعتنایی با حاکمیت نداشتند (منظور تا میانه قرن هفتم است که عباسیان حاکم بودند)، طبیعتاً میدان عمل آنها نیز کمتر بود و گاهی مبنای عمل علما تنها حفظ ساختار تشیع و تثبیت آن در برابر مکاتب اهل سنت و بالتبع حفظ خود شیعیان بود؛ که نمونه کامل آن در دوران زعامت شیخ مفید و سید مرتضی دیده می‌شود. از آن دوران به بعد که کم‌کم علمای شیعه روابط وسیع‌تری با حکومت‌ها پیدا کردند، برنامه تقلیل ظلم با دقت بیشتری پیش رفت. از صفویه تا قاجار در زمان صفویه، که اوج مراودات علما و دربار بود، برنامه علما نیز وسیع‌تر شد؛ اما باز به دلیل اینکه حق ولایت را برای غیر معصوم و غیر فقیه قائل نبودند، تقلیل ظلم از مهم‌ترین برنامه‌های آنان بود. در زمان قاجار نیز، با تمام ارادتی که پادشاهان قاجاری به علما داشتند، همچنان که از متن رساله‌هایی مانند تنبیه‌الامه برمی‌آید، حساسیت علما نسبت به استبداد بیشتر شده و بالتبع کنشگری آنان نیز بیشتر بود. مشهور است که شیخ جعفر شوشتری در سفری که به تهران داشتند، ناصرالدین‌شاه اظهار تمایل به دیدار ایشان می‌کند. وقتی شیخ بر شاه وارد می‌شود، می‌گوید که عرب رسم دارد سه خواسته مهمان را برآورده کند. شاه هم با اشتیاق قبول می‌کند. یکی از مواردی که شیخ بیان می‌کند این است که وقتی در مسیر تهران بودم، اهالی فلان روستا از من درخواست کردند که شفاعت ما را نزد شاه بکن و بفرمایید که مالیات سنگین ما را ببخشد. جالب است که ناصرالدین‌شاه هم قبول می‌کند.بیشتر بخوانید: محبوب ترین کتاب های منتشرشده از رهبر انقلابدوران پهلوی و استمرار این رویکرد در زمان پهلوی هم، علمایی مانند آیت‌الله بروجردی اساساً تعاملات خود را اولاً در راستای تقویت مذهب و حفظ حوزه‌های علمیه و ثانیاً با تأکید بر برنامه تقلیل ظلم سامان می‌دادند. بعد از ایشان نیز عمده مراجع که با دستگاه پهلوی مرتبط بودند، با همین ارتکاز به کنشگری می‌پرداختند. وساطت در آزادی زندانیان، از جمله بارزترین رفتارهای علما در زمان پهلوی دوم بود. از تقلیل ظلم تا تغییر حاکمیت امثال حضرت امام نیز، ابتدائاً بر مبنای تقلیل ظلم، از طرق مختلف مانند گفت‌وگو با بعضی مسئولین دستگاه حاکم (مثل گفت‌وگو با جواد صدر در سال 1343 و بیان درخواست‌های عموم جامعه)، عمل می‌کردند و بعدها معتقد به کنار زدن دستگاه ظلم شدند. تغییر بنیادین رویکرد علمای شیعه بعد از انقلاب اسلامی اما بعد از انقلاب اسلامی، ماهیت عملکرد فقیه به صورت بنیادین عوض شد. (طبیعتاً منظور، فقیه قائل به حکومت اسلامی با محوریت حاکمیت فقیه است.) چراکه فقیه تا پیش از این واقعه، مسئولیتی داشت که حداقل آن توصیه‌های اخلاقی و وساطت‌های سیاسی بود و سقف آن، نظارت بر امور سیاسی و دخالت در امور تقنین و قضا؛ اما بعد از انقلاب، صفر تا صد برنامه‌های حاکمیتی در هر سه حوزه اجرا، قضا و تقنین باید از فیلتر تأیید و رد فقیه بگذرد و تمام مسئولین کلان این سه حوزه، به‌علاوه امور نظامی، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم منصوب فقیه هستند. حال سؤال این است که در این دوران، مهم‌ترین دغدغه و ستون اندیشه امامین انقلاب در مسیر نیم‌قرن مدیریت خود چه بوده است؟ به عبارت دیگر، اگر تا پیش از انقلاب تمام برنامه فقها حول محور تقلیل ظلم می‌گشت، اندیشه بنیادین امامین انقلاب حول چه محوری گذر می‌کرد؟ مبارزه با طاغوت، مهم ترین ستون اندیشه امام خمینی پیش از انقلاب اسلامی وقتی نگاهی کلی به عملکرد سیاسی امام خمینی پیش از انقلاب می‌اندازیم، مبارزه با طاغوت مهم‌ترین ستون اندیشه و عمل ایشان است و همه افراد و روابط خود را با این موضوع می‌سنجید. ایشان یکی از مصادیق اصلی طاغوت را حاکمیت پهلوی می‌دانست و هر نوع مراوده با دستگاه را مجاز نمی‌دانست. به گونه‌ای که معیار ارتباطات و دیدارهای خود و در یک کلام "خودی و غیر خودی" را بر اساس نوع مراوده با دستگاه پهلوی تنظیم می‌کردند. برای این موضوع مثال‌های متعدد می‌توان نام برد ولی برای اینکه به دقت مساله تبیین شود، سه مورد از ویژه‌ترین رفتارهای امام در این چارچوب بیان می‌شود. 1- مواجهه امام با شیخ احمد کافی در نجف اشرف یکی از موارد، مرحوم شیخ احمد کافی است. ایشان از مبلغین اصلی قبل از انقلاب بود که مواضع طیف وسیعی از  روحانیت سنتی در برابر مسائل اجتماعی به‌ویژه در حوزه مذهب از کلام ایشان صادر می‌شد. مرحوم کافی در سفری که به نجف داشتند، هرچه اصرار بر ملاقات با امام می‌کنند (از طریق افراد مختلف من جمله آیت‌الله خاتم یزدی و دیگر شاگردان و دوستان امام)، موفق به دیدار نمی‌شوند! دلیل مساله از زبان سید مصطفی خمینی اینگونه بیان شده که ایشان در مراسم ختم یک ساواکی شرکت داشته و او را تا حد سلمان فارسی بالا برده است. مرحوم کافی از محبوبیت بسیار بالا در میان مردم برخوردار بود و مقبولیت زیادی نیز در نگاه علما داشتند. به همین جهت یک نیرو با پتانسیل بالایی بود که طبیعتا می‌توانست از بازوهای امام باشد. اما حضرت امام چون استعمار و ارتباط با ایادی آن را معیار قرار می‌دادند، حتی در حد یک دیدار نیز موافق با امثال کافی نبودند. 2- مخالفت امام با تاسیس دارالتبلیغ آیت الله شریعتمداری مثال بزرگتر این داستان مخالفت امام با تاسیس دارالتبلیغ و شرکت در برنامه‌های آن است؛ مجموعه ای که در راس آن مرجعیتی مثل آیت الله شریعتمداری بوده و افرادی مانند علامه طباطبایی و شهید مطهری و آیت الله مکارم و آیت الله سبحانی در آنجا رفت و آمد داشتند. مخالفت امام مطابق نقل صریح از ایشان، فقط این بوده است که چنین برنامه‌ای، حوزه علمیه و طلاب را از مبارزه، منحرف و گاها منصرف می‌کند و اساس برنامه و اهداف حوزه آن روزگار در نظر امام، مبارزه با استبداد و استعمار بود و هر برنامه غیر از آن را بطالت و گمراهی طلاب می‌دانستند. تاریخ آن دهه پر است از آثار و حواشی که این مخالفت به بار آورد. واضح است که اگر امام کمی با این ماجرا مماشات می‌کردند، از لحاظ هماهنگی و همراهی علما و اساتید حوزه، حداقل از لحاظ ظاهری، برکات فراوانی حاصل می‌شد. اما باز هم استعمارستیزی عمیق ایشان، باعث شد حتی چنین حرکتی را که در در نگاه عده‌ای از علما، از دقیق‌ترین برنامه‌های فرهنگی در جهان اسلام بود، را همراهی نکند. 3- رویکرد امام در قبال انجمن حجتیه مثال دیگر این موضوع جریان انجمن حجتیه است. در اینکه امام به شدت و با تمام قوا مخالف بهایی‌ها بودند، هیچ شکی وجود ندارد. یکی از دلایل اصلی مخالفت امام خمینی با لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، وحدت بهائیان با صهیونیسم برای تثبیت قدرت رژیم پهلوی و تلاش آنها برای مقابله با اسلام و علما بود. اما ایشان انجمن حجتیه را که اساس فعالیت‌شان برای مبارزه با بهاییت بود را کاملا واضح رد می‌کردند.  البته اولین مواجهه حضرت امام (ره) با انجمن حجتیه به سال 1349 برمی‌گردد که آنان طی نامه‌ای به حضرت امام(ره) درخواست اجازه صرف وجوهات در فعالیت‌های اعتقادی برای مبارزه با بهائیت را کرده بودند. در آن زمان که دوران رکود مذهب محسوب می‌شد و فعالیت‌های دینی در انزوا قرار داشت، حضرت امام‌(ره) چنین پاسخ داده بودند: «در فرض مذکور، هم اقدامات آقایان مورد تقدیر و رضای خداوند متعال است و هم همکاری و همراهی با آنها مرضی ولی عصر- عجل‌الله فرجه- است و هم مجازند.» اما حدود یک سال بعد یعنی در سال 1350 در پاسخ به نامه آقای محمدعلی گرامی، چنین نوشتند: «راجع به شخصی که مرقوم شده بود جلساتش ضررهایی دارد؛ از وقتی مطلع شدهام تاییدی از او نکردهام و ان شاالله تعالی نمیکنم.» علت مخالفت امام با جریان انجمن حجتیه سوال این است که چرا امام این تغییر موضع را شفاف و با شدت اعلام می‌کنند؟ به چند دلیل؛ اولا امام مهم‌ترین ابزار مبارزه با استعمار را تشکیل حکومت اسلامی می‌دانستند. اما اعضای انجمن حجتیه بر این باور بودند که تا زمان ظهور حضرت مهدی (عج) نباید اقدامی برای تشکیل حکومت اسلامی انجام شود. ثانیا دلیل دیگر مخالفت امام با این انجمن، ارتباطات غیرمستقیم برخی اعضای آن با رژیم پهلوی بود و این خط قرمز امام بود. ثالثا یکی دیگر از محورهای اختلاف امام خمینی با انجمن حجتیه، مخالفت این گروه با اصل ولایت فقیه بود. امام خمینی ولایت فقیه را بنیان حکومت اسلامی می‌دانست و پذیرش آن را شرط اساسی برای اجرای احکام اسلامی در جامعه قلمداد می‌کرد. در داستان انجمن حجتیه، امام نشان داد که محور همه برنامه‌ها مبارزه با استعمار است و هر برنامه با هدفی غیر از نفی استعمار ولو مبارزه با بهاییت و برنامه‌های مهدوی و تبلیغ حضرت حجت باشد، این برنامه انحراف است. دستگاه استعماری غرب؛ مصداق بزرگ طاغوت در نگاه امام خمینی اما طاغوت در نگاه امام خمینی مصداق بسیار بزرگ‌تری از پهلوی داشت و آن دستگاه استعماری غرب است که نماد تمام قد آن آمریکا بود. مفهوم کلیدی که در ادبیات انتقادی و سلبی امام نسبت به دستگاه پهلوی در همه مباحث امام قابل مشاهده است، حجم زیاد وابستگی حکومت به بیگانه بود که تجلی آن در شعار اصلی انقلاب (استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی) هویدا بود. امام مکرر موضوع دخالت آمریکا در نظام ایران را مطرح می‌کرد و عبارت "وابستگی به اجانب" ترجیع‌بند تمام حملات ایشان به رژیم پهلوی بود. بعد از انقلاب نیز موضوع به صورت شفاف‌تری توسط امام پیگیری شد تا جایی که مبارزه با آمریکا را از ساحت سیاسی به ساحت ایدئولوژیک منتقل کرد و عنوان شیطان بزرگ را برای آمریکا جعل کرد و تا روز آخر این استعمارسیتزی را در قالب تذکر مکرر به مسئولین و مردم ناظر بر عدم اعتماد به آمریکا و تاکید بر خباثت ذاتی آمریکا و بالتبع دوری جستن از این کشور، سرلیست دغدغه‌های اساسی خود برای انقلاب می‌دانست. رهبر شهید، برجسته ترین شاگرد امام در مبارزه با استعمار در باب امام شهید نیز باید گفت ایشان از مخلص‌ترین و تابع‌ترین شاگردان امام در حوزه مبارزه با استعمار بودند. آنچه می‌توان بدون هیچ تردیدی در مورد آیت الله خامنه ای بیان کرد، این است که ایشان نیز مانند مراد خود اساس مدیریت‌شان را چه در جهت‌دهی به جهان تشیع و حتی اهل تسنن و چه در حوزه حکمرانی کشور، بر پایه مبارزه با استعمار قرار داده بودند. حتی تاکیدات ایشان در فضای اقتصاد بر لزوم تهیه کالای ایرانی و اصرار بر تولید داخل نیز در همین راستای مبارزه با استعمار بوده است. ایشان در تمام سال‌های رهبری خود، تحت هیچ شرایطی در سطح استراتژی رضایت به مذاکره و مراوده با آمریکا (به عنوان تجلی استعمار) ندادند و اگر اصرار دولت‌ها نبود، در حوزه تاکیکی هم این اجازه صادر نمی‌شد. چرا آیت الله خامنه ای این همه روی دشمنی با استعمار تاکید و پافشاری داشت؟ استدلال‌های ایشان برای عدم ارتباط با غرب، قطعا نه از روی دگم بودن یا تفکرات ضدمدرنی بود، بلکه خاستگاه این مخالفت از شناخت دقیق و عمیق مبانی استعمار در ساحت فلسفه و علوم عقلی غرب و در ساحت اندیشه سیاسی و برنامه‌های استعمار بود. این مطالب، ادعاهای غیر قابل اثباتی نیست و با تورق مختصری از آثار رهبری شهید، قابل مشاهده است که در همین مقاله هم اثبات می‌شوند. آیت الله خامنه ای در ماه های پایانی عمر با برکت خود، دوم شهریور 1404، همزمان با شهادت امام رضا (ع) به عنوان علمدار مبارزه با استعمار برای هزارمین بار بر عدم ارتباط با آمریکا تاکید کردند و نکته اساسی را در باب علت بنیادین امساک جمهوری اسلامی از مذاکره را تقریر کردند.   ایشان فرمودند که آمریکا در تمام این سالها فقط به یک دلیل با ملت ما دشمنی می‌کند و آن دلیل این است که ایران گوش به فرمان آمریکا نیست. به عبارت دیگر رهبری ماهیت استعماری آمریکا را علت اصلی مخالف جمهوری اسلامی با آن می‌داند. و جالب‌تر این است که به صراحت بیان‌ می‌کنند کسانی که مواجهه با آمریکا را در سطح مسائل سیاسی می‌بینند، ظاهربین هستند. (طبیعتا اینکه نظام در برهه‌هایی در مقابل دشمن، تحت شرایط خاصی حاضر به مذاکره در سطح مسائل سیاسی و اقتصادی شده، یک عمل تاکیکی بوده و نافی استراتژی راهبردی نظام که مبارزه با استعمار است حتی در مقام مذاکره، نیست) این نگاه عمیق ایشان به ماهیت آمریکا، نشان از درک دقیق آن حکیم الهی از مساله استعمار بود و دقیقا به همین جهت بود که تمام سیاست‌های نظام را به سمت مبارزه با استعمار جهت‌دهی می‌کرد. استعمارستیزی ایشان در حدی بوده که افرادی از نخبگان سیاسی داخل کشور که با ایشان همراه نبودند، در مقام نقد علیه ایشان می‌گفتند که اگر آمریکاستیزی را از ایشان بگیرند، دیگر هیچ چیزی ندارد. این عبارت اگر چه به قصد تخریب بیان شده ولی از قضا فضلیت بزرگی را برای ایشان اثبات کرده است. مبارزه با استعمار، معیار حب و بغض رهبری شهید در سال‌های قبل انقلاب مساله این است که اندیشه مبارزه با استعمار از روزهای جوانی رهبری، به عنوان مهم‌ترین آرمان زندگی اجتماعی در ذهن ایشان اثبات شده بود و تمام فعالیت‌های علمی و سیاسی خود را پیش از انقلاب در همین مسیر قرار داده بودند. اوج اهمیت مبارزه با استعمار در نگاه آیت الله خامنه ای را می‌توان در خلال خاطرات خود در کتاب "خون دلی که لعل شد" به صورت عیان دید. ایشان در یک سکانسی معیار حب و بغض خود و دوستان انقلابی خود نسبت به شخصیت‌های بزرگ را، نه ایدئولوژی و اشتراک در مذهب، بلکه مبارزه با استعمار معرفی می‌کند.  ایشان می‌نویسد که: «ما هم به سید قطب و اندیشه جنبشی او شدیدا علاقه‌مند بودیم و هم از قاتل او جمال عبدالناصر طرف‌داری می‌کردیم. من وقتی خبر اعدام سید قطب را شنیدم گریه کردم و هنگام شنیدن خبر درگذشت عبدالناصر هم گریستم. دلبستگی ما به سید قطب امری روشن است. چون این مرد به مدد قلم ادیبانه و اندیشه پر فروغ قرآنی خود اسلام را با چهره‌ای پویا به گونه‌ای معرفی کرد که در نتیجه آن، انسان مسلمان نسبت به دین خود احساس غرور و مباهات می‌کند.  اما مباهات ما به عبدالناصر، به دلایل روان شناختی نه عقیدتی باز می‌گردد. ما در ایران با یک روند استکباری وحشتناک و گسترده، در جهت تحقیر دین و روحانیت مواجه بودیم. این روند از جهت وارد ساختن شکست روحی بر جوانان و روشنفکرانی که قدرت‌های سرکش جهان به چشمشان بزرگ آمده بود، تاثیر فراوان داشت.  در این جو شکست‌آلود و در برابر ترک‌تازی غرب و آمریکا، ما به هر صدایی که با قدرت‌های مزبور به ستیز برمی‌خاست و در برابر آنها با صلابت و پایداری حرف می‌زد، دل می‌بستیم. عبدالناصر از کسانی بود که این‌گونه حرف می‌زد .ما وقتی می‌شنیدیم عبدالناصر رو در روی همه طاغوت‌ها می‌ایستد احساس سربلندی می‌کردیم و با شوق  به دنبال شنیدن سخنرانی‌های او از رادیو صوت العرب بودیم. ما به هر گونه اقدام عملی با هدف رهایی از یوغ سلطه منفور استعمار که جهان اسلام و بلکه جهان سوم را به بند کشیده بود دل می‌بستیم. از همین رو از همه انقلاب‌های آسیا، آفریقا و آمریکای جنوبی نیز طرفداری و با آنها همدلی داشتیم.» (خون دلی که لعل شد | ص 178- 179) استعمارستیزی، بزرگترین میراث رهبر شهید اما مهم‌تر از این تبیین قطعی، بهترین سند برای این موضوع، آثار به جامانده از ایشان به ویژه آثار قبل از انقلاب مانند کتاب وزین طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن یا کتاب دو امام مجاهد که در مقیاس خیلی دقیق و بزرگی مساله طاغوت و وظیفه مسلمان در برابر طاغوت را مشخص کرده‌اند. باید تاکید کرد که همین استعمارستیزی بود که باعث شد انقلاب اسلامی در میان همه انقلاب‌های قرن 19 و 20 علیه استعمار در سراسر جهان، همچنان در میدان عمل ایستادگی کند و زیر فشار تحریم‌های اقتصادی و سیاسی و جنگ‌های سخت و نرم تن به ذلت استعمار ندهد. لذا می‌توان ادعا کرد که بزرگ‌ترین میراث امامین انقلاب که برخاسته از مبانی دقیق شیعه امامی بوده، همین مبارزه با استعمار است. لذا وظیفه مهم اهالی فکر و اندیشه این است که نگذارند با شهادت حضرت آیت الله خامنه ای، میراث گرانبهای ایشان که مبارزه با استعمار است، دفن شود. چنانکه با تاسف باید گفت اندیشه‌های خمینی کبیر نیز آنچنان که باید و شاید در میان سطوح جامعه ترویج نشد. اما مساله استعمار بعد از دو جنگ اخیر به ویژه جنگ رمضان، اهمیت دوچندانی پیدا کرده است. ذهنیت استعماری، پدیده‌ای عجیب و شایع در میان جامعه ایران از عجیب‌ترین مسائلی که در این جنگ وجود داشت، وجود "ذهنیت استعماری" در بخش قابل توجهی از جامعه ایرانی بود. این موضوع را در 2 نقطه می‌توان به طور شفاف ملاحظه کرد. اول در درخواست عده‌ای از مردم (و لو قلیل) از ترامپ برای نابودی نظام جمهوری اسلامی که غرض خود را آزادی ملت معرفی می‌کردند. این مساله فارغ از رنجی که بر هر میهن‌پرستی وارد می‌کند، باید در باب ریشه این درخواست مبتذل تامل جدی شود.به عقیده نگارنده، جز جهل این ملت به تاریخ استعمار، هیچ مساله‌ای نمی‌تواند این ابتذال را محقق کند. مگر می‌شود انسانی برای یک ساعت هم که شده، در باب تاریخ استعمار مطالعه کرده باشد و رضایت به حضور بیگانه بدهد؟از شریف‌ترین حکام اروپایی، ناپلئون بود که در قرارداد لیختن اشتاین با فتحعلی شاه قاجار، متعهد شد مواردی را نسبت به ایران انجام دهد که مهم‌ترین آنها دفاع از ایران در برابر روس‌ها و انگلیسی‌ها بود. اما سر بزنگاه به سمت روس‌ها رفت و باعث ضربه سنگینی به ایران شد.در هیچ دوره از تاریخ ایران هیچ‌یک از کشورهای استعماری به نفع ایران یا کشور دیگری در منطقه عملی انجام نداده است.تنها کاری که استعمار کرده نابودی منابع انسانی و استخراج معادن زیرزمینی کشورها بوده است. کافی است جامعه ایرانی تنها قرن 19 را مطالعه کرده و رفتار امثال لئوپولد دوم پادشاه بلژیک با کشوری مثل کنگو را بخوانند که چگونه مردم آن خطه را کشت و منابع آن‌ها را غارت کرد.متاسفانه یکی از خیانت‌های نظام آموزشی ما این است که مخاطب خود را طی حدود 20 سال تحصیلی کاملا بیگانه با مفهوم استعمار بار می‌آورد. مورد دومی که ذهنیت استعماری را جامعه ایرانی را نشان می‌دهد، ذلتی است که در گوشت و پوست و استخوان خود نسبت به آمریکا و اروپا احساس می‌کنند و تحت هیچ شرایطی امکان هیچ نوع برتری نسبت به استعمار را نمی‌توانند تصور کنند.  در جنگ رمضان که تمام جهان دست به دهان، شاهد دلاوری‌های نظامیان ایرانی بودند، عده‌ای در داخل کشور بیان می‌کردند که مگر ایران‌ می‌تواند با آمریکا روبرو شود که بخواهد او را نابود کند؟ مگر ما توان درگیری با تجهیزات آمریکایی را داریم؟  این تفکرات جز از یک ذهن استعمارزده و ناآگاه نسبت به تاریخ استعمار، برنمی‌آید. لذا مطالعه دقیق استعمار و تاریخ آن از نان شب برای جامعه ایرانی واجب تر است.از کجا باید شروع کرد؟ به نظر می‌آید گزارش آیت الله خامنه ای از مساله استعمار به عنوان علمدار مبارزه با این مفهوم، می‌تواند شروع مناسبی باشد. اینگونه با یک تیر دو نشان را هدف گرفته‌ایم. هم با مفهوم استعمارستیزی به عنوان شاه‌کلید حیاتی تاریخ معاصر ایران آشنا شدیم، هم‌چنین سیری در اندیشه و آثار رهبر شهید انقلاب داشته‌ایم. از قضا روایت شهید خامنه ای با محوریت استعمارستیزی، نگاه جدید و صحیح‌تری از ایشان به ما می‌دهد. راهنمای آثار رهبر شهید آیت الله خامنه ای طبیعتا بهترین برنامه برای احیای اندیشه استعمارستزی رهبری شهید، مطالعه دقیق و موضوعی تحت عنوان سیری مشخص است. آثاری رهبری شهید را می‌توان سه دسته کرد. دسته اول آثاری هستند که ایشان خودشان قلم زده‌اند، چه تالیف و چه ترجمه. ترجمه مانند کتاب شریف صلح امام حسن (ع)، اثر مرحوم آل یاسین یا تفسیر قرآن از سید قطب. تالیف هم مانند بعضی متن‌های کوتاه در حد رساله مانند چهار کتاب رجال یا کتاب حماسه امام سجاد (ع). دسته دوم آثاری هستند که مستقیم از متن سخنرانی ها و دروس ایشان پیاده شدند. مانند طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن یا انسان 250 ساله. دسته سوم هم آثاری است که از سخنرانی‌های ایشان ذیل موضوعات مختلف جمع آوری شده است.بخش عمده کتبی که به نام ایشان موجود است، از دسته سوم هستند. شوربختانه باید گفت که قسمت سوم آثار ایشان از کیفیت و سطح علمی خوبی برخوردار نیستند و بعضا در یک موضوع چندین کتاب چاپ شده است. گویا نظارت خاصی بر این امور نبوده و هر کس به صلاح دید خودش می‌تواند کتابی در روایت اندیشه رهبری به چاپ برساند. از آنجایی که مخاطبین‌ نوعا بنا را بر اعتماد می‌گذارند و هر آنچه ذیل اسم شریف رهبری به چاپ برسد، مورد استقبال واقع می‌شود، وظیفه اهالی علم و کتاب سنگین‌تر می‌شود و تلاش قابل اعتنایی نیاز است که بهترین این آثار به دست مخاطب برسد. چرا سیر مطالعه کتاب های رهبری؟ طبیعتا به عنوان یک قاعده باید گفت بهترین آثار هر اندیشمندی، آثار قلمی و بعد سخنرانی‌های ایشان است. لذا ما در این سیر به طور مشخص به دنبال گزارش آیت الله خامنه ای از موضوع استعمار و غرب و مقابله با آن در آثار ایشان هستیم. هم‌چنین با معرفی بهترین کتاب‌های رهبر شهید، به طور ضمنی با اصلی‌ترین اندیشه‌ها و روش فکری ایشان آشنا شدیم، آن هم از خلال حرف‌ها و سخنرانی‌های خودشان، بدون هیچ واسطه‌ای.بیشتر بخوانید: رهبر شهید به روایت خودش؛ خاطراتی از امام شهید سید علی خامنه ایلازم است که پیش از ورود به جهان اندیشه هر فرد بزرگی ابتدا شناختی ولو نسبی از سبک و وقایع زندگی او داشته باشیم و بدانیم که با چه شخصیتی رو به رو هستیم. در مورد امثال آیت الله خامنه ای این امر ضرورت بیشتری دارد. چرا که آن بزرگواران از مفاهیمی دم می‌زنند و به اعمالی دعوت می‌کنند که اگر خود ابتدائا دچار آن‌ها نباشند و در مسیر آنها قدم برنداشته باشند، قطعا مخاطب به سمت آنها نمی‌رود. همچنان که خود ایشان در کتاب طرح کلی تصریح می‌کنند که یکی از ویژگی‌های اصلی پیامبران این بود که به آرمان‌های خود ایمان قطعی داشته و در این مسیر هم قدم‌های بزرگی برداشته اند و زندگی خود را وقف آن کردند. لذا در این سیر، علاوه بر معرفی اندیشه رهبری، از زندگی و خاطرات ایشان هم یاد خواهیم کرد.   8 کتاب از رهبر شهید آیت الله خامنه ای که باید بخوانیم 1. خون دلی که لعل شد، روایتی از عشق در کشاکش آشوب بهترین نقطه آغاز برای شناخت رهبری برای آشنایی با زندگی و فعالیت‌های رهبری، بهترین گزینه خاطرات خود ایشان است. الان که این متن نوشته می‌شود، کتاب «خون دلی که لعل شد» پرفروش‌ترین کتاب حال حاضر ایران است که به چندین زبان زنده دنیا نیز ترجمه شده و دائماً بر مخاطبان آن افزوده می‌شود. جالب است که اصل کتاب نیز به زبان عربی بوده و در سال 1397 به فارسی ترجمه شده است. مطابق مقدمه کتاب، این اثر املای خود آقای خامنه‌ای به زبان عربی برای جامعه عرب‌زبان بوده که گزارشی است از زندگی خود، با محوریت دوران مبارزه و تبعید. به این صورت که حدود 60 صفحه از متن فعلی کتاب به روایت کودکی ایشان تا شروع روزهای مبارزه اختصاص دارد و در ادامه، به نقل جزئیات کیفیت مبارزه علیه رژیم و جریان تبعیدهای مکرر و زندان‌رفتن‌های ایشان پرداخته است. روایتی دست اول از دوران مبارزه با اینکه کتاب حجم زیادی ندارد، ولی داده‌های بسیار ناب و دست‌اولی از وقایع زندگی رهبری دارد. آنچه به صورت قطعی از مطالعه این اثر به دست می‌آید: اولاً، باور قلبی آیت‌الله خامنه‌ای به مبارزه علیه استعمار و طاغوت است که حاضر بودند همه زندگی خود را در میانه این آشوب‌ها عرضه کنند. ثانیاً، علت به وجود آمدن این روحیه ضد استعماری، عشق به حاج روح‌الله و نگاه خاص آن بزرگ‌مرد تاریخ بود. آیت‌الله خامنه‌ای، که خود مراد میلیون‌ها انسان بود، در این اثر شرحی از دلدادگی خود نسبت به امام و آرمان‌های او عرضه می‌کند که سرمشقی است برای رهروان رهبری تا بدانند نسبت به مراد خود چگونه زیست. لذا این متن می‌تواند دریچه‌ای قابل اعتنا برای ورود به جهان آقای خامنه‌ای باشد. منابع تکمیلی برای مطالعه زندگی‌نامه رهبری به اضافه این کتاب، قطعاً آثاری مانند «شرح اسم» اثر هدایت‌الله بهبودی یا «زندگی و زمانه آیت‌الله خامنه‌ای» اثر جعفر شیرعلی‌نیا می‌تواند گزینه‌های بسیار خوبی برای تکمیل مطالعات در حوزه زندگی‌نامه رهبری شهید باشد. «شرح اسم»؛ یکی از بهترین زندگی‌نامه‌های رهبری در باب کتاب گرانسنگ شرح اسم باید گفت که از بهترین آثاری است که تاکنون درباره یکی از شخصیت‌های معاصر نوشته شده و در نوع خودش کم‌نظیر است. کتابی صددرصد مستند، با محتوایی کاملاً تاریخی اما با بیانی داستانی، بدون ذره‌ای دخالت خیال، دارای نظم و ترتیب وقایع‌نگاری، جامعیت در روایت وقایع زندگی رهبری، تقریر آرا و نظرات رهبری، گزارشی از حالات خصوصی و رفتارهای شخصی و... که روی هم رفته باعث شده با یک متن فوق‌العاده روبه‌رو شویم. اشکالات بی‌اساسی هم در سال 91 به این اثر فوق‌العاده وارد شد که باعث واکنش دفتر رهبری در همان زمان و بالتبع لغو مجوز کتاب گردید؛ البته بعد از یک ماه، دفتر رهبری نامه‌ای منتشر کرد که مشکلی در محتوای کتاب وجود ندارد. این نامه هنوز هم در سایت آقای خامنه‌ای موجود است. تنها نکته‌ای که این اثر فاخر دارد، این است که محتوای کتاب تا انقلاب را پوشش داده است و از انقلاب به بعد گزارش نشده است. بهترین منبع برای سال‌های پس از انقلاب بهترین منبع برای سال‌های بعد از انقلاب، کتاب جعفر شیرعلی‌نیا است که تصاویر همراه کتاب، فضیلتی دوچندان برای آن محسوب می‌شود.اینجا لازم است نکته‌ای مشفقانه تذکر داده شود. شیعه از ابتدا معتقد بود که خون شهید در تاریخ جاری است و هیچ‌وقت آثار آن پاک نمی‌شود. اما این عبارت از باب فاعلیتِ فاعل است و قطعاً زمانی که قابلیتِ قابل (خون‌خواهی امت) فراهم نباشد، خون هم بی‌اثر است. از روزهای اول شهادت رهبری تاکنون (حدود سه ماه بعد)، اقبال وسیعی به آثار ایشان شده است. بی‌انصافی است اگر این رفتار را صرفاً هیجانی توصیف کرد؛ اما نکته مهم این است که تا این شور برای شناخت ایشان در میان جامعه وجود دارد، باید تلاش کرد که اولاً و بالذات اندیشه ایشان مطابق آثارشان تقریر شود. فضای بعد از جنگ، به‌ویژه در برابر استعمار آمریکایی، نشان داد که اختلاف عمیقی در باب روایت اندیشه رهبری وجود دارد که عمدتاً ناشی از عدم مطالعه آثار ایشان است. بی‌تعارف باید گفت که آثار آقای خامنه‌ای بسیار کم خوانده شده و اگر هم خوانده شده، به‌شدت سطحی بوده است. اما برای شناخت مسئله استعمار در آثار فکری ایشان، از کجا باید شروع کرد؟  2. طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن؛ ایدئولوژی به مثابه راهنمای عمل برای جوان مسلمان بی‌تردید دقیق‌ترین اثر رهبری شهید، کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن است. کتابی که در اوج سال‌های جوانی ایشان نوشته شده و نتیجه دقیق‌ترین تاملات بر اساس وسیع‌ترین مطالعات دوره زندگی رهبری است. شاید عده‌ای تصور کنند معرفی این کتاب هیچ ضرورتی ندارد؛ دقیقا به این دلیل که بسیار زیاد از آن گفته شده و بسیار هم مطالعه شده است. اما مساله نگاه پیشینی به این اثر فاخر است. غلط است اگر ما تصور کنیم که خامنه ای دهه 50 مثل بقیه علما و منبری‌ها در یک سلسله جلساتی به توصیف و تفسیر برخی از آیات پرداخته است. آقای خامنه ای در این کتاب یک مانیفیست برای تمام دوران بعد از خود نگاشته که هر مسلمانی قصد زیستن بر اساس مبانی اسلام را دارد باید اینگونه باشد. ایشان به معنای واقعی کلمه "معمار مفاهیم" است. معماری مفاهیم در جلسات طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن اولین کاری که رهبری در این اثر انجام می‌دهد، طرح مجدد مفاهیم اسلامی مثل ایمان، انفاق، استغفار، ولایت، توحید و باز تعریف تک تک این مفاهیم و استحاله ماهوی آنان است. خواننده این کتاب باید بداند اصلا قرار نیست با تکرار مباحث اسلامی رو به رو شود. بلکه باید آمادگی این را داشته باشد که هر آنچه در باب اسلام شنیده است، به هم بریزد و همه را از نو بنا کند.  به عنوان مثال غالب علمای اسلام ایمان را فقط گرایش قلبی می‌دانند که متعلق آن فقط قلب است و نسبتی با عمل انسان ندارد. اما آیت الله خامنه ای ایمانی که در مرحله قلب بماند و به حوزه عمل و کنش اجتماعی انسان منجر نشود را از اساس ایمان نمی‌داند. درواقع ایشان ایمان را زمانی محقق می‌داند که باعث قیام علیه طاغوت شود و اگر معتقدی به اسلام باشد و نسبت به دستگاه ظلم بی‌تفاوت باشد، قطعا مومن و مسلمان نیست. یا در باب انفاق ایشان به هیچ وجه نمی‌پذیرد که هرکسی هر کمکی بکند، بتوان اسم آن را انفاق گذاشت. بلکه انفاق را یک عمل مهم اجتماعی می‌داند که انجام آن یک تیزهوشی خاصی می‌خواهد و شخص منفق باید بداند چه خلأی در جامعه وجود دارد که آن را پر می‌کند. لذا به صراحت بیان می‌کنند که این‌ شام و ناهارهایی که در هیات پخش می‌کنند خیلی وقت‌ها مصداق انفاق نیستند. اوج کار رهبری نسبت به معماری مفاهیم در این کتاب، نسبت به معنای "ولایت" است که با تغییری که معنای مشهور آن ایجاد کرد، جهانی از شخصیت‌ها را به جنگ خود کشاند و خود ایشان تعریف می‌کند که چه حملاتی در باب موضوع به ایشان شده است. اما مهم‌ترین کاری که ایشان انجام دادند، تلاشی است که در راستای مسئولیت‌پذیر کردن انسان مسلمان انجام داده‌اند. از صدر تا ذیل این اثر به دنبال این موضوع است که به مخاطب خود بفهماند کسی که وارد فضای ولایت الهی می‌شود و معتقد به پیامبر و اهل بیت است، دیگر نمی‌تواند نسبت به مسائل جامعه و اطراف خود بی‌تفاوت باشد و یقینا مسئولیتی در این جهان دارد. و بزرگ ترین مسئولیتی که ایشان توصیف می‌کند نیز مبارزه با طاغوت است. لذا ایشان در این کتاب ابتدا هویت یک دختر و پسر مسلمان را می‌سازد و در این مسیر ستون هویت را مبارزه با استعمار و طاغوت می‌داند. به نحوی که اگر قصد داریم مسلمان باشیم، الا و لابد باید در مسیر مبارزه طاغوت باشیم.   3. دغدغه های فرهنگی، روایتی از جهان غرب و مبلغین و منتقدین آن در میان خودی ها بعد از هویت‌سازی و تشریح اهمیت اقدام اجتماعی برای فرد مسلمان، قدم بعدی در طی مسیر اندیشه ضد استعماری رهبری، تبیین فضای مبارزه است. اساساً آیت‌الله خامنه‌ای معتقد به مبارزه فرهنگی بود. درواقع، ایشان مبارزه نظامی، سیاسی یا اقتصادی را ذیل مبارزه فرهنگی تعریف می‌کرد؛ چراکه مهم‌ترین مؤلفه هر تمدنی را فرهنگ می‌دانست. کتاب دغدغه‌های فرهنگی، روایت رهبری از چگونگی مبارزه با فرهنگ غرب است. سال 1373، رهبری شهید در یک سخنرانی، بنیادی‌ترین مفاهیم را وارد فضای فکری جامعه اسلامی کرد. ایشان کار فرهنگی را، با آن ابتذالی که در فکر انقلابیون بود، به مبارزه فرهنگی ارتقا داد. این مبارزه، از کنشگری در بالاترین سطح، که تفکر باشد، تا برنامه‌های عملی میان توده امت را شامل می‌شد. مخاطبانی که در این جلسه بودند، هم مسئولان فرهنگی بودند و هم چهره‌های شاخص فضای فرهنگ؛ اما در واقع، مخاطب این سخنرانی تک‌تک مؤمنان به انقلاب و دغدغه‌مندان دین‌دار و ملی‌گرا بودند. این سخنرانی، اعلامیه‌ای بود علیه استعمار فرهنگی و دعوتی بود به مبارزه‌ای تمام‌عیار در این جبهه. متن کتاب دغدغه‌های فرهنگی، پیاده‌شده همان سخنرانی تاریخی است، به‌علاوه بیانات دیگر رهبری در این حوزه که به شکل شرح مزجی جمع‌آوری شده است. چرا این کتاب اهمیت دارد؟ بی‌تعارف، دقیق‌ترین و عالی‌ترین متنی که از بیانات آقای خامنه‌ای تدوین شده، همین کتاب وزین است. رهبری در این متن ابتدا گزارشی از معنا و حدود فرهنگ عرضه می‌کند و از زوایای مختلف، جایگاه فرهنگ را در یک تمدن معرفی می‌کند. ایشان در میان مباحث بیان می‌کند که فرض کنید یک کشور حتی در شرایط اشغال هم باشد و بخواهد مجدداً به پا خیزد؛ مهم‌تر از ذخایر زیرزمینی، نیروهای فنی و متخصص و...، موضوع فرهنگ آن کشور مهم است. یعنی کار فرهنگی، حتی در جنگ، مقدم بر کار اقتصادی و نظامی است. پرواضح است که این تقدم، رتبی است نه زمانی. فرهنگ؛ مهم‌ترین سلاح در میدان جنگ مقایسه کنید با کسانی که می‌گویند در وضعیت فعلی که سایه جنگ نظامی و اقتصادی بر سر امت است، کار فرهنگی ممکن نیست یا ضرورتی ندارد. در حالی که مطابق متن این کتاب، دستور صریح رهبری شهید، در وضعیت جنگی، بر مبارزه فرهنگی در کنار دیگر میدان‌های مبارزه است. این موضع به درک عمیق ایشان از تاریخ برمی‌گردد که در هر دوره‌ای، اگر تمدنی شکست خورد یا به اوج رسید، به‌ویژه در زمانه استعمار جدید، مستقیماً به دو عامل بستگی داشت: اولاً اینکه آن تمدن یک ایدئولوژی قدرتمند داشته باشد و ثانیاً توده آن جامعه ایمان روزافزونی نسبت به آن ایدئولوژی داشته باشد و این ایمان، عامل اصلی تاب‌آوری توده در برابر معضلات داخلی و حمله استعمار است. این نکته را باید همه اهالی فرهنگ در جنگ اخیر لمس کرده باشند که کسی در جنگ پیروز است که جامعه آن حتی یک روز تاب‌آوری بیشتری داشته باشد. مهم‌ترین عامل تاب‌آوری امت، آگاهی در تمام طبقات جامعه است. وقتی این جامعه شناخت دقیقی از تاریخ استعمار پیدا کند، طبیعتاً این گزاره را به‌خوبی درک می‌کند که استعمار به هیچ‌وجه از روحیه استعماری خود و مکیدن خون دیگر ملت‌ها دست برنمی‌دارد و اگر گاهی، به‌جای جنگ مستقیم، حرفی از مذاکره می‌زند، طرح و برنامه اوست برای تسخیر با هزینه کمتر و حفظ پرستیژ صلح‌مداری خود. نمونه این داستان را در پیمان نانجینگ می‌توان دید که انگلیس ابتدا با چین مطرح کرد که بنادر خود را برای ترانزیت تریاک از هند، برای تاجران انگلیسی، باز کند و وقتی با مقاومت دیپلماتیک چینی‌ها روبه‌رو شد، با تمام توان به چین حمله کرد، سه هزار چینی را کشت و بندر هنگ‌کنگ را مستعمره مستقیم خود کرد. آگاهی، آرمان و مقاومت اگر جامعه ایرانی با تاریخ استعمار آشنا بود، قطعاً از جنگ با آمریکا خسته نمی‌شد. توده با آگاهی از ماهیت استعمار است که حاضر می‌شود هزینه بدهد. اساساً تنها مؤلفه‌ای که باعث می‌شود انسان از رفاه و زندگی خود بگذرد، آرمان است و آرمان در فرایند مکانیزم آگاهی شکل می‌گیرد. کتاب‌خوانی؛ زیربنای عملیات فکری جامعه رهبری در ادامه، موضوع جذابی را مطرح می‌کند که ناشی از نگاه فنی آن حکیم الهی بود به شیوه‌های ساختن یک تمدن، به‌واسطه کار فرهنگی در میان توده جامعه. آقای خامنه‌ای، در تبیین کار فرهنگی، اساسی‌ترین فعالیت‌ها را تشکیل گروه‌های کتاب‌خوانی و رواج این عمل می‌داند. در سراسر متن کتاب، تصریحاً، تلویحاً، با کنایه، مفصل، مختصر، اشاره و... نسبت به ضرورت کار مطالعاتی، به‌عنوان ابزار اصلی آگاهی‌بخشی جامعه، بحث شده است. ایشان کتاب و کتاب‌خوانی را یک عمل فانتزی و روشنفکرانه صرف نمی‌دانند، بلکه به‌عنوان زیربنای عملیات فکری یک جامعه، در حد یک واجب ملی و دینی توصیف می‌کند. آقای خامنه‌ای با این گزارش، فرمان عمومی در باب وجوب تشکیل جلسات کتاب‌خوانی را صادر کردند؛ اما متأسفانه کمترین بهایی به این امر داده نشده است؛ همچنان که به فرمان حکومتی درباره تشکیل کرسی‌های آزاداندیشی نیز بهایی داده نشد. جالب است که وقتی حرف از تنهایی علی(ع) و بی‌وفایی مردم کوفه می‌شود، امت حزب‌الله خیلی جسورانه اعتراض می‌کند که شیعه چگونه می‌توانست حرف امام خود را زمین بگذارد.بیشتر بخوانید: کتاب های توصیه شده رهبری؛ روایت هایی ناب از کتابخوانی رهبریروشنفکری بیمار و نسبت آن با غرب کار دیگر رهبری در متن، روایتی از مواجهه با اندیشمندان غرب و وضعیت فکری آنان است. ایشان با جعل مفهوم «روشنفکری بیمار»، بدون اتهام‌زنی، به نقد دلباختگان غرب از میان اندیشمندان ایرانی می‌پردازد. ایشان ویژگی‌های اصلی روشنفکران بیمارِ غرب‌برگشته را در بی‌اعتنایی به ایران و اسلام می‌داند. تفاوت بنیادین آقای خامنه‌ای با دیگر متفکرین مذهبی، در همین تعلق خاطر ایشان به موضوع ایران و ملیت است؛ مفهومی که به شکل عمیق نیز در اندیشه حاج‌آقا روح‌الله وجود داشت. و جالب است که در همین روایت، نگاهی کاملاً متفاوت از دیگر روحانیون به امثال جلال آل‌احمد و شریعتی دارد و این دو را روشنفکر توبه‌کرده معرفی می‌کند. خامنه‌ای عزیز، به‌عنوان روحانی‌ای که تا بن دندان با روشنفکران مرتبط بود، گزارش جالبی از مواجهه روشنفکران با انقلاب و میزان نفوذ انقلاب در آنان عرضه می‌کند و به صراحت می‌گوید تیغ انقلاب هیچ‌جا کندتر از روشنفکران عمل نکرد و تنها یک دلیل داشت و آن هم وابستگی عمیق آنان به غرب. «آتش به اختیار»؛ فرمان اقدام فرهنگی در انتهای کتاب نیز با تولید یک معنای دقیق و والا مواجهیم: «آتش به اختیار» آیت‌الله خامنه‌ای با توضیحی که می‌دهند: «وقتی دستگاه مرکزی دچار اخلال است، شما در حوزه کار فرهنگی آتش به اختیار هستید»، در واقع فتوایی در راستای واجب عینی بودن کار فرهنگی در زمانه ما صادر کرده و تکلیفی به غایت سنگین بر عهده تک‌تک مخاطبان خود می‌گذارد. خلاصه می‌توان گفت که رهبری در این کتاب، روایتی از ابعاد وجودی استعمار، آسیب‌شناسی مواجهه با غرب و شیوه مبارزه با آن را تبیین می‌کنند.   4. آزادی یعنی آزادی ؛ مصاف رهبری با فلاسفه غرب در ادامه شناخت ماهیت غرب از دیدگاه رهبری، کتابی اخیراً تحت عنوان «آزادی یعنی آزادی» توسط خانه طلاب جوان به چاپ رسیده که بی‌شک خدمت بزرگی در راستای معرفی اندیشه رهبری می‌باشد. آیت‌الله خامنه‌ای در سال‌های 1365 و 1366، در خطبه‌های نماز جمعه، به‌طور مفصل، ناظر بر نیاز زمانه به طرح مسئله آزادی و حدود و ثغور آن می‌پردازد و اتفاقاً یک مواجهه کاملاً نظری با اندیشمندان غربی در باب مفهوم آزادی دارد. این کتاب، پیاده‌شده 15 جلسه از خطبه‌های آن سالهاست؛ بعلاوه دو سخنرانی دیگر که اولی در دانشگاه تربیت مدرس در سال 1377، که اوج مناظره‌های شفاهی و مکتوب در باب مسائل سیاسی جهان غرب و اسلام و تقابلشان بود، ایراد شده است و دومی نیز متن سخنرانی ایشان در سال 1391 در نشست اندیشه‌های راهبردی با موضوع آزادی است. آزادی؛ میدان گفت‌وگو و رشد جامعه از اولین نکاتی که در متن این کتاب به چشم می‌آید و جذابیت ویژه‌ای به متن داده است، التزام عملی ایشان به آزادی‌هاست. ایشان در سخنرانی که در دانشگاه تربیت مدرس دارند، همان ابتدای جلسه اظهار خوشحالی شدیدی دارند که این روزها در باب موضوعات بنیادینی مانند آزادی بحث و گفت‌وگو وجود دارد و از قضا نظرات هم کاملاً مخالف هم هستند و این عامل رشد جامعه است که ما سال‌ها بر این مسئله تأکید کردیم که بنشینید و گفت‌وگو کنید. مواجهه نظری با اندیشمندان غرب نکته جالب‌تر کتاب، رویارویی مستقیم ایشان با اندیشمندان غربی در باب معنا و حدود آزادی است. در لابه‌لای کتاب، وقتی ایشان به نقد آرای اندیشمندان غربی می‌پردازند، شناخت عمیق و وسیع ایشان از جهان نظری بسیار قابل توجه است. آقای خامنه‌ای اولین مسئله نظری که در طرح مسئله خود بیان می‌کنند این است که ما نباید برای اصول آزادی به غرب مراجعه کنیم و به دنبال نظرات کانت، جان استوارت میل و بقیه باشیم؛ به این دلیل که خیلی زودتر از آن‌ها مقوله آزادی‌های اجتماعی را در قرآن و به تبع آن شخصیت‌های اسلامی تبیین کرده‌اند. در واقع، ایشان با تکیه بر این حقیقت که آزادی قبل از هر چیز برخاسته از فطرت الهی است، لذا معتقد است نخستین عاملی که انسان را به آزادی فرامی‌خواند، دین است. این موضوع ادعای کلانی است که در مقام پاسخ به حملات 500 ساله اندیشه غربی مدرن در تضعیف ادیان، به بهانه حذف آزادی بشر در متن دین، مطرح می‌شود. آزادی در قرآن و سنت اسلامی از ویژگی‌های جذاب نظرات آقای خامنه‌ای، اتصال همه‌جانبه آرای ایشان به آیات قرآن است. در توضیح آزادی، به شکل خیلی فنی و جذابی، آیاتی از سوره آل‌عمران را مطرح می‌کند و اعلامیه قرآن بر آزادی اجتماعی انسان (به معنای آزادی در تفکر، انتخاب و عمل) را تفسیر می‌کند. آقای خامنه‌ای معتقد است مطابق این آیات، یکی از مهم‌ترین اهداف پیامبر، آزادی اجتماعی انسان بود. در ادامه، به گفتاری از خلیفه ثانی به یکی از استانداران خود در باب آزادی مردم استناد می‌کند و فرهنگ آزادی‌های اجتماعی در صدر اسلام در سطح خلفا را بررسی می‌کند. این هم از نکات جالب و ویژه آیت‌الله خامنه‌ای است که ابا ندارد از اینکه نکات مثبت خلفا را بیان کند و حتی از آن‌ها به عنوان یک فضیلت نهادینه‌شده در اتمسفر صدر اسلام استفاده کند. تفاوت آزادی در اسلام و غرب در ادامه، آیت‌الله خامنه‌ای ریشه‌ها و تفاوت‌های آزادی غربی و اسلامی را بررسی می‌کند و صراحتاً به منشأ آزادی در غرب حمله می‌کند. ایشان به‌درستی بیان می‌کند که از دیدگاه فلاسفه غربی، پاسخ این پرسش که چرا باید انسان آزاد باشد، مفهوم «خیر همگانی» یا «خیر اکثریت» است. بعد در نقد آن می‌گوید که این مسئله به‌شدت بی‌منطق است؛ چراکه دائماً انسان از خود می‌پرسد چرا باید به خاطر دیگران، من آزادی‌های خودم را سلب کنم و خودم را به زحمت بیندازم؟ در حالی که آزادی در اسلام یک تکلیف الهی است و این تکلیف الهی است که می‌تواند باعث حرکت انسان و ازخودگذشتگی او شود. از دیگر تفاوت‌هایی که آقای خامنه‌ای برای آزادی در اسلام و غرب می‌شمارد، تعیین مرز آزادی است. مطابق بیان ایشان، مرز آزادی در غرب تنها قانون است و قانون نیز فقط در مسائل اجتماعی است و مهم‌ترین ستون قانون نیز این گزاره است که آزادی هیچ فردی نباید آزادی فرد دیگری را محدود کند و هیچ ربطی به زندگی فردی انسان ندارد. در حالی که قانون در اسلام زندگی فردی را نیز در بر می‌گیرد و اجازه نمی‌دهد انسان به بهانه آزادی، در محیط فردی به خودش نیز ضربه بزند و هر آنچه را عقل به صراحت نهی کند (مثل خوردن مشروب الکلی که باعث زوال عقل بشر می‌شود)، اسلام هم نهی می‌کند و آزادی انسان را به آن قید می‌زند. جمع‌بندی در انتها می‌توان گفت که کتاب شریف «آزادی یعنی آزادی» تبیین مبانی فکری فرد مسلمان و مبارزه با استعمار، از طریق نقد مبانی غرب است.   5. دو امام مجاهد؛ نمونه اصیل از مبارزه با طاغوت «انسان کامل» مفهومی است که کم‌وبیش در ادبیات شرق و غرب ردپاهای قوی و ضعیفی از آن دیده می‌شود. در عرفان و ادیان شرقی نمونه‌های زیادی وجود دارد که نیاز به بیان ندارد. در غرب نیز اندیشه منجی در مسیحیت وجود دارد که حضرت مسیح را به عنوان انسان کامل و منجی بشریت معرفی می‌کنند و خود را در انتظار آن (و لو صوری) می‌دانند. عده‌ای از فلاسفه آنان نیز، مانند نیچه، از مفهوم «ابرانسان» استفاده کرده‌اند و مختصاتی برای آن گفته‌اند که بتوان معیاری برای شکل‌گیری شخصیت‌های والا در جامعه باشد. در شیعه نیز به شکل بنیادین این موضوع وجود دارد؛ بنیادین به این معنا که انسان کامل و اعتقاد به آن (ولایت اهل‌بیت) از اصول تشیع است و در صورتی که فردی به ماهیت آن گردن نگذارد، از تشیع خارج است. اما تفاوتی که اندیشه شیعی با بقیه مکاتب در این موضوع دارد، این است که شیعه، در عین حالی که خود را منتظر منجی و انسان کامل نهایی می‌داند، معتقد است که 13 انسان کامل (که همان پیامبر و اهل‌بیت باشند) سابقاً وجود داشته‌اند که ما با رجوع به سیره و اقوال آنان می‌توانیم خط‌کشی برای سنجش عقاید و اعمال خود داشته باشیم. قطعاً این موضوع برتری شیعه نسبت به دیگر مکاتب را می‌رساند. مسئله رفتارهای متفاوت اهل‌بیت اما همین فضیلت، از جهت دیگری باعث ایجاد شبهه‌ای شده است. وقتی 13 انسان کامل را تحت عنوان الگوی قطعی و امام برای جامعه معرفی کنیم و همه رفتارهای آنان را معیار بدانیم، در ساحت انسانی آنان طبیعتاً اختلاف‌هایی در رفتارشان دیده می‌شود و همین مسئله منشأ اختلاف بین مأمومین می‌شود. لذا از همان ابتدا شیعیان نسبت به مقوله رفتارهای به ظاهر متضاد اهل‌بیت اختلاف‌نظر بنیادین داشتند. یکی از بزنگاه‌های اصلی اختلافات در میان رفتارهای اهل‌بیت، ماجرای صلح امام حسن(ع) و قیام امام حسین(ع) است. شبهه واضح است؛ اگر هر دو امام هستند و هر دو معصوم، چرا کنش‌های مختلفی نسبت به حکومت جور داشتند؟ البته که این موضوع در رفتارهای دیگر اهل‌بیت نیز مطرح است. مثلاً امام صادق(ع) در هیچ سطحی مراوده مشخصی با دستگاه بنی‌عباس نداشت، تا جایی که منصور عباسی دستور می‌دهد خانه ایشان را در مدینه آتش بزنند؛ اما امام رضا(ع) ولایت‌عهدی حاکمیت جور را قبول می‌کند؟ و تعداد کثیر دیگری از این موارد وجود دارد که محل نزاع است. سؤال این است که چگونه باید این مسئله را حل کرد؟بیشتر بخوانید: بهترین کتابهایی که رهبری تقریظ کرده اندایده «انسان 250 ساله» آیت‌الله خامنه‌ای، مطابق مبانی که دارند، ابتدائاً همه حکومت‌های غیرمعصوم که در تاریخ صدر اسلام شکل گرفتند (بنی‌امیه و بنی‌عباس) را مصداق اتم طاغوت (استعمار) می‌دانند. ثانیاً معتقد هستند که مهم‌ترین عمل اهل‌بیت، مبارزه با دستگاه استعماری بنی‌امیه و بنی‌عباس بود. اما در مورد شکل این مبارزه می‌فرماید هر کدام ناظر بر شرایط زمانه خود عمل کردند. در واقع، ایده مشخص ایشان این است که ما باید اهل‌بیت را همچون یک انسان با طول عمر 250 ساله بدانیم که هرچند در شرایط مختلف رفتارهای متفاوت داشته، اما در نهایت همه رفتارها از یک وجود، یک عقل و یک ماهیت، بر اساس یک مبنا، صادر شده است. با این توضیح، دیگر تضادی در رفتارهای اهل‌بیت(ع) دیده نمی‌شود. این ایده همان است که تحت عنوان «انسان 250 ساله» معروف شده است. متأسفانه کتابی تحت همین عنوان توسط مؤسسه صهبا از بیانات رهبری جمع‌آوری شده و از قضا بسیار هم مخاطب پیدا کرده، ولی آن‌طور که باید این ایده در متن جمع‌آوری‌شده درنیامده است (برخلاف کتاب دغدغه‌های فرهنگی که همین مؤسسه تهیه کرده و کاری بی‌نظیر است). پیشنهاد منطقی این است که وقتی رهبری در یک موضوع مشخص سخنرانی‌های متعدد دارند، عین همان سخنرانی‌ها عرضه شود؛ به‌ویژه مطالبی که ایشان قبل از انقلاب و در اوج فعالیت علمی خود ارائه داده‌اند. الحمدلله نشر انقلاب اسلامی، که متصدی عرضه آثار رهبری است، سخنرانی‌های اصلی ایشان را در سال 53، که اولین بار این ایده را آنجا مطرح کردند (متأسفانه در همین کتاب انسان 250 ساله نشر صهبا، زمان مطرح شدن این ایده توسط رهبری سال 65 در کنگره امام رضا(ع) معرفی می‌شود)، جمع‌آوری کرده و بعلاوه چند سخنرانی دیگر که ناظر بر تحلیل عملکرد حسنین(ع) است، تحت عنوان «دو امام مجاهد» عرضه کرده است. صلح امام حسن(ع)؛ پیچیده‌ترین مسئله تاریخ اسلام ایشان در این کتاب به صراحت بیان می‌کنند که ماجرای صلح امام حسن(ع) پیچیده‌ترین موضوع تاریخ اسلام است. و دلیل آن را هم ابهام ناظر بر این واقعه می‌دانند. اما این ابهام ریشه در کجا دارد؟ دستگاه طاغوت و استعمار. اینجای متن کتاب می‌توان تیزهوشی و قدرت تحلیل این مرد بزرگ را مشاهده کرد که چقدر دقیق آثار استعمار را ردیابی می‌کند. ایشان می‌فرماید که عامل این ابهام منصور عباسی بود. چرا منصور؟ در زمان عباسیان و مقداری پیش از آنان، فرزندان امام حسن(ع) داعیه‌داران اصلی مبارزه با دستگاه خلافت بودند و قیام‌های علویان را رهبری می‌کردند. منصور عباسی، در نکوهش امام حسن(ع)، که جد آنان باشد، را محور دستگاه تبلیغاتی خود قرار می‌دهد و این‌گونه به جامعه القا می‌کند که این جد این شورشی‌ها، حسن(ع)، بود که خلافت را به مال دنیا فروخت و به کنج خانه پناه برد و به شهوات نفسانی خود پرداخت و در بستر مرد. استعمار مسئله صلح را، که دست زمانه کرده بود، کاملاً وارونه جلوه داد و باعث شد برای همیشه این نرمش قهرمانانه، ذلت توصیف شود. صلح؛ تغییر میدان مبارزه رهبری در ادامه، ابتدا روایت تاریخی صحیحی از ماجرای صلح عرضه می‌کند و بعد علل انجام این امر توسط امام حسن(ع) را تشریح می‌کند. ایشان معتقد است مهم‌ترین عاملی که باعث شد امام حسن(ع) صلح را بپذیرد و در جنگ کشته نشود، تداوم امر مبارزه با استعمار در صحنه سیاسی و فرهنگی بود. به این معنا که اگر امام حسن (ع) به شهادت می‌رسید، فضا برای جولان معاویه و تغییر چهره اسلام کاملاً فراهم می‌شد. امام حسن (ع) صلح کرد که سر پست خود، یعنی مبارزه با استعمار، بماند و از قرآن و اسلام حفاظت کند. رهبری در اینجا به صراحت بیان می‌کند که گاهی ترک مخاصمه و جنگ نظامی و رفتن به سمت مذاکره و حتی صلح، به معنای ترک جنگ نیست؛ بلکه تغییر تاکتیکی صحنه جنگ از میدان نظامی به میدان فرهنگی است. چراکه استعمار گاهی با حذف فیزیکی مبارزان و گاهی با ترور شخصیت آنان در فضای فرهنگی، اهداف خود را پیش می‌برد. لذا شخص مبارز علیه استعمار باید عقلانی عمل کند و تحت شرایط جوزده و فشار دوستان قرار نگیرد. چرا امام حسین(ع) در زمان معاویه قیام نکرد؟ در ادامه کتاب، ابتدا با تحلیل ایشان از چرایی عدم قیام امام حسین (ع) در زمان معاویه مواجه می‌شویم. در نگاه رهبری، مهم‌ترین عامل در مبارزه با استعمار، سنجش شرایط برای اقدام است. اگر شرایط (زمینه فکری، سیاسی، اجتماعی و...) فراهم نبود، به هیچ وجه نباید حرکتی کرد. در زمان معاویه شرایط فراهم نبود. لذا حسین بن علی، همچون حسن(ع)، ده سال را به سکوت سیاسی گذراند، اما دقیقه‌ای از عمل فرهنگی خود ننشست. رهبری ادعای جالبی در این باب دارند. ایشان معتقد است دو دهه فعالیت فرهنگی حسنین(ع) باعث شد حکومت بنی‌امیه، حتی با انتخاب والیان خونخواری مثل زیاد بن ابیه، حجاج بن یوسف و عبیدالله بن زیاد، که جملگی از سیاست‌مداران زمان خود بودند، برای حکومت بر عراق عرب (که کوفه مرکز آن بود)، نتواند آنجا را کنترل کند و این خطه از جامعه اسلامی دائماً در حال شورش علیه دستگاه استعماری بنی‌امیه باشد. آقای خامنه‌ای بسیار دقیق و فنی این نکته را تذکر می‌دهند که مقاومت طبقاتی شیعه علیه استعمار، حاصل آگاهی جمعی بود که طی دو دهه توسط حسنین (ع) علیه طاغوت زمان ایجاد شد. و این‌گونه پسران علی(ع) از اولین مبارزان رسمی فرهنگی، نظامی و سیاسی علیه استعمار بودند.   6. همرزمان حسین؛ تدوام مبارزه با استعمار آیا اهل‌بیت پس از امام حسین(ع) از سیاست فاصله گرفتند؟ تفاوت رفتار سه امام اول شیعه که رسماً شمشیر در دست داشتند و هر کدام به نحوی وسط میدان حرب بودند، با ائمه بعدی که ظاهراً شمشیر را کنار گذاشته و به اموری غیر از قیام و جنگ مشغول بودند، باعث شده عده‌ای تصور کنند که بعد از حسین بن علی(ع)، اهل‌بیت از حکومت فاصله گرفته و نسبت به وضعیت سیاسی جامعه بی‌تفاوت شدند. این نگاهِ غلط تا آنجا پیش رفت که عده‌ای از علمای شیعه هم قائل شدند به روایتی که اذعان دارد شیعه نباید کاری به حکومت داشته باشد تا زمان معصوم و اگر آن زمان امام تشخیص بر تشکیل حکومت دادند، شیعه هم پیروی می‌کند. متأسفانه این نگاه جز خمودگی و سستی برای تشیع حاصلی نداشت و حتی می‌توان گفت اشاعه این اندیشه تا حدودی در راستای نفی مسئولیت از امت است. همرزمان حسین(ع)؛ روایتی دیگر از مبارزه اهل‌بیت اما رهبری شهید، همچنان که ایده انسان 250 ساله را در کتاب دو امام مجاهد مطرح کردند، در کتاب همرزمان حسین (ع) قائل است که اهل‌بیت (از امام سجاد (ع) تا امام حسن عسکری (ع)) بلااستثنا در مسیر مبارزه علیه طاغوت بودند و همه تلاش خود را برای تشکیل حکومت انجام دادند. دال مرکزی مطالب کتاب، بررسی برنامه‌های اهل‌بیت برای تشکیل حکومت و مبارزه حضرات با دستگاه طاغوت است. قابل توجه است که این اثر نیز حاصل سخنرانی‌های ایشان در محرم (بهمن‌ماه) سال 1351 است. اتهام سازش‌کاری اهل‌بیت با دستگاه خلافت یکی از اساسی‌ترین نکاتی که آقای خامنه‌ای در این اثر به بحث می‌گذارد و می‌تواند موضوعی برای مطالعه و تحقیق باشد، مسئله اتهام سازش‌کاری اهل‌بیت با دستگاه خلافت است. به‌ویژه این اتهام را درباره امام صادق (ع) به‌طور مفصل بررسی می‌کنند. ایشان ابتدا روایت تاریخی معروفی را که محتوای آن دال بر ذلیل بودن و رام بودن امام صادق (ع) در حضور منصور دوانیقی است، مطرح می‌کنند. رهبری شهید در نقد این مسئله می‌فرماید که همین منبعی که این روایت را آورده است (یعنی بحارالانوار)، همین منبع نیز روایت‌های ضد آن را نقل کرده که مطابق آن‌ها حضرت صادق(ع) نه‌تنها اهل کرنش نبود، بلکه نسبت به منصور بسیار هم تندی می‌کرد. (در همین‌جا رهبری عنوان می‌کند که عمده تحقیق من کتاب نفیس بحارالانوار است و معتقدم که مرحوم مجلسی به دنبال جمع‌آوری روایات مختلف بوده و هر آنچه در بحار است نباید تلقی به صحت شود و محقق باید بررسی کند که کدام درست و کدام غلط است.) شواهد تاریخی مخالفت اهل‌بیت با طاغوت آقای خامنه‌ای برای تحلیل این دو گونه روایت متعارض، سراغ شیوه و آداب امام صادق (ع) می‌رود که اساساً کرنش با شخصیت آن امام سازگار نیست. گزاره‌های تاریخی، مانند آتش زدن خانه امام صادق (ع)، را نیز دال بر مخالفت امام با دستگاه می‌گیرد. فصل دیگری از کتاب که موضوع اثبات مخالفت اهل‌بیت با دستگاه طاغوت را بررسی می‌کند، مسئله رفتار ائمه با علما و شعرای درباری است. آقای خامنه‌ای با تشریح این برخوردها، در پی اثبات این است که اهل‌بیت نه‌تنها خودشان با دستگاه طاغوت هیچ مراوده‌ای نداشتند، بلکه شخصیت‌هایی را که با حکام جور مرتبط بودند نیز توبیخ می‌کردند و برای این ادعا نیز شواهد متعددی ذکر می‌کنند.   7. تفسیر سوره برائت؛ ایدئولوژی مبارزه  «این گروه به طور مدام آموزش می‌بینند و تبلیغات آن‌چنان مؤثر است که جوانان را به صورت گلوله‌ای آتش درآورده و از هیچ چیز ترس ندارند. مبلغین گروه به عناوین مختلف ثابت می‌کنند که در حال حاضر دستگاه دولتی از حکومت یزید پلیدتر و بدتر است و گفته می‌شود که شماها مانند امام حسن و علی‌اکبر هستید. دستگیری و احیاناً مرگ برایتان افتخار است.» این مطالب، گزارش مأمور ساواک از جلسات درس سیدعلی خامنه‌ای برای دانشجویان و طلاب است. سؤال این است که آیت‌الله خامنه‌ای چه چیزی را تدریس می‌کرد که این‌گونه آتش مبارزه را در دل مخاطبان جوان خود ایجاد می‌کرد؟ تفسیر قرآن؛ محور اصلی جلسات بررسی‌ها نشان می‌دهد که عمده جلسات تدریس و سخنرانی ایشان، مباحث قرآنی بوده است. بخشی از این جلسات در سال 1351، در مدرسه علمیه میرزا جعفر، روزهای پنج‌شنبه و جمعه برگزار می‌شد. موضوع مورد بحث این جلسات، تفسیر سوره برائت بود. شاید بتوان ادعا کرد سیاسی‌ترین و اجتماعی‌ترین سوره قرآن، همین سوره است که به شکل بنیادین مرزبندی‌های ایدئولوژیک جامعه اسلامی با دیگر مکاتب را مشخص می‌کند. از اولین نکاتی که می‌توان در مورد متد تفسیری آیت‌الله خامنه‌ای بیان کرد، اعتنای زیاد ایشان به دو تفسیر مجمع‌البیان مرحوم طبرسی و المیزان علامه طباطبایی است. در واقع، آقای خامنه‌ای در داده‌های تاریخی و علمی خود، مجمع‌البیان را معیار قرار داده است. نگاه متفاوت به آیات سوره برائت کتاب تفسیر سوره برائت، پر است از نکات دقیقی که بیش از هر چیزی، دین‌شناسی آیت‌الله خامنه‌ای را تبیین می‌کند و تفاوت بنیادین نگاه ایشان با دیگر شخصیت‌ها را نشان می‌دهد. به عنوان مثال، در تفسیر آیه اول سوره برائت، عمدتاً قائل هستند که وقتی دشمن پیمان شکست، باید با آنها جنگید. اما رهبری شهید می‌فرماید آنچه آیه می‌گوید این است که حکم قتال برای پیمان‌شکنان نیست، بلکه برای ائمه کفر است. شاید سؤال پیش بیاید اگر پیمان‌شکنی عامل اجرای حکم (قتال) نیست، کفار را به چه جرمی باید کشت؟ ایشان می‌فرماید جرم اصلی، پوشاندن حقیقت است و این ائمه کفر، ایدئولوگ‌ها و زمامداران جامعه کفر هستند که حقیقت را پوشانده و اجازه نمی‌دهند جامعه با حقیقت اسلام آشنا شود. پس اینجا آقای خامنه‌ای بنیادین‌ترین نزاع را با حاکمیت استعمار بیان می‌کند. با این تحلیل، جامعه اسلامی هیچ‌وقت از مبارزه و قتال با استعمار فراغت پیدا نمی‌کند و آقای خامنه‌ای یک تکلیف ابدی برای جامعه اسلامی در راستای مبارزه با استعمار را تبیین می‌کند. نکته مهم‌تر این است که عده‌ای در شرایط فعلی (که آمریکا نقض پیمان کرده و پای تعهدات خود نمانده است) از این آیه استفاده کرده و می‌گویند چون نقض پیمان کردند، پس باید به قتال آنها رفت. شاید نتیجه صحیح باشد، ولی مطابق تحلیل رهبری، استناد به این آیه صحیح نیست. پیروزی؛ نتیجه آزمون جامعه اسلامی از نکات دیگر این تفسیر، توضیح چگونگی حصول پیروزی برای جامعه اسلامی است. نویسنده به صراحت این نکته را بیان می‌کند که اصلاً گمان نکنید به راحتی پیروز می‌شوید، بلکه تا همه جامعه اسلامی امتحان نشوند و سره از ناسره مشخص نشود، نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود. پس مسیر جامعه اسلامی ذاتاً مسیر سخت و ناگواری است. حسن فعلی یا معیار دیگری؟ از نکات جالب توجه این تفسیر، که در جای‌جای متن دیده می‌شود، نظرات خاص ایشان است. مثلاً در باب اینکه امثال انیشتین و ادیسون، که در جامعه خود منشأ خیر بودند، آیا روز قیامت به بهشت می‌روند یا نه؟ عمدتاً ناظر بر ماهیت عمل، که عمل نیکویی بوده، گفته‌اند بهشتی هستند. اما آقای خامنه‌ای حسن فعلی را به هیچ وجه معیار نمی‌داند و اتفاقاً با طعنه می‌فرماید که عده‌ای رگ روشنفکری آنها گل می‌کند و می‌گویند فلان شخص، هرچند در جامعه اسلامی نبوده، ولی چون در جامعه خود منشأ خیر بوده، بهشتی است و… و در ادامه نظر متفاوت خود را بیان می‌کند. جمع‌بندی پس در این اثر، ما هم با مبانی دین‌شناسی آقای خامنه‌ای تا حدود قابل اعتنایی آشنا می‌شویم و هم مرزبندی‌های ایدئولوژیک جامعه اسلامی با جوامع استعماری را متوجه می‌شویم.   8. در آغوش نیل؛ پیروزی در گرو تحقق شروط ایمان سابقاً گفتیم اگر ما بخواهیم یک هدف بنیادین مشترک برای امامین انقلاب بیان کنیم، حرکت انسان به سمت بندگی خدا و استقرار حاکمیت الهی بر عالم بود. اما آن دو بزرگوار (به خلاف عمده علمای اسلام)، مهم‌ترین مانع تحقق حاکمیت الهی را وجود استعمار می‌دانستند و لذا برنامه عملی خود را مبارزه ذوأبعاد با استعمار قرار دادند. سؤال این است چه چیزی باعث شد که امامین انقلاب، با تمام مخالفت‌هایی که از طرف گروه‌های دلسوز و معاند با ایشان می‌شد، راه خود را ادامه دهند و پیروز این میدان هم شوند؟ از اعتقاد تا اعتماد اعتماد به صدق وعده‌های الهی! توضیح اینکه اعتماد یک مرحله بالاتر از اعتقاد است. اعتقاد به معنای پذیرفتن گزاره‌های نظری است؛ مثلاً اینکه هدایت تکوینی عالم به دست خداست، یا اینکه هر اتفاقی در عالم بیفتد، در نهایت پیروزی از آنِ اهل ایمان است. اما اعتماد یعنی باور قلبی و محکمی که امکان خطا در نتیجه آن نیست و همین عدم امکان خطا عامل حرکت انسان است. اما چه چیزی عامل تعمیق باور ایشان از اعتقاد به سمت اعتماد می‌شد؟ سنت‌های الهی؛ مبنای اعتماد اساسی‌ترین علت، معرفت دقیق ایشان به وجود و کیفیت سنت‌های الهی در عالم بود. در واقع، ایشان سال‌ها عمر خود را در میان آیات و روایات، در کنار غور در فلسفه و عرفان، گذراند و در یک مسیر طولانی علمی و دقیق به این باور رسید که اولاً سنت‌هایی بر این عالم حاکم است و ثانیاً شروط تحقق این سنت‌ها چیست و در نهایت، حرکت تاریخ بشر چه قواعدی دارد. در کنار این معرفت دقیق، طبیعتاً ارتباط معنوی مداوم (به معنای انجام همین ادعیه، زیارات و تهجد) باعث تعمیق هرچه بیشتر این اعتماد می‌شد. باور؛ زیربنای حرکت اجتماعی نکته قابل توجه در فضای نظری رهبری شهید این است که ایشان قائل بودند بنیان حرکت‌های اجتماعی دینی، باور به همین وعده‌های الهی است و همین باور است که تاب‌آوری امت و استقامت آنها را در مسیر ضمانت می‌کند. حال سؤال این است که آن سنت‌ها کدام‌اند؟ شروط تحقق آنها چیست؟ حدود دخالت انسان در تحقق آن وعده‌ها چه مقدار است؟ آیا صرف باور انسان به تحقق کفایت می‌کند یا عمل انسان هم لازم است؟ تفاوت نگاه رهبری با دیگران به عنوان مثال، در طول تاریخ اسلام از طرف علما گفته می‌شد که مؤمنین پیروز هستند و عالم، ارث مستضعفین است. اما آنچه ما شاهد بودیم، غالباً خلاف این نظر بوده است و کفار حاکمیت بیشتری داشتند و از قضا مستضعفین هم همیشه مستضعف ماندند و هیچ امیدی هم که مستضعفین کار عالم را به دست بگیرند، وجود ندارد. پس این وعده‌ها چه بوده است؟ دقیقاً تفاوت اندیشه رهبری با دیگران در همین نقطه است که رهبری، اراده و عمل انسان را توأمان با باور او، از شروط اساسی تحقق سنن الهی می‌داند. کتاب در آغوش نیل گزارشی دقیق و فنی از نظر رهبری در فلسفه تاریخ و سنت‌های الهی است.   سخن پایانی این‌ها مختصری از مهم‌ترین آثار خامنه‌ای عزیز بود که می‌توان برنامه مبارزه با استعمار را در متن آنها دید. اما طبیعتاً در باب تاریخ استعمار نیز برنامه مطالعاتی مجزایی می‌طلبد که در رساله‌ای دیگر، به فضل الهی، به آن پرداخته خواهد شد. باشد که این طرح بحث، شروعی برای برنامه‌ای جدی در راستای طرح‌های مطالعاتی جمعی در سراسر کشور، برای شناخت استعمار باشد. در آخر نیز عاجزانه از رهبری شهید خواستاریم که ما را نیز در زمره پیروان خود لحاظ کند؛ چه بسا در یوم‌الحسرة از شفاعت ایشان بهره‌مند باشیم. ان‌شاءالله.شما می‌توانید با مراجعه به این لینک، تمامی آثار رهبر شهید و همینطور تمامی آثاری که درباره رهبر شهید نگاشته شده، از زندگینامه تا شرح و تحلیل بیانات ایشان را مشاهده و با تخفیف از سایت پاتوق کتاب خریداری کنید. به قلم «مهران بوذری‌نژاد»
بهترین کتاب‌های نوجوان برای آشنایی با امام حسین
بهترین کتاب‌های نوجوان برای آشنایی با امام حسین
تا حالا به این فکر کرده‌اید که چقدر از شخصیت حقیقی امام حسین علیه‌السلام را می‌شناسیم؟ نکند او را تنها مردی در روزهای دور تاریخ بدانیم که از امروز ما جداست؟ وقتی تلاش کنیم رویکرد ایشان در امامت و قیام کربلا را بشناسیم؛ با کلاس درسی مواجه می‌شویم که حتی امروز و پس از چندین سال فاصله بینمان، برای ما الگوهای عملی زیادی دارد. اما سوال مهم این است که چطور می‌توان به این شناخت رسید؟   تیم کمکی آماده است! مطالعه کتاب‌هایی که با نگاهی عمیق درباره امام حسین علیه‌السلام و ابعاد مختلف قیام ایشان نوشته شده، کمک بزرگی به نوجوان‌هاست تا پاسخ بسیاری از سوال‌هایشان را پیدا کنند. ایام محرم تا اربعین فرصت مناسبی است تا با درس گرفتن از امام شهیدمان، به آموزه‌های دینی یک قدم نزدیک‌تر شویم. در این مقاله سراغ کتاب‌هایی که به شناخت بهتر نوجوان از امام حسین علیه‌السلام کمک می‌کنند رفته‌ایم.   7 کتاب خوب برای آشنایی نوجوانان با امام حسین و عاشورا 1- پدر، عشق، پسر واقعه‌های بزرگ را نمی‌توان شناخت مگر آنکه شخصیت‌های موثر در آن را درک کنیم. یکی از شهدایی که در ظهر عاشورا حضور پر رنگی داشتند، حضرت علی اکبر فرزند امام حسین علیه‌السلام هستند که شناخت نسبتا کمی از او داریم. «پدر، عشق، پسر» آمده تا از چند قدم نزدیک‌تر ایشان را معرفی کند. داستان کتاب به این شکل است که اسب حضرت علی اکبر، «عقاب» به محضر مادر ایشان آمده و از آنچه که در صحرای کربلا گذشته تعریف می‌کند. صحبت‌های عقاب در ده بخش کتاب که ده مجلس نام گذاری شده، تقسیم می‌شود. عقاب از کودکی و تولد حضرت علی اکبر تا لحظه شهادت ایشان را تعریف می‌کند. نزدیکی عقاب به ایشان باعث شده وجه‌های شخصیتی صاحبش را بتوانیم دقیق‌تر از قبل بشناسیم و درکمان از واقعه کربلا و انسان‌های بزرگی که در آن به شهادت رسیدند کامل‌تر شود. «پدر، عشق، پسر» به قلم سید مهدی شجاعی موفق شد دیپلم افتخار چهارمین جشنواره کودک و نوجوان کانون پرورش کودکان و نوجوانان را کسب کند. این کتاب با رویکرد متفاوت و تازه‌ای که دارد در لیست بهترین کتاب‌های نوجوان برای آشنایی با امام حسین است که از انتشارات نیستان چاپ و منتشر شده است.   2- رهنامه عاشورا واقعه کربلا در نگاه شما به کدام اتفاق تاریخی پیش از خودش متصل است؟ گاهی ما نیاز داریم نگاهمان به وقایع اسلام را کامل کنیم. برای پیدا کردن تفسیری بالغانه نیازمند جهت دهی انسان‌های پیشرو و عالمی چون شهید سید علی خامنه‌ای هستیم. کتاب «عاشورا» جلد دوازدهم از مجموعه چهل جلدی رهنامه است که از سخنرانی‌های مختلف ایشان جمع آوری شده. این کتاب در ده فصل به بررسی ظهر عاشورا و قیام امام حسین علیه‌السلام پرداخته‌. در فصل اول این کتاب، هجرت امام حسین در ادامه هجرت پیامبر تفسیر می‌شود و در قدم بعدی هدف قیام، شرایط جامعه سیاسی آن دوره و شهادت مورد بررسی قرار می‌گیرد. چیزی که کتاب «عاشورا» را به اثری خواندنی تبدیل می‌کند؛ فصل‌های پایانی کتاب است که سراغ اتفاقات بعد از ظهر عاشورا و امتداد آن در جامعه امروزی رفته. کتاب «عاشورا» قیام امام حسین را از یک تابلوی تاریخی روی دیوار خانه پایین می‌آورد و نشان می‌دهد چگونه حیات انسان امروزی به تفسیر و الگوبرداری از آن اتفاق عظیم وابسته است. «عاشورا» از مجموعه ره‌نامه در انتشارات انقلاب اسلامی به چاپ رسیده و در لیست بهترین کتاب‌های نوجوان برای آشنایی با امام حسین است.   3- سفر شهادت تا حالا به دنیای بدون عاشورا فکر کرده‌اید؟ دنیایی که در آن امام حسین هیچ وقت قیام نکرده باشند! به نظرتان تفاوت این دو دنیا با هم چیست؟ قطعا فراتر از پاک شدن مراسم‌های عزاداری صرف گریه است. قیام عاشورا چیزی به دنیا بخشیده که وظیفه داریم آن را خوب درک کنیم. مطالعه یکی از راه‌های کمکی ماست. می‌توان با کتاب «سفر شهادت» از امام موسی صدر شروع کرد. این کتاب سراغ ارزش افزوده‌ای رفته که قیام و شهادت امام حسین علیه‌السلام آن را به دنیای انسان‌ها بخشیده. «سفر شهادت» کمک می‌کند مفهوم ایثار را دقیق‌تر از قبل در نقشه کربلا پیدا کنیم. با درک این موضوع متوجه می‌شویم کربلا شروعی برای شکل گیری جوامع اسلامی که یکی از اهداف قیام امام حسین علیه‌السلام است، بوده. با فصل‌های مختلف این کتاب کم‌کم عاشورا برایمان از یک حادثه تاریخی تکراری که همیشه شنیده‌ایم خارج می‌شود و ابعاد سیاسی و اجتماعی آن که تا امروز روی ما موثر است را درک می‌کنیم. «سفر شهادت» از نشر امام موسی صدر منتشر شده و جزو بهترین کتاب‌هایی است که نوجوان‌‌ها برای آشنایی با مکتب امام حسین می‌توان مطالعه کنند‌.   4- مقتل حسینی نوجوان در ظهر دهم عاشورای سال 61 هجری دقیقا چه اتفاقی افتاد؟ کمی برویم عقب‌تر. چه شد که امام حسین علیه‌السلام و یارانشان راهی صحرای کربلا شدند؟ اگر دعوتنامه‌ای در میان بود، چرا کوفیان جای استقبال به جنگ با امامشان رفتند؟ باز هم بیاییم عقب‌تر، اوضاع سیاسی و اجتماعی در زمان به امامت رسیدن امام حسین علیه‌السلام چگونه بود؟ کتاب «مقتل حسینی نوجوان» به این سوال‌ها و کلی سوال مختلف دیگر درباره امام حسین علیه‌السلام، از کودکی تا شهادت ایشان پاسخ می‌دهد. روایت داستان‌گونه این کتاب از زندگی امام حسین کمکمان می‌کند به فضایی که در زمان حکومت ایشان در جامعه جریان داشته بیشتر پی ببریم. آن وقت است که پازل کربلا در ذهنمان کامل می‌شود. «مقتل حسینی نوجوان» کتابی است که در آن می‌توانید از روزهای تولد امام حسین تا قصه تک تک یاران با وفای ایشان را بشناسید. در قدم بعدی، با یزید و چگونگی حکومت او بر جامعه اسلامی آشنا می‌شویم. قسمت مهمی از ماجرای کربلا که مشخص می‌کند لزوم قیام امام حسین علیه‌السلام دقیقا چه بوده و ادامه رویکرد یزید، بدون مخالفت امام می‌توانست چه مشکلی ایجاد کند. «مقتل حسینی نوجوان» به قلم علی شعیبی از انتشارات معارف چاپ شده است.   5- برادر من تویی ماجرای صحرای کربلا، گره خورده به آب و عطش بچه‌های خیمه. هر وقت به بچه‌های تشنه در کربلا فکر می‌کنیم تصویر عمو عباس قهرمان، سریع وارد ذهنمان می‌شود. اما عمو عباس قهرمان را فقط در همین حد می‌شناسیم؟ او چطور به چنین مرد کم نظیری تبدیل شد که در غیرت، زور بازو و معرفت نسبت به امامش همتا نداشت؟ بین آرشیو محتوای فکرتان خوب بگردید. جز روز عاشورا و رشادت‌های ایشان، چند موقعیت دیگر از او سراغ دارید؟ کتاب «برادر من تویی» قرار است تصویر کامل‌تری از حضرت عباس (ع) به شما بدهد. ماجرای کتاب از جنگی شروع می‌شود که غبار میدان نبرد در هوا پخش است. پسر نوجوانی روی اسب نشسته و پهلوان‌های سپاه دشمن را یکی پس از دیگری از پا درمی‌آورد. زمزمه‌ها می‌گویند شبیه این نبرد را قبلا از علی بن ابی‌طالب و در جنگ بدر دیده‌اند. حسن و حسین کنار پدر ایستاده‌اند و سپاه دشمن سردرگم و داغدار غرور خرد شده جنگجویانش به میدان خیره است.  کسی نام پهلوان جوان را نمی‌داند اما اسم عباس، آرام آرام روی زبان‌ها می‌افتد. حالا وقتش شده همه بدانند ام البنین، چه پسری بزرگ کرده. «برادر من تویی» از انتشارات کتابستان معرفت به قلم داوود امیریان نوشته و منتشر شده است.   6- حماسه حسینی اگر می‌خواهید نگاهتان به واقعه عاشورا عمیق‌تر از تعریفات معمول شود؛ «حماسه حسینی» کتابی است که به خوبی کمکتان می‌کند. جلد اول این کتاب از سخنرانی‌های استاد فلسفه و کلام اسلامی، شهید مرتضی مطهری استخراج شده که پس از شهادت ایشان تدوین و به چاپ رسیده. جلد دوم هم از یادداشت‌های ایشان تجمیع شده. «حماسه حسینی» جزو نامدارترین کتاب‌هایی است که درباره واقعه عاشورا منتشر شده. در این کتاب فقط با یک مرور معمولی تاریخی مواجه نیستیم. بلکه شهید مطهری با نگاهی نو به این واقعه، بیان می‌کنند هدف امام حسین علیه‌السلام از قیام چه بود، کدام بخش نقل قول‌ها از کربلا تحریف تاریخی است و جایگاه امر به معروف در کربلا کجا بوده. این کتاب اثری است که با کمک آن می‌توان شخصیت سیاسی، دینی و اجتماعی امام حسین علیه‌السلام را دقیق‌ و فراتر از شنیده‌های همیشگی شناخت. «حماسه حسینی» از انتشارات صدرا فرصتی برای بازنگری دیدگاهمان نسبت به واقعه کربلا است که به واژه حماسه مفهوم تازه‌ای می‌بخشد.   7- کاشوب محرم در تصورات شما چه شکلی است؟ به خاطرات کودکی و اولین مواجه‌ای که با آن داشتید فکر کنید. پارچه‌های سیاه روی دیوار خانه و خیابان‌ها، صدای نوحه و رد دست‌هایتان که محکم‌تر از شب‌های قبل به سینه زده‌اید با عطر حلوا و گلاب. شاید هم صدای سنج و طبل از پنجره خاطرات کودکی‌تان شنیده شود.  حالا تعریفتان چقدر با آن مواجه‌های اول شباهت دارد؟ درکتان از روضه امام حسین علیه‌السلام چقدر فرق کرده؟ کتاب «کاشوب» سراغ آدم‌هایی با تفاوت‌های زیاد رفته. آدم‌هایی از ایران و خارج از کشور با سن و تحصیلات مختلف که همگی در یک چیز اشتراک دارند. خاطرات و دیدگاه آن‌ها‌‌ به عاشورا با وجود همه تفاوت‌ها، همه‌شان را به امام حسین علیه‌السلام وصل می‌کند.  «کاشوب: بیست و سه روایت از روضه هایی که زندگی می کنیم» مجموعه بیست و سه تجربه و زندگی مختلف در روضه است که به قلم سید احمد بطحایی و از انتشارات اطراف منتشر شده است. «کاشوب» فرصتی است که نگاهی دوباره به عمق درک خودمان از روضه‌های امام حسین علیه‌السلام کنیم. شاید در تجربه دیگران، چیزهای جدیدی برای ما پیدا شود که آن‌ها را داشته اما بی‌توجه بوده‌‌ایم.   حساب این آشنایی جداست! ما انسان‌ها وقتی کسی را دوست داریم تلاش می‌کنیم او را خوب بشناسیم. با عینک او دنیا را نگاه کنیم و خوب و بد کارها را از نظر او ارزیابی کنیم. حالا باید ببینیم در عمل چقدر توانسته‌ایم خودمان را به امام حسین علیه‌السلام شبیه کنیم؟  شما بگویید؛ برای مواجه عمیق‌تر با امام، کدام کتاب را انتخاب می‌کنید؟ شما می توانید کتابهای معرفی شده در این مقاله را با تخفیف از سایت پاتوق کتاب تهیه کنید.  
پاتوق کتاب؛ خرید اینترنتی کتاب

پاتوق کتاب؛ خرید اینترنتی کتاب

حتما این جمله را شنیده‌اید که کتاب غذای روح است. هیچ‌کس منکر این واقعیت نیست که انسان‌ها با خواندن کتاب می‌توانند در جهت رشد و تعالی روح خود قدم بردارند. بنابراین انسان‌های امروزی که در دوران بمب اطلاعاتی و جهش علمی زندگی می‌کنند، باید به طور پیوسته به مطالعه‌ی کتاب بپردازند و دانسته‌های خود را بروز کنند؛ زیرا تنها با توسل به اطلاعات و داده‌های اینترنت نمی توان اطلاعات خود را افزایش داد. پس کتاب، به عنوان منبع علمی بسیار مهم که از دیرباز مورد توجه اهالی علم بود است،‌ باید به جزئی جداناپذیر در زندگی ما تبدیل شود. نکته‌ی دیگر این است که امروزه اکثر خرید‌ها به صورت اینترنتی اتفاق می‌افتد. کتاب از این موضوع استثناء نیست و در حال حاضر فروشگاه‌های اینترنتی کتاب فراوانی موجود هستند که می‌توان از آن‌ها خرید کرد.
پاتوق کتاب یکی از سایت‌های فروش اینترنتی کتاب است که مجموعه‌ی کتاب هایی با موضوعات متنوع ارائه می‌کند. در ادامه درمورد ویژگی‌های این فروشگاه اینترنتی بیشتر توضیح خواهیم داد.
پاتوق کتاب، فروشگاه آنلاین کتاب در تمامی حوزه‌ها و زمینه‌ها است و گزینه‌ی مناسبی برای تمامی اقشار جامعه به حساب می‌آید. خانواده ها، جوانان و نوجوانان و کودکان و سایر افراد می‌توانند با سفارش در سایت پاتوق کتاب، در کوتاه‌ترین زمان، کتب مورد نظر خود را تهیه کنند.ارسال سریع یکی از اهداف همیشگی ما بوده است. این سایت، انواع کتاب‌ها را از جمله کودک و نوجوان، عمومی و ... را در دسته‌بندی‌های مجزایی مشخص و جدا کرده است تا مخاطب بتواند به سریع‌ترین حالت ممکن کتاب خود را پیدا کند. پاتوق کتاب، با در نظر گرفتن گروه‌های مختلف و موضوعات متنوع کتاب ها، به عنوان مرجع جامع فروش کتاب محسوب می‌شود. بنابراین، تمامی افراد با ورود به این سایت، می‌توانند با موفقیت خرید کتاب خود را انجام دهند.
ویژگی بارز این فروشگاه نسبت به سایر فروشگاه ها، بررسی کامل و دقیق تمامی کتاب‌های موجود در این سایت، می‌باشد. به این صورت که اطلاعات داده شده، به مشتریان این امکان را می‌دهد تا اطلاعات جامعی نسبت به محصولات و کتاب‌ها پیدا کنند و بتوانند با آگاهی کامل به خرید بپردازند. ویژگی‌های هر کتاب در ذیل آن توضیح داده شده است و نظرات سایر افراد درباره‌ی کتاب مورد نظر، موجود است و مشتریان می‌توانند به مطالعه‌ی توضیحات بپردازند. مشتریان محترم می‌توانند با تماس تلفنی یا سفارش مستقیم در سایت، کتاب‌های مورد نظر خود را تهیه کنند. در راستای خرید کتاب نیز امکان دریافت مشاوره‌‌ی رایگان از طریق تماس تلفنی یا چت آنلاین وجود دارد و مشتریان می توانند سؤالات خود را مطرح کنند تا در نهایت انتخاب درستی انجام دهند. در همین راستا، یکی از ویژگی‌های مثبت این فروشگاه، ارسال سریع کتاب‌های مورد نظر است. همچنین می‌توانند با دنبال کردن پاتوق کتاب در اینستاگرام، از آخرین اخبار، مسابقات، تخفیف‌ها و رویدادهای مربوط به فروشگاه مطلع شوند.

نحوه ارسال کتاب توسط پاتوق کتاب

انتخاب شعبه، با انتخاب نزدیک ترین شعبه به خود می توانید سفارشات را در کمترین زمان دریافت کنیدو همچنین این امکان هست تا با تغییر شعبه موجودی دیگر شعب را هم مشاهده کنید. این موضوع از آن جهت مهم است که شاید برخی از عناوین در شعبه انتخابی موجود نباشد ولی با تغییر شعبه، می‌توانید کتاب مدنظرتان را در شعبه دیگری پیدا کنید.                                                                                                                   

ارسال سفارشات پستی با توجه به روز های تعطیل و 3 تا 5 روز کاری 

۷ روز ضمانت بازگشت وجه ۷ روز ضمانت بازگشت وجه
ضمانت اصالت کالا ضمانت اصالت کالا
۷ روز هفته ۲۴ ساعته ۷ روز هفته ۲۴ ساعته
امکان پرداخت در محل امکان پرداخت در محل
امکان تحویل در محل امکان تحویل در محل
طراحی فروشگاه اینترنتی توسط آلماتک