بهترین کتابهای طنز نوجوان
برای تابستان چقدر برنامه ریزی کردهاید؟
از کلاس زبان و ورزش گرفته تا چرتکه و نقاشی ممکن است در لیست کارهایتان باشد اما یک سوال مهم وجود دارد. آیا برای خندیدنتان هم برنامه ریزی کردهاید؟
خیلی مهم است که تابستان را با لبخند و حال خوب بگذرانید. به همین دلیل ما اینجا لیستی از کتابهای طنز برای نوجوان را آماده کردهایم تا بدون دردسر سراغ خندیدن و مطالعه بروید.
کتاب، منشا ویروس خنده
شما هم احساس میکنید در موبایلتان به اندازه کافی عکس خوب از خودتان ندارید؟ لازمه داشتن یک عکس خوب، لبخند زیباست که قرار است اینجا برایتان تامینش میکنیم. فقط اول لنز دوربین موبایل را حسابی تمیز کنید. بعد یکی از کتابهایی که معرفی میکنیم را برداشته و به محض خواندن اولین صفحات و لبخند زدن؛ چیک!
یک سلفی کم نظیر از خودتان بگیرید. فقط مراقب پر شدن حافظه موبایلتان باشید که با این کتابها قرار است هزار و یک بار بخندید!
معرفی 13 کتاب طنز مناسب نوجوان ها
1- آمبولانس شتری
اوضاع خیلی خراب است. از هر طرف ترکش و خمپاره میخورد کنار پایتان. عرق کردهاید و گوشهایتان در اثر صداهای مهیب انفجار به وز وز افتاده. با کلی زحمت چندتا مجروح خودی را جمع کرده و تا کنار آمبولانس رساندهاید. معلوم نیست خمپاره بعدی به فرق سرتان بخورد یا به نخل قد بلند کنار دستتان.
راننده آمبولانس ولی ماشین را روشن نمیکند. خونسرد نشسته پشت فرمان و میگوید: «حاجی گفته تا ماشین پر نشده، حرکت نکنیم!»
کتاب «آمبولانس شتری» یک مجموعه داستان ایرانی و بانمک است که سراغ داستانهای کوتاه از روزهای دفاع مقدس رفته و آنها را باب میل نوجوان امروز نوشته.
این کتاب و رزمندههایش آن قدر پر انرژی و پر سر و صدا هستند که خودشان را رساندند به اول لیست معرفی تا به عنوان یک کتاب حال خوب کن خودشان را نشان بدهند.
«آمبولانس شتری» را به باحوصلهها و بیحوصلههای مجلس توصیه میکنیم!
این طوری که بیست داستان کوتاه و خوشمزه جلویتان است. اگر حال داشتید همه کتاب را بخوانید و اگر عشقتان نکشید، یک داستان از وسط کتاب بزنید به بدن تا طنز خونتان افت نکند. «آمبولانس شتری» به قلم اکبر صحرایی نوشته و از انتشارات سوره مهر چاپ و منتشر شده است.
2- ماجراهای من و بقیه
تا حالا از مامان و بابا شنیدهاید که بگویند: «انقدر آتیش نسوزون بچه؟!»
ما اینجا یک کتاب آتشین داریم! یک آپارتمان با کلی بچه خوشبخت که کنار هم تا میتوانند آتش میسوزانند و کیف زندگی را میبرند!
این کوچولوهای خوشبخت اولش خیال میکنند فقط خودشان هستند که بقیه را اذیت میکنند و نخودی میخندند ولی اوضاع از وقتی خطری شده که سر و کله یک موجود ناشناخته پیدا شده.
حالا آپارتمان یک پارچه در آتش رفته و اتفاقات عجیب و غریبی در آن میافتد که کسی برایشان توضیحی ندارد. کتابهای آبجی بزرگه را چیزی که معلوم نیست چی هست میجود و پاره پاره توی خانه رها میکند. چندتا از بچهها میگویند کار، کار جن حمام است اما کی جرئت دارد به واقعی بودن چنین چیزی فکر کند؟!
مجموعه کتاب هفت جلدی «ماجراهای من و بقیه» از آن کتابهای دنباله دار و خنده دار است که در هر جلدش سراغ ماجراهای جدیدی از ساکنین این آپارتمان پراتفاق میرود.
تا امروز هفت جلد از مجموعه «ماجراهای من و بقیه» به قلم بنفشه رسولیان را انتشارات مهرستان چاپ و منتشر شده است.
3- مرغداری در میدان جنگ
خیال کنید جنگ شده. کلی راه را از شهر خودتان کوبیده و رفتهاید تا لب مرز که در جنگ شرکت کنید. خودتان برای شجاع بودن و مقابله با شرایط سخت جنگی اماده کردهاید. توی ذهنتان دست کم یک کلاشینکف خوش دست یا یک تانک بدون رنگ و پولیش گرفتهاید که بعدها خاطراتش را برای بچههایتان تعریف کنید.
اما دست آخر چهار پنج تا قاطر بیاورند و بگویند: «قربون دستت، با این چندتا قاطر یه مقدار مهمات جا به جا کن واسمون!»
همین لحظه است که رفیقتان با تانک غول پیکرش گاز میدهد. شما فقط باید کتاب «مرغداری در میدان جنگ» را ورق بزنید و عاقبت این میدان جنگ را از آن جا بخوانید.
کتاب «مرغداری در میدان جنگ» برگرفته از خاطرات طنز رزمندگان لشکر 17 علی ابن ابیطالب است که در دفاع مقدس هشت ساله حضور داشتند. این کتاب، داستانهای کوتاه و طنزش، ماجرای روزهای جنگ را بین چند رفیق صمیمی و خوش خنده روایت میکند.
«مرغداری در میدان جنگ» به قلم سید سعید هاشمی از انتشارات جمکران چاپ و منتشر شده است.
4- در روزگاری که هنوز پنجشنبه و جمعه اختراع نشده بود!
اگر در یک هایپر مارکت همواره تخفیف، شیری از جنگل با رفتار محترمانه پیدا شد که سوالات عجیبی داشت؛ لطفا به درستی همراهیاش کنید.
یک کاره نگویید برای خرید شیر پاکتی آمدهاید. میدانید چقدر میترسد که شیرها را توی پاکت زندانی کردهاند؟ اگر یک نفر دیگر توی خیابان به او بگوید از شیر، آب خنک بخور و نفر بعدی بگوید بچه شیراز است و...
خب یال و کوپال شیر بیچاره را که بر باد میدهید!
به «در روزگاری که هنوز پنجشنبه و جمعه اختراع نشده بود!» یک کتاب معمولی نگویید. بگویید باغ وحش حیوانات سخنگو و هزار قصه! اگر میخواهید بدانید در مطب روباهی که مریضش یک کلاغ با ورم پنیری بود، چه خبر شده یا چطور یک خرگوش سفید با شیری گرسنه سر یک میز از تمدن انسانی بحث کردند، این کتاب را بخوانید تا لذت بردن از قصههای رنگی و شیرین را تجربه کنید.
«در روزگاری که هنوز پنجشنبه و جمعه اختراع نشده بود!» مجموعه داستانهای کوتاه و طنز از فرهاد حسن زاده است که انتشارات چرخ و فلک آن را چاپ و منتشر کرده است.
5- غول خمره
درست است که الان تابستان است و شبانه روز در موبایلمان چرخ میزنیم و عشق میکنیم ولی بالاخره یک روز که دور نیست، قرار است به لحظه شیرین امتحانات برسیم! دقیقا دارم با شما از حس بیچارگی شب امتحان میگویم. آن هم امتحان ریاضی. خصوصا وقتی درس ریاضی به معادلات چند مجهولی و سوالات ماشین حسابی رسیده و مغزتان حسابی دود پس داده باشد.
واقعا چه میشد اگر غول چراغ جادو داشتیم؟ یک غول کار بلد و مهربان که دستمان را میگرفت و میگفت: «ارباب عزیزم! تاج سرم! تو فقط توی اینستا بچرخ و لذت ببر! سوالای امتحان ریاضی با من!»
کتاب «غول خمره» ماجرا یک غول عجیب غریب است یکهویی سر از زندگی پسر دانش اموزی دراورده. پسری که مثل ما نگران بیچارگی شب امتحان و آبروی خودش پیش خانواده است!
«غول خمره» مثل همه غولهایی که توی قصهها پیدا میشوند، بلد است آرزوها را برآورده کند و کارهای سخت را با یک بشکن و فوت انجام بدهد. فقط مشکلش این است که کمی خنگول است! همین خنگی هم کار دست خودش و صاحبش داده!
«غول خمره» به قلم حمید بابایی، داستان طنزی است که در انتشارات بهنشر و برای نوجوانهای ایرانی چاپ شده.
6- بچهای که نمیخواست آدم باشد
اگر شما هم همیشه دنبال قصههای تازه میگردید که حسابی از خواندن آن کیف کنید؛ ما این جا کتابی داریم که قصهاش چند صد سال است روی زبانهاست اما تکراری نشده و هنوز هم دل آدم را میبرد. بدون شک میتوانیم این داستان را در لیست بهترین داستانهای واقعی دنیا قرار بدهیم.
این قصه را قرار است حالا از زبان یک راوی متفاوت بشنویم. از یک بچه نا آدم که به انسان نبودن خودش حسابی هم افتخار میکند.
این بچه نا آدم وارد سفر بزرگی شده که او را جزو خوش شانسترین موجودات (دقت کنید؛ نمیگویم انسان) کره زمین ثبت میکند.
اما این خوش شانسی به سادگی نصیب او نشده و شرح مفصلی دارد.
کتاب «بچهای که نمیخواست آدم باشد» داستان مواجه چند کودک با واقعه غدیر است که با زبان طنز نوشته زهرا موسوی است و از انتشارات مهرستان چاپ و منتشر شده است.
7- من جوکم!
به اندازه کافی سریال زامبیها را دیدهاید؟ بلدید وقتی به پست یک یا چند زامبی خوردید، چگونه فرار کنید؟
شاید اگر روی ویلچر باشید و توانایی راه رفتن نداشته باشید، کارتان کمی سختتر هم بشود. ولی همین سختیهاست که قصه زندگی آدم را خواندنی میکند.
حالا در این کتاب جیمی یک پسر ویلچر سوار است که تازه محل زندگیاش تغییر کرده. مدرسه جدیدش پر از زامبیهای مردم آزار است که باید مراقبشان باشد و از دستشان فرار کند. در همین شرایط قمر در عقربی بود که خبر برگزاری یک مسابقه خاص به گوش جیمی رسید. مسابقهای که بتواند اوضاع زندگی جیمی را زیر و رو کند.
حالا جیمی با ویلچرش روی یک سکوی بزرگ میرود. به صورتهای پوکر نگاه میکند و تلاش میکند زامبیهای مجلس را بخنداند تا بازی را به نفع خودش تغییر دهد.
«من جوکم» اولین جلد از مجموعه چند جلدی جوکهاست. این مجموعه پنج جلدی را جیمز پترسون نوشته و بیتا ابراهیمی در انتشارات پرتقال ترجمهاش کرده.
«من جوکم» با شخصیت اصلی کمدینش که روی ویلچر نشسته، یک معجون خوش طعم از خنده و امید را به ما هدیه میدهد.
8- خاطرات خونآشام عاشق
نامزدتان را سر یک آب انار مفتی از دست ندادهاید که غم دل خونآشام جماعت را بفهمید! ما که نیش پشهای نداریم چطور میتوانیم درد نیشی که برای انتقام تیز شده را بفهمیم؟!
همه چیز از آن آبمیوه فروشی و صاحب کچلش شروع شد. چشم نداشت ببیند جیگوری و میگوری که فرهاد و شیرین دنیای پشهها هستند، آمدهاند در قرار عاشقانهشان دو قطره آب انار سرخ بخورند. درست توی اوج این قصه عشقی، مرد کچل چنان ضربهای به جیگوری خانم زد که غزل خداحافظی در مغازه پخش شد! یک جنازه خونی و مرد پشهای که چشمهایش اشکی و غرورش خدشهدار شده کف مغازه افتاده بودند.
حالا دفتر خاطرات این همسر که یک خون آشام عاشق شده دست ما افتاده. پشه خان، قصه هیجانی زندگیاش را برای فرهاد حسن زاده تعریف کرده تا یک ماجرای عشقی برای همیشه در تاریخ ماندگار شود. او که راه افتاده برای گرفتن انتقام، با صد و یک مانع بزرگ و کوچک مواجه شده.
کتاب «خاطرات خونآشام عاشق» از آن کتابهای جمع و جور و خنده دار است که اصلا آدم نمیفهمد کی شروع و تمامش کرد.
«خاطرات خونآشام عاشق» از انتشارات چرخ و فلک راهی بازار کتاب شده.
9- مدرسه جاسوسی
شما فکر میکنید مدرسه رفتن فقط برای خواب راحت صبحگاهی و فوتبال زدن در عصرها خطر ساز است؟!
تا حالا شده بروید مدرسه جاسوسی و یک مرد سیاه پوش با هفت تیر و کلاهی که نصف صورتش را پوشانده، شب و روز تعقیبتان کند؟
اصلا خبر دارید به جز مدرسه غیر دولتی، نمونه دولتی و تیزهوشان، یک مدل مدرسه دیگر هم هست؟ نگویید نمیدانید که از دنیا عقب ماندهاید! هرچند کمتر کسی شانس ورود به آن یا حتی بقا در چنین مدرسهای را پیدا میکند.
در کتاب مدرسه جاسوسی، شخصیت اصلی به اجبار برای درس خواندن وارد چنین مدرسهای شده. حالا اما کار بیخ پیدا کرده. او باید شبیه یک پلیس باسابقه با کلی پرونده و سوال دست و پنجه نرم کند.
«مدرسه جاسوسی» خوراک خوبی برای آن دسته از نوجوانهاست که عاشق داستانهای پلیسی و معمایی هستند. خبر خوب دوم این است که ماجرا همین جا تمام نمیشود!
«مدرسه جاسوسی» یک مجموعه چند جلدی است که توی همه جلدها تب داستان حسابی بالاست!
این مجموعه را استوارت گیبز نوشته و انتشارات پرتقال با ترجمه مریم رفیعی آن را منتشر کرده است.
10- دوتا خفن
روز اول آشنایی با دوست صمیمیتان را یادتان هست؟
یک فرضیه وجود دارد که میگوید دوستیهای صمیمی اولش با دعوا، خصومتهای خیلی شخصی، تیکههای سنگین و تشنگی به خون طرف مقابل شروع میشود!
ما اینجا یک کتاب چسبنده داریم. از آنهایی که خدا نکند شروع کنید که اگر کردید باید چهار جلدش را پشت هم و با ولع بخوانید.
دوتا بچه خفن، قصههای این کتاب را میسازند که طبق همان فرضیه با هم حسابی مشکل دارند. مایلز مورفی که تازه وارد شهر جدید و حوصله سر بری شده، با یک رقیب رو به رو است که انگار در خفن بودن از روی دست او بلند شده. این احساس خطر و خدشه دار شدن غرور یک پسر خفن را نباید دست کم گرفت! چرا که باید به خودش و همه ثابت کند کله گندهتر از خودش، خودش است! کم کم اما شرایط تغییر کرده و او بدون همدست نمیتواند از پس یک حقه خیلی بزرگ و کم نظیر بربیاید.
این مجموعه چهار جلدی به ترتیب «دوتا خفن»، «دوتا خفن، خفنتر میشوند»، «دوتا خفن تابستان خود را چگونه گذراندند؟» و «آخرین خنده دوتا خفن» هستند که جوایز زیادی را به اسم خود زدهاند.
«دوتا خفن» نوشته مک بارنت است که ترجمه فارسی آن از انتشارات پرتقال منتشر شده است.
11- انگشت جادویی
تا حالا شده نتوانید خودتان را کنترل کنید؟ منظورم فقط یک جیغ زدن ساده موقع عصبانیت یا پرت کردن گلوله جورابتان سمت برادر کوچولویتان نیست. بحث درباره ناتوانی در کنترل کردن قدرت جادویی است که میتواند آدمها را به سوسک، کفتر یا ملاقه تبدیل کند.
حالا فکر کنید این قدرت افتاده باشد دست یک دختر هشت ساله که اصلا نمیداند چطور باید از پس این جادو برآمد. اگر شما یک بزغاله، خرس یا گرگ در جنگل اطراف خانه او باشید حتما هر روز صبح استرس دارید که مبادا دست از پا خطا کنید. چرا که اولین اشتباه میتواند آخرینش باشد و فردا صبح که بیدار شدید، چیز دیگری باشید.
حالا کتاب «انگشت جادویی» ماجرای قطار مشکلات ناگهانی است که معلوم نیست چطور باید حلشان کرد یا بدتر از آن، چطور باید جلوی جادو شدن بیشتر را گرفت.
نویسنده این کتاب رولد دال است که قبلا با کتاب «چارلی و کارخانه شکلات سازی» یک بار قلب همه فانتزی دوستهای دنیا را تسخیر کرده؛ حالا با داستان «انگشت جادویی» که یک کتاب جمع و جور خیالی است آمده تا یک قابلمه خنده را خوراک یک روزتان کند.
این کتاب با ترجمه محبوبه نجف خانی از انتشارات افق منتشر شده است.
12- اکبر کاراته
یکی از روزهایی که با دوستان و همکلاسیهای مدرسه رفته بودید اردو را در ذهنتان بیاورید. صادقانه بگویید! چندتا آتش ریز و درشت سوزاندید؟
حالا حساب کنید با همین جمع، بروید یک اردوی دست کم سه ماهه! چند جلد کتاب طنز از خاطرات این سفر درمیآید؟
مجموعه چند جلدی «اکبر کاراته» درباره چند نوجوان است که با کلی اشک و سوز و آه توانستهاند راهی جبهه شوند و کنار آدم بزرگها بجنگند. این همنشینی با بزرگترها ولی نتوانسته چیزی از شیطنت آنها کم کند. حالا یک جبهه است و یک گروه نوجوان کاراته باز که به تنهایی مرز قوانین را جا به جا کردهاند.
مجموعه داستان کوتاه ده جلدی «اکبر کاراته» به قلم محسن صالحی حاجی آبادی از موسسه فرهنگی مطاف عشق منتشر شده است.
13- ماموریت در گیم نت
تا حالا خرتان، خر عزیزتان به خاطر درآمد خانوادگی آواره شده است؟ آن هم خر با استعدادی که به زودی قرار است سلبریتی شود و کلی لایک از کف اینستا و فضای مجازی برایتان جمع کند. میدانم ممکن است خر نداشته باشید و هیچ وقت هم خیال داشتنش به سرتان نزد. ولی این دلیل نمیشود سرنوشت خری به اسم پوپک و صاحب دل نگرانش، سعید برایتان کم اهمیت باشد چرا که همه شما یک وجه اشتراک بزرگ با آنها دارید.
ماجرا از وقتی شروع شد که طویله شخصی پوپک خانم را گرفتند که اجاره بدهند به یک آقا دکتر شیک و پیک تا لبنیات بفروشد. این آواره را نباید دست کم بگیرید چون شروع یک انفجار بزرگ است.
خصوصا وقتی بفهمید سعید و پوپک خانم با کمک هم و موبایلشان چه درآمدی بهم زدهاند تا مغازه را پس بگیرند، دود از سرتان بلند میشود. «ماموریت در گیم نت» یک داستان طنز و امروزی است که شخصیتهایش حسابی با ماجرای تولید محتوا در فضای مجازی درگیر هستند.
«ماموریت در گیم نت» به قلم محمدحسین صادقی از انتشارات میخ منتشر شده است.
هرکی بیشتر بخنده، برنده است!
به لیست کتابها نگاه کنید. ماجرای کدامشان برایتان جذابتر است؟ از همان شروع کنید. فقط قبل از شروع؛ لپهایتان را از حالت انقباض خارج کنید و اصلا به خودتان سخت نگیرید. با خیال راحت بخندید که دنیا دو روز بیشتر نیست!
شما می توانید کتابهای معرفی شده در این مقاله را با تخفیف از سایت پاتوق کتاب تهیه کنید.
به قلم «رقیه پورحنیفه»
۷ روز ضمانت بازگشت وجه
ضمانت اصالت کالا
۷ روز هفته ۲۴ ساعته
امکان پرداخت در محل
امکان تحویل در محل
ثبت دیدگاه
دیدگاه کاربران