چگونه کتاب مناسب خود را پیدا کنیم؟
اگر به این نتیجه رسیدهاید که مطالعه بخشی از زندگی شماست، حالا وقت آن است که قدم مهم بعدی را بردارید که به تعهد و پایبندی شما برای ادامهی مطالعه کمک میکند؛ «پیدا کردن کتاب مناسب خودتان.»
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که کتاب مشهوری را شروع کردهاید، اما پس از چند فصل آن را کنار گذاشتهاید چون احساس بیعلاقگی نسبت به موضوع کتاب کلافهتان کرده.
شاید این فکر آزارتان داده باشد که «چرا من کتابی با این شهرت و اعتبار را نمیتوانم مطالعه کنم.» اما مشکل از کتابخوان نبودن شما نیست؛ بلکه کتابی که انتخاب کردهاید، با سلیقه، نیاز، هدف، یا حتی شرایط روحی شما تناسب نداشته است.
در میان انبوه کتابهایی که هر روز منتشر میشوند و توصیههایی که از دوستان، شبکههای اجتماعی و فهرستهای پرفروش دریافت میکنیم، انتخاب کتاب مناسب میتواند کار دشواری باشد. هر کتاب مشهوری الزاماً برای همه مناسب نیست و هر کتابی که دیگران از خواندنش لذت بردهاند، قرار نیست تجربهای مشابه برای شما رقم بزند. جهت ساختن یک رابطهی پایدار با مطالعه، لازم است بدانیم چگونه کتابی مناسب خودمان انتخاب کنیم.
در این مقاله تلاش کردهایم مهمترین معیارهای انتخاب کتاب مناسب را بیان کنیم.
تفاوت کتاب مناسب با کتاب خوب
«کتاب خوب» و «کتاب مناسب» الزاماً مفهومی یکسان ندارند. یک کتاب ممکن است از نظر ادبی، علمی یا محتوایی اثری ارزشمند و تحسینشده باشد، اما این موضوع به معنای مناسب بودن آن برای هر خواننده نیست.
برای مثال، رمان کلاسیک عاشقانه و مشهوری همچون «غرور و تعصب» از نظر ادبی و محتوا بسیار برجسته است. اما برای خوانندهای که تازه شروع به خواندن کرده یا خوانندهای که به داستانهای کوتاه علاقه دارد مناسب نیست. خوانندهی علاقهمند به داستانهای فانتزی مدرن با خواندن آثار کلاسیک احساس کلافگی خواهد داشت.
این نکته را مد نظر داشته باشید، این بدین معنا نیست که کسی نمیتواند هر دوی این موضوعات را بخواند. اما در برههای از زمان، سلیقه و نیاز هر فرد متفاوت است. ممکن است مدتی بعد این سلیقه تغییر کند.
کتاب مناسب، اثری است که با علاقه، نیاز، سطح مطالعه، هدف و شرایط فعلی خواننده هماهنگ باشد. به همین دلیل، ممکن است کتابی که برای یک فرد بسیار جذاب است، برای فرد دیگری خستهکننده باشد. شناخت این تفاوت کمک میکند در انتخاب کتاب کمتر تحت تأثیر شهرت و نظر دیگران قرار بگیریم و بیشتر به نیازها و علایق خودمان توجه کنیم.
عوامل موثر در انتخاب کتاب مناسب
- شناخت سلیقه شخصی
اولین قدم برای انتخاب کتاب مناسب، شناخت سلیقه شخصی است.
هر خوانندهای به موضوعات، سبکهای روایی، و ژانرهای خاصی علاقه دارد. ممکن است فردی از خواندن رمانهای روانشناختی لذت ببرد، و فرد دیگری به آثار کلاسیک علاقهمند باشد.
برای شناخت سلیقهمان میتوانیم به کتابهایی که قبلاً خواندهایم فکر کنیم، که چه کتابهایی ما را جذب کرده. حتی حجم کتاب را در این مورد مد نظر داشته باشید. اگر تاکنون کتابهای زیادی نخواندهاید، میتوانید از فیلم و سریالهایی که دیدهاید موضوعات مورد علاقه خود را تشخیص بدهید. طبیعتا اگر بینندهی فیلمهای جنایی هستید، از خواندن داستانهای جنایی نیز لذت خواهید برد.
برای شناخت سلیقه شخصی میتوان از شخصیتشناسی نیز کمک گرفت. میتوانید تستهای مختلف شخصیتشناسی مانند MBTI را انجام بدهید، و با توجه به نتیجهی بهدست آمده کتاب مناسبتان را انتخاب کنید.
خوانندهای با شخصیت منطقی و تحلیلگر از خواندن کتابهای علمی، تاریخی یا فلسفی لذت میبرد. کتابهایی مانند «دنیای سوفی» یوستین گوردر، «تاریخ تمدن» ویل دورانت، «غرب زدگی» جلال آل احمد.
افراد خیالپرداز و احساساتی رمانهای عاشقانه یا فانتزی را بیشتر دوست دارند؛ مثلا «آلیس در سرزمین عجایب» از لوئیس کارول یا «مزرعه حیوانات» جورج اورول. ژانر عاشقانه مانند «بلندیهای بادگیر» از امیلی برونته و «جین ایر» از شارلوت برونته.
افراد واقعگرا ترجیح مطالعاتیشان مطالعهی زندگینامهها و روایتهای مستند است. مانند کتاب «سنگی بر گوری» جلال آل احمد، «داستان زندگی من» از هلن کلر، «گزارش یک مرگ» از گابریل گارسیا مارکز.
- تعیین هدف از مطالعه
به چه دلیل میخواهم این کتاب را بخوانم؟
پاسخ به این سوال هدف ما را از مطالعه نشان میدهد. سرگرمی، افزایش دانش، یادگیری یک مهارت، آشنایی با ادبیات یک کشور، مطالعه برای کار یا تحصیل، و حتی فاصله گرفتن موقت از دغدغههای روزمره.
قطعا کتابی که برای یادگیری انتخاب میکنیم با کتابی که برای سرگرمی، یا کسب تجربه ادبی میخوانیم، تفاوت دارد. مشخص کردن هدف مطالعه کمک میکند انتخاب دقیقتر و آگاهانهتری داشته باشیم.
- شناخت نویسندهها
هر نویسنده سبک، نگاه، موضوعات و شیوه روایت خاص خود را دارد.
اگر کتاب جذابی از یک نویسنده خواندهاید این احتمال وجود دارد که از سایر آثار این نویسنده نیز لذت ببرید. اگر از رمان روانشناختی و شخصیتمحور «جنایت و مکافات» داستایفسکی لذت ببریم، قطعا «برادران کارامازوف» نیز میتواند بین کتابهای منتخبمان باشد.
شناخت سبک نوشتاری و آثار نویسندگان به ما کمک میکند سلیقه ادبی خودمان را بهتر بشناسیم. و انتخاب کتاب را از یک انتخاب تصادفی به انتخابی آگاهانه تبدیل کنیم.
- شناخت ژانرهای مختلف
آشنایی با ژانرهای ادبی یکی از راههای مؤثر برای پیدا کردن کتاب مناسب است. هر ژانر فضای داستانی متفاوتی به خواننده ارائه میدهد.
برای مثال، اگر از هیجان، معما و کشف راز لذت میبرید، احتمالاً آثار جنایی و معمایی انتخاب مناسبی برای شما هستند. رمانهایی مانند «قتل در قطار سریعالسیر شرق» اثر آگاتا کریستی، خواننده را درگیر یک معمای جنایی میکنند و او را همراه با شخصیتها به دنبال کشف حقیقت میبرند.
در مقابل، اگر بیشتر به روابط انسانی، احساسات و کشمکشهای عاطفی علاقه دارید، کتابی مانند «چراغها را من خاموش میکنم» اثر زویا پیرزاد، مناسب است.
ژانر علمیتخیلی نیز برای خوانندگانی جذاب است که به آینده، فناوری، جهانهای ناشناخته و پرسشهای علمی و فلسفی علاقه دارند. برای مثال، «ماشین زمان» اثر اچ. جی. ولز از طریق سفر در زمان، علاوه بر خلق یک داستان علمیتخیلی، درباره آینده جامعه و پیامدهای نابرابری اجتماعی نیز پرسشهایی مطرح میکند.
در ژانر فانتزی نیز معمولاً با جهانهایی خیالی، موجودات غیرواقعی و اتفاقات جادویی روبهرو هستیم؛ مجموعه «ارباب حلقهها» اثر جی.آر.آر.تالکین نمونهای مشهور از این ژانر است.
به این نکته توجه داشته باشید این راهکارها پیشنهاد هستند. ممکن است با تغییر ژانر انتخابی به کشف جدیدی از علایقتان برسید.
اگر همیشه داستانهای واقعگرایانه میخوانید، میتوانید یکبار سراغ فانتزی بروید؛ اگر بیشتر آثار داستانی میخوانید، تجربه یک زندگینامه یا کتاب تاریخی میتواند سلیقهتان را گسترش دهد.
انتخاب ژانرهای متفاوت هم میتواند در کنار آزمون و تجربه قرار بگیرد.
بررسی معرفی کتاب و نظر خوانندگان
خواندن خلاصه یا معرفی کتاب پیش از خرید آن میتواند از انتخابهای نامناسب جلوگیری کند. این کار تصویری کلی از موضوع، فضای داستان و محتوای اثر در اختیار خواننده قرار میدهد.
نکته: ممکن است معرفی کتاب جذابتر از محتوای اصلی کتاب نوشته شده باشد. به همین دلیل لازم است نظرات افرادی که قبلا کتاب را خواندهاند بدانیم.
در برخی سایتها کنار معرفی کتاب، معمولا نظرات خوانندگان نیز ثبت شده است. بررسی نقد و نظر خوانندگان میتواند اطلاعات بیشتری درباره نقاط قوت و ضعف کتاب ارائه کند. نظرات دیگران را صرفا جهت آشنایی بیشتر بخوانید؛ و اجازه ندهید انتخاب نهاییتان را تحت تاثیر قرار دهد.
سعی کنید از قضاوتهای بیارزش عبور کنید، و تنها نقدهای معتبر را بخوانید. نقدهای معتبر معمولاً درباره نقاط قوت و ضعف اثر، شخصیتپردازی، ساختار داستان، زبان نویسنده و کیفیت روایت صحبت میکنند؛ و به ما کمک میکنند تصویری واقعیتر از کتاب داشته باشیم.
درباره فواید خواندن نظرات معتبر به این مثال توجه کنید: ممکن است در خلاصه یک رمان نوشته شده باشد داستان درمورد پروندهای جنایی و پیچیده است. اما با خواندن نقدها متوجه شویم که کتاب بیشتر بر روابط و زندگی شخصی شخصیتها تمرکز دارد؛ و بخش معمایی آن چندان پررنگ نیست. اگر ما به دنبال یک داستان معمایی پرهیجان باشیم، قطعا این کتاب مناسب ما نیست.
در مورد کتابهای غیرداستانی نیز بررسی نقدها اهمیت زیادی دارد. برای مثال، ممکن است عنوان و معرفی یک کتاب تاریخی جذاب به نظر برسد. اما نقدها نشان دهند که نویسنده بیشتر به روایت شخصی و خاطرات پرداخته و کتاب یک پژوهش تاریخی جامع نیست. در چنین شرایطی، اگر هدف ما مطالعه یک اثر پژوهشی باشد، بهتر است سراغ گزینه دیگری برویم.
درباره نظرات خوانندگان توجه داشته باشید که ممکن است خصوصیتی برای یک نفر نقطه ضعف کتاب معرفی شده باشد، و برای خوانندهای دیگر نقطه قوت. مثلاً ممکن است خوانندهای یک رمان را به دلیل توصیفهای طولانی خستهکننده بداند، خواننده دیگری دقیقاً همین توصیفها را دوست داشته باش، و آن را نقطه قوت معرفی کند.
ایجاد فهرست شخصی
بسیاری از ما هنگام دیدن معرفی یک کتاب، شنیدن نام یک نویسنده یا خواندن یک نقد، با اثری مواجه میشویم که دوست داریم در آینده آن را بخوانیم. از این کتابها یک فهرست شخصی بسازید تا از گزند فراموشی در امان بمانند. بنابرین هنگامی که شرایط خرید کتاب فراهم میشود از قبل میدانید چه کتابی مناسب مطالعه است.
فهرست شخصی میتواند متنوع باشد. فهرست «کتابهایی که باید بخوانم» به معنی فهرست کردن اسامی کتابهایی است که فعلا تصمیم و فرصت مطالعه نداریم.
یا عنوان «کتابهای رها شده» کتابهایی که قبلا جذبتان نکرده ولی ممکن است بعدها بر اساس تغییرات شخصیتی و روحی نسبت به مطالعه آنها مشتاق شویم.
یا لیست «کتابهای حال خوب کن» برای زمانی که وضعیت روحی مناسبی ندارید. فهرست کتابهایمان میتواند موضوعی باشد. «کتابهای آرام و احساسی»، یا «کتابهای اکشن و جنایی».
به این نکته توجه کنید که اغلب این فهرستها برای افراد عاشق کتاب به یک لیست طولانی تبدیل میشوند. هر از گاهی به فهرستتان سری بزنید و برخی عناوین کم اهمیتتر را حذف کنید. میتوان توضیح مختصری درباره علت انتخاب کتاب نوشت، که اگر بعدها آن نیاز به روشی دیگر رفع شد کتاب را از لیست حذف کنیم. به این ترتیب فهرست ما بهتدریج از یک مجموعه عنوان تصادفی به تصویری از سلیقه و مسیر مطالعاتی خودمان تبدیل میشود.
نتایج انتخاب کتاب نامناسب و دلایل این انتخاب
- کاهش علاقه به مطالعه
فردی که مرتب کتابهای نامناسبی را انتخاب میکند، که با سلیقه، سطح مطالعه یا نیاز او هماهنگ نیستند و بهتدریج تصور میکند «من از کتاب خواندن لذت نمیبرم».
- اتلاف زمان و انرژی
اگر بدون شناخت قبلی کتابی را انتخاب کنیم که با هدفمان ارتباطی ندارد، و ساعتها مطالعه کنیم قطعا نتیجهای که انتظار داریم را به دست نمیآوریم.
برای مثال، فردی که با هدف آشنایی مقدماتی با فلسفه قصد مطالعه دارد، ممکن است با انتخاب اثری تخصصی مانند «هستی و زمان» اثر مارتین هایدگر با مفاهیم پیچیدهای روبهرو شود، و بهجای علاقهمند شدن به فلسفه، احساس کند این حوزه بیش از حد دشوار و غیرقابلفهم است، و آن را رها کند.
- ایجاد برداشت نادرست از یک نویسنده یا یک ژانر
ممکن است خواننده یک اثر از نویسندهای را بخواند و آن را نپسندد. بدین ترتیب تصور کند تمام آثار آن نویسنده همین ویژگی را دارند.
برای مثال، اگر کسی با یک رمان سنگین و چندلایه از فئودور داستایفسکی شروع کند و با آن ارتباط نگیرد، ممکن است تصور کند ادبیات روسیه برایش جذاب نیست؛ در حالی که اگر شروع با اثری کوتاهتر مانند «شبهای روشن» باشد، تجربه مناسبتری برای آشنایی با جهان این نویسنده خواهد داشت.
مثال دیگر درباره ادبیات آمریکای لاتین است. فردی که به تازگی مطالعه رمان را آغاز کرده، ممکن است با خواندن «صد سال تنهایی» اثر مارکز، در نخستین تجربه خود با ادبیات آمریکای لاتین ارتباط برقرار نکند؛ چون ممکن است درک ساختار روایی، تعدد شخصیتها و فضای رمان برای او دشوار باشد.
نهایتا این عدم تطابق بین علاقه و کتاب انتخابی را حمل بر جذاب نبودن تمام آثار مارکز یا نویسندگان آمریکای لاتین کند.
- توقف روند مطالعه
کتابی که بیش از حد دشوار، طولانی یا نامتناسب با شرایط روحی و زمانی خواننده باشد، ممکن است هفتهها نیمهکاره باقی بماند. انباشته شدن کتابهای نیمهخوانده نیز احساس شکست و بینظمی ایجاد میکند و فرد را نسبت به ادامه مطالعه بیانگیزه میسازد.
انتخاب کتاب مناسب برای کودکان
اگر جهت خرید لباسی برای فرزند خود به بازار بروید، حتما هنگام خرید و انتخاب لباس مناسب به زیبایی ظاهر لباس، استحکام، قیمت و... توجه میکنید. چون در بازاری که اجناس نامرغوب در آن فراوان است، دقت در انتخاب امری شایسته و بهجاست.
برای انتخاب کتاب چه معیارهایی را در نظر میگیرید؟
اغلب افراد دقت قابل توجهی از خود نشان نمی دهند. شاید به این دلیل که بسیاری اعتقاد دارند کتاب کودکان (شعر یا قصه و ...) یک اسباب بازی بیش نیست و کودک پس از یک بار خواندن آن را پاره خواهد کرد و دور خواهد ریخت. در این دیدگاه افراد دید تربیتی نسبت به کتابهای کودکان ندارند. اما نکته مهم این است که کتاب کودک تاثیر مستقیمی روی تربیت و رشد کودک دارد.
در ادامه معیارهای گزینش کتاب مناسب برای کودکان ذکر شده است.
ظاهر کتاب
- گروه سنی
سادهترین معیار انتخاب کتاب توجه به گروه سنی درج شده روی جلد کتاب یا در شناسنامه کتاب است.
ناشران معتبر بر اساس معیارهای خاص، و بررسی محتوای کتاب اقدام به تعیین گروه سنی برای هر کتاب میکنند، و با این کار والدین و مربیان را در امر گزینش کتاب یاری میکنند.
اما مشکل این است در بسیاری از کتابهای کودکان گروه سنی مشخص نشده یا گروه سنی مشخص شده اعتبار چندانی ندارد. بنابراین برای انتخاب به معیارهای دیگر هم باید توجه کنیم.
- نقاشیهای کتاب
کودکان چون از لحاظ رشد ذهنی در مرحله عینی و حس قرار دارند؛ هر چه موضوعات، مفاهیم و مطالب برای آنان عینیتر و حسیتر باشد بهتر است.
نقاشی کتابهای کوکان این نقش مهم را برعهده دارد. همچنین تصویر روی جلد باید بهترین تصویر کتاب باشد.
- اندازه حروف
اندازه حروف به کار رفته در کتاب باید متناسب با سن کودک باشد.
هر چه سن کودک کمتر باشد به دلیل عدم تکامل قوه بینایی متن نوشته شده باید کم و کوتاه باشد به طوری که بتوانند آن را در یک نوبت بخوانند.
- سفیدخوانی
مقداری فضای باز یا سفید برای استراحت چشم و ذهن کودک در صفحههای کتاب باید وجود داشته باشد، که این ویژگی را سفیدخوانی مینامند.
فاصله بین سطرها نسبت به هم، و تعداد سطرهای موجود در یک صفحه از عوامل موثر در سفیدخوانی است که با سن و توانایی کودک در زمینه خواندن ارتباط نزدیک دارد. هر چه سن کودک کمتر باشد باید سفید خوانی کتاب بیشتر باشد. تا چشم کودک به راحتی، بدون تمرکز و توقف بیش از حد روی کلمات حرکت کند.
به همین دلیل کتابی که انباشته از تصویر و کلمات است برای کودکان خسته کننده است.
پدیدآورندگان (نویسنده و ناشر)
افراد زیادی در امر تهیه کتاب کودک دخالت دارند، اما ناشر و نویسنده مهمتر از بقیه هستند. حضور نویسندگان صاحب قلم مخصوص کودکان، و ناشران معتبر روی جلد کتاب نشان از کیفیت خوب آن است.
محتوای کتاب
محتوا باید باعث ایجاد شوق به کشف مجهولات، و علاقه به جستجو و کنجکاوی در کودکان شود.
محتوا باید به لحاظ ارزشی جنبه مثبت داشته باشد، و باید متناسب با ارزشها و هنجارهای جامعه و خانواده باشد، و تضادی با ارزشهای پذیرفته شده و مورد احترام جامعه نداشته باشد.
معمولا حجم کم کتاب کودک این اجازه را میدهد با تورقی مختصر پیام کتاب را درک کنیم. پیام کتاب باید مدافع ارزشهای انسانی و اسلامی باشد، و سرشار از صمیمیت و شوق زیستن باشد.
جمعبندی
انتخاب کتاب مناسب، چیزی فراتر از پیدا کردن یک کتاب خوب و مشهور است.
سلیقه، هدف، سطح مطالعه، زمان در دسترس و حتی حالوهوای روحی ما میتواند تعیین کند که یک کتاب برایمان تجربهای لذتبخش و مفید باشد یا به اثری نیمهخوانده و خستهکننده تبدیل شود.
در عین حال، نباید در انتخاب کتاب بیش از حد سختگیر باشیم. همین دقت در انتخاب، درباره کتابهای کودکان اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در نهایت، اگر کتابی را شروع کردید و با آن ارتباط نگرفتید شاید فقط کتاب مناسبی را در زمان مناسبی انتخاب نکردهاید.
حالا نوبت شماست؛ به فهرست کتابهایی که مدتهاست قصد خواندنشان را دارید نگاهی بیندازید و از خودتان بپرسید: «کدامیک از این کتابها واقعاً برای من مناسب است؟»
به آخرین کتابی که از خواندنش واقعاً لذت بردید فکر کنید، چه ویژگیای باعث شد آن کتاب را دوست داشته باشید. همان ویژگی میتواند سرنخ خوبی برای انتخاب کتاب بعدی شما باشد.
سلیقه خودتان را بشناسید، فهرست شخصی شدهی مطالعهتان را بسازید و کتابی را انتخاب کنید که واقعاً برای شما مناسب است.
به قلم «زهره مومنیان»
۷ روز ضمانت بازگشت وجه
ضمانت اصالت کالا
۷ روز هفته ۲۴ ساعته
امکان پرداخت در محل
امکان تحویل در محل
ثبت دیدگاه
دیدگاه کاربران