20%
محصولات مرتبط
معرفی کتاب یکشنبه آخر
یکشنبه آخر نوشته معصومه رامهرمزی، مجموعه خاطرات دختری 14 ساله از آغاز جنگ تا زمان فتح خرمشهر را در بر میگیرد که توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. این کتاب روایتی زنانه از سالهای دفاع مقدس است. نویسده دست به قلم شد و «یکشنبه آخر» را نوشت تا رد پای رشادت زنان ایرانی در تاریخ ماندگار شود.
آشنایی با نویسنده یکشنبه آخر
خانم معصومه رامهرمزی خواهر شهید اسماعیل رامهرمزی در سال 1363 با احمد نوروزی ـ از پاسداران سپاه خرمشهر ـ ازدواج کرد و تا به دنیا آمدن اولین فرزندش در سال 1365 به امدادگری مجروحان جنگ پرداخت. پس از آن تا پایان جنگ در خیاط خانه صلواتی هلال احمر اهواز به فعالیتهای پشتیبانی مشغول بود. او هم اکنون دبیر است و با خانواده اش در تهران زندگی می کند.
کتاب حاضر در 12 بخش نگاشته شده و در پایان نیز آلبومی از عکسهای یادگار رزهای شرح داده شده در کتاب و اسناد مربوطه تقدیم خوانندگان شده است.
یکشنبه آخر، از سری کتابهای سیمین نشر سوره مهر
گفتنی است کتاب «یکشنبه آخر» جزو کتب سیمین انتشارات سوره مهر است. نشان سیمین به کتابهایی که از نظر موضوع، مورد استفاده و توجه بانوان هستند، اختصاص دارد. همچنین این کتاب رتبه دوم کتاب خاطرات دفاع مقدس را در نهمین دوره انتخاب کتاب سال دفاع مقدس به خود اختصاص داد.
برگ اول کتاب خاطره
کتاب «یکشنبه آخر» زندگینامه دختر نوجوانی است که با خانواده پر جمعیتش در آبادان زندگی میکرد. زندگی با خواهر و برادرهایی که همدیگر را مثل جانشان دوست داشتند و در غیبت پدر، با مادرشان زندگی را سر میکردند. ناگهان ورق برگشت. زندگی آرامشان با شکستنهای ممتد دیوار صوتی آشفته شد. آنها هم مثل باقی همشهریها خیال میکردند تا نیمههای مهر ماه بساط جنگ و موشک و خمپاره جمع شود. اما شرایط تغییر کرد. کم کم آب و برق قطع شد. سکوت آسمان آرزو شد و هر روز تعدادی از مردم زیر آوار خمپارهها جان دادند.
خانواده معصومه، به ناچار به دو گروه تقسیم شد. تعادادی که کوچکتر بودند از شهر رفتند و تعدادی برای مبارزه با دشمن در آبادان ماندند. شرایط غیر عادی بود و معصومه و خانوادهاش شبها را در سنگری که کنار خانه ساخته بودند سر میکردند.
تصمیمهای بزرگ
نبض آبادان و خرمشهر روی هزار میزد و دل کوچک معصومه یک جا بند نمیشد. او دنبال نقشی میگشت تا آجری از خرابههای جنگ را بردارد و امیدی برای شهرش باشد. هرچند سخت اما معصومه و خواهرانش خیلی زود نقششان را پیدا کردند.
بیمارستانها و مجروحان جنگی به امدادگران دلسوزی مثل خواهران رامهرمزی نیاز داشتند. اما امدادگر شدن و ماندن به همین سادگیها نبود.
ایران، سرزمین معصومهها
«یکشنبه آخر» از آن کتابهاست که بار بزرگ جنگ را روش شانه زنان ایرانی نشان میدهد. از زنانی که فرزند شهید دادند تا زنانی که لب خط درگیری رسیدند و مردانه پای سختیهای جنگ ایستادگی کردند.
«یکشنبه آخر» چیزی بیشتر از مجموعه خاطرات دفاع مقدس است، خاطرات این کتاب نقل شدهاند تا الگویی باشند برای دختران و زنان ایرانی.
قسمتی از «یکشنبه آخر»
«به محض جدا شدن ما، خمپارهای وسط خیابان منفجر شد. گرد و خاک همه جا را پوشانده بود و صدای افتادن ترکشها در اطرافمان به خوبی به گوش میرسید. تا دقایقی چشمم جایی را نمیدید. صدای فریاد جواد را شنیدم. او فریاد میزد: اسمائیل؟ کوکا؟
خودم را به آنها رساندم. ظاهرا اسمائیل سالم بود. فقط قطرهای خون به شکل یک هاله تا زیر چشمهایش کشیده شده بود. او حرفی نمیزد و حرکتی نمیکرد. همبازی دوران کودکی و برادر عزیزم انگار به خواب رفته بود. گلویم میسوخت...»
به قلم «رقیه پورحنیفه»
سوره مهر
۷ روز ضمانت بازگشت وجه
ضمانت اصالت کالا
۷ روز هفته ۲۴ ساعته
امکان پرداخت در محل
امکان تحویل در محل
ثبت دیدگاه
دیدگاه کاربران