محصولات مرتبط
معرفی کتاب شکارچی فکرهای خوب
گاهی فکر بد که به سراغمان میآید بار و بندیلش را هم با خودش میآورد و همانجا گوشۀ ذهنمان اتراق میکند. گاهی با اینکه دوست نداریم خودمان را اذیت کنیم ولی اسیر فکرهای منفی میشویم و روزهایمان را با آن سیاه میکنیم. فکرهای بد ممکن است اول کار کوچک باشند اما آنقدر در ذهنمان آنها را تر و خشک میکنیم که بزرگ میشوند و کل مغزمان را پر میکنند؛ به صورتی که دیگر حتی سخت لبخند میزنیم. اما اگر توانستیم شادیهای کوچکی را هم به ذهن و زندگیمان راه بدهیم، همین شادیهای کوچک باعث میشوند فکرهای سیاه منفی کمرنگتر شوند و فکرهای زیبا و قشنگ پررنگتر. زندگی به خاطر بالا و پایین داشتنش فکر منفی و مثبت را در هم دارد. اگر بخواهیم زندگی شادتری داشته باشیم باید کاری کنیم شکارچی فکرهای خوب باشیم و تا جایی که میتوانیم افکار منفی را از خود دور کنیم.
پاراگراف بالا عصارۀ کتاب «شکارچی فکرهای خوب» است. دخترک قصه اسیر فکری منفی میشود و با غصه زندگیاش را ادامه میدهد تا اینکه یک روز بلاخره لبخند میزند و متوجه میشود فکر خوبی در ذهنش کنار آن فکر بد پیدا شده است. او که خوشی فکر خوب را احساس میکند تصمیم میگیرد از این به بعد شکارچی فکرهای خوب شود و زندگیاش را رنگیرنگی کند.
«بونی کلارک» این داستان زیبا را نوشته و «مونا افتخاری» آن را برای کودکان ایران ترجمه کرده است. «سامر میکن» به عنوان تصویرگر هم نقش اساسی در هر چه زیباتر شدن این کتاب داشته است. فکر بد به صورت یک بادکنک سیاه و فکرهای خوب به صورت بادکنکهای رنگی در کتاب تصویرسازی شده است و توجه کودک را به خود جلب میکند.
این کتاب هم از آن دست کتابهاست که بزرگسال میتواند دربارهاش با کودک خود صحبت کند و گفتوگوی مفیدی را شکل دهد. از آنجایی که همۀ ما بزرگسالان فکرهای خوب و بد داشتهایم و در کنار داشتن این افکار پیامدهای متفاوتی را هم در زندگی تجربه کردهایم، خواندن این کتاب توسط کودکان به آنها کمک میکند از همان کودکی تفاوت پیامدهای این دو دسته از افکار را بشناسند و از همان کودکی تلاش کنند تا شکارچی فکرهای خوب شوند.
به قلم «هاجر شهابی»
مهرسا
۷ روز ضمانت بازگشت وجه
ضمانت اصالت کالا
۷ روز هفته ۲۴ ساعته
امکان پرداخت در محل
امکان تحویل در محل
ثبت دیدگاه
دیدگاه کاربران