محصولات مرتبط
معرفی کتاب «دختری که پروانه شد»
رمان «دختری که پروانه شد» کتابی است که رقیه بابایی برای مخاطب کودک و نوجوان نوشته است. این رمان در 97 صفحه با قصه دختری به نام زیتون سراغ ماجراهای صدر اسلام و معرفی پیامبر خدا رفته است. «دختری که پروانه شد» در انتشارات مهرستان منتشر شده است.
ماجرای دختر قصه ساز
زیتون دختر بچهای است که وقتی به دنیا آمد، پدرش از دختر بودن او خیلی عصبانی شد. تصمیم گرفت زیتون را جای نگه داشتن پیش خودش، زنده به گور کند! چیزی تا خواب همیشگی زیتون در خاک نمانده بود که مردی آمد و پیشنهاد داد دخترک را برای کار با خودش ببرد. این نقطه جدایی زیتون از خانواده بود. راهی که در آن زیتون باید با دزدی و تراشیدن بت، زندگی را سر میکرد. البته قصه زیتون یک نقطه اوج دارد و شروعش، از آن شب عجیب است...
شروع یک آشنایی
یکی از شبهایی که زیتون برای دزدی از کاروان تازه وارد به اطراف کعبه رفت؛ دید یک تکه نور روی زمین راه میرود!
شهر در خشکسالی میسوخت و آسمان مدتها بود که باران را از مردم دریغ میکرد. زیتون دید نور از صورت یک دختر بلند میشود. دختری که برای باران دعا کرد و بلافاصله، زمین خیس باران شد.
چرا «دختری که پروانه شد» را بخوانیم؟
کتاب «دختری که پروانه شد» پلی به تاریخ است که با یک داستان جدید، ماجرای اعراب جاهلیت را برای کودک و نوجوان امروز بیان میکند. این رمان با قصه زندگی زیتون و آشنایی او با پیامبر خدا (ص)، نمای جدیدی از معارف اسلامی و عطوفت پیامبر خدا را نشان میدهد.
چند خط از زندگی «دختری که پروانه شد»
«زبیده یادش داده بود چطور بدون اینکه دستش پوستی را لمس کند، قفل را با یک حرکت بکشد. بعد منتظر باشد تا پا تکانی بخورد و خلخال خودش روی زمین بیفتد. به اطراف چشم چرخاند. هیچ کس به پایین نگاه نمیکرد. همه سرها بالا بود. حتی اساف هم نگاهش به روبهرو بود و کاری به او نداشت. دستش میلرزید اما آرام آن را جلو برد. گیره قفل را گرفت تا خواست آن را به عقب بکشد، دخترک سرش را پایین آورد.»
به قلم «رقیه پورحنیفه»
مهرستان
۷ روز ضمانت بازگشت وجه
ضمانت اصالت کالا
۷ روز هفته ۲۴ ساعته
امکان پرداخت در محل
امکان تحویل در محل
ثبت دیدگاه
دیدگاه کاربران