20%
محصولات مرتبط
معرفی کتاب آسنا و راز کنیسه
«آسنا و راز کنیسه» که روایت سفر پرماجرا، سخت و مهم دختر شجاعی به نام آسنا است، به قلم زیبا و روان سمانه خاکبازان نوشته شده و از انتشارات مهرستان روانه بازار گشته است.
داستان «آسنا و راز کنیسه» به صورت سوم شخص و به تفکیک شخصیتها روایت میشود؛ به شکلی که نویسنده در ابتدا نام شخصیت را آورده و سپس به بیان توصیف حال او میپردازد. این کتاب روایتی است برای آشنایی بیشتر نوجوانان با شخصیت امام اول شیعیان؛ مولا علی علیه السلام.
راز کنیسه چیست؟
آسنا دختری یهودی است که همراه با پدربزرگش صدقیا در قلعه خیبر زندگی میکند. پدربزرگ از عالمان بزرگ و کاهنان کنیسه است. دیگر کاهنان معبد و بزرگان یهود که پس از ماجرای فتح خیبر از علی (ع) کینه به دل دارند، دور هم جمع شده و نقشه از میان برداشتن او را میکشند.
عالمی یهودی از محبان علی (ع)
صدقیا که نام و نشانههای احمد را به عنوان آخرین پیامبر، در تورات خوانده است، سالها پیش به مدینه رفته و با آزمودن حضرت محمد (ص) به صداقت و پیامبریاش ایمان آوردهاست. او همچنین نزد علی (ع) رفته و با پرسیدن سوالی به علم بینهایت او پی برده و از دوستداران و مریدان ایشان شدهاست. او معتقد است که اراده خدا چنین است که محمد (ص) پیامبر و علی (ع) ولی تمام انسانها باشد.
پیغامی مهم برای شخصی بزرگ
حالا که صدقیا از راز کاهنان آگاه شده، نزد آسنا که که تنها فرد امین زندگیاش است میآید و او را برای سفری دور و مهم آماده میکند. صدقیا به جرم خیانت گرفتار زندان کاهنان شده و آسنا راهی سفر میشود، سفری مهم برای رساندن نامهای به مولا علی برای نجات جانش. آسنا برای این سفر باید از بیابانها عبور کند. او که راه آسمانها را از پدربزرگ آموخته، راه زمین را از آسمانها جویا میشود تا خود را به مدینه برساند. سفر آسنا پر از اتفاقات عجیب و ترسناک است، اما او جا نمیزند تا پیغام پدربزرگ را به علی بن ابی طالب برسد. آسنا در راه از شجاعت و علم و ایمان علی (ع) بسیار میشنود و متوجه میشود چرا پدربزرگ برای نجات جان او خود و آسنا را به خطر انداخته.
چرا «آسنا و راز کنیسه» را بخوانیم؟
این داستان علاوه بر اینکه شما را با آسنا، دختر نوجوان شجاع، در سفری مهیج و پرخطر همراه میکند، از ویژگیهای فاتح خیبر، علی بن ابی طالب نیز برایتان میگوید؛ از قدرت بدنی بالا و شجاعتش، از علم بینهایتش، از ایمان و خداترسی و در نهایت از حقانیت و جایگاهش نزد پیامبر (ص).
بخشی از متن «آسنا و راز کنیسه»
«...مکثی کرد و گفت:«من ماهرترین نیستم.»
بهت زده به پدربزرگ نگاه کرد و پرسید:«یعنی کسی هست که به پای تو برسد؟»
- یک نفر در مدینه.
- از همکیشان ماست؟
- نه مسلمان است.
پدربزرگ به آسمان نگاه کرد و گفت:« تا به حال مثل او را ندیدم. هم اعداد و ارقام را خوب میشناسد، هم از راز آسمان با خبر است، هم از پیشامدهایی که خبر نداری.»
- این که میگویی کیست؟
- علی...»
به قلم «فاطمهمعصومه منیری»
مهرستان
۷ روز ضمانت بازگشت وجه
ضمانت اصالت کالا
۷ روز هفته ۲۴ ساعته
امکان پرداخت در محل
امکان تحویل در محل
ثبت دیدگاه
دیدگاه کاربران