
محصولات مرتبط
معرفی کتاب توسعه و مبانی تمدن غرب
کتاب «توسعه و مبانی تمدن غرب»، اثر «سید مرتضی آوینی» به همت انتشارات واحه به چاپ رسیده است. این کتاب که 260 صفحه دارد، بیانگر نگاه عمیق سید مرتضی آوینی به مقوله «فرهنگ و تمدن» است. «توسعه و مبانی تمدن غرب»، به بررسی پایههای فکری تمدن غرب و لوازم و آثار آن میپردازد و نگاهی نقادانه دارد.
«توسعه و مبانی تمدن غرب»، مجموعه مقالات سید مرتضی آوینی است که در سالهای 1364 تا 1366 در ماهنامه جهاد تحت عنوان «تحقیقی مکتبی در باب توسعه و مبانی تمدن غرب» منتشر میشد. ظاهرا شهید آوینی قصد نداشته این مقالهها را به همین شکل در قالب کتاب منتشر کند چراکه به گفته خود او در مصاحبهای که سال 1371 دارد، این مقالات را مطالب سادهای میداند که صرفا برای آشنایی اولیه خوانندگان مجله با بحث «توسعه و مدرنیته» منتشر شده است. اما از آنجایی که انتشارات واحه، تمام مقالات پراکنده شهید آوینی را جمعآوری و منتشر میکند، تصمیم به چاپ این مقالات گرفته شد. چه بسا اگر خود شهید آوینی زنده بود و در زمان حیاتش این مقالات منتشر میشد، حذف و اضافههایی در نظر میگرفت.
مروری بر کتاب توسعه و مبانی تمدن غرب
«توسعه و مبانی تمدن غرب» از یک مقدمه و 18 مقاله تشکیل شده است.
آوینی در مقدمه به این مسئله میپردازد که وجه تمایز ذاتی انقلاب اسلامی از سایر مکاتب، این است که ما باید بر مبنای نظریات اسلام در همه زمینهها عمل کنیم. به همین جهت، ابتدا باید از نسبت اسلام با توسعه بحث کنیم و ببینیم توسعه طبق مبانی اسلامی چه جایگاهی دارد. سپس در مقاله «در معنای توسعه» و «توسعه یافتگی، اوتوپیای قرن حاضر»، به موشکافی معنا و مقصود از توسعه میپردازد. آوینی پس از این در مقاله «بهشت زمینی»، به این سوال پاسخ میدهد که اساسا چرا توسعهیافتگی، آرمان بشر امروزی است؟ و در مقاله «میمون برهنه!»، توصیفی دقیق از مبانی انسانشناسی غرب دارد و به این مسئله میپردازد که چرا در جوامع توسعهیافته، «کار» به عنوان «شری واجب و امری مصدع» تلقی میشود؟ در ادامه تحلیلی دینی فلسفی از این موضوع ارائه میکند و «لذتطلبی» را مبنای تفکر غرب معرفی میکند.
از نکات قابل توجه در این مقالات، سادهنویسی شهید آوینی است به طوری که مباحث مبنایی و عمیق را با زبانی بسیار ساده بیان میکند. همچنین طرح بحثهای آوینی، بسیار کاربردی و شفاف است. همه مقالات با یک سوال مشخص شروع میشود و در طی مقاله به آن سوال میپردازد.
بعد از طرح مقالات ابتدایی کتاب، که بیشتر حول «تعریف توسعه» میچرخد، آوینی به مرور وارد مسائل فرهنگی و اقتصادی میشود و به دنبال رد پای توسعه در «خانواده، اقتصاد و فرهنگ» است. رد پایی که شاید خیلی به وضوح احساس نشود اما آوینی تلاش دارد تا از این واقعه ساده انگاری کند و با توضیحات و شواهدی که ارائه میکند ثابت میکند که توسعه صرفا یک امر اقتصادی نیست و اثرات عمیق فرهنگی و اجتماعی در پی دارد.
در مقاله «توسعه برای تمتع»، به این سوال جواب میدهد که علت از همپاشیدگی خانوادهها در ممالک توسعهیافته و پیشرفته چیست؟ و پس از آن در مقاله «تمدن اسراف و تبذیر»، نمونههایی از غلبه مادینگری و آسیبهای آن در جوامع غربی را گوشزد میکند. سپس در مقاله «عمق فاجعه»، فاجعههای زیستمحیطی که حاصل از تفکر توسعه است را یادآور میشود.
بعد از آن در مقالههایی مفصل مثل «دیکتاتوری اقتصاد»، «نظام سیاره ای اقتصاد»، «از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی»، «و ما ادراک ما البانک»، «سودپرستی بنیان اقتصاد آزاد» به بررسی ریشههای اقتصادی توسعه و مقایسه فرهنگ اقتصادی غرب و اسلام میپردازد. موشکافیهای سید مرتضی آوینی در این مقالات، درخور توجه و در نوع خود جالباند. موشکافیهایی که نشاندهنده عمق مطالعات و تفکر این شهید است.
آوینی در ادامه به آسیبشناسی نظام آموزشی حاصل از توسعه پرداخته و در مقالات پایانی کتاب، گریزی به «فلسفه تاریخ» و «پیدایش انسان اولیه» دارد. به طوریکه ریشه این مشکلات را در نگاه ویژه غرب به انسان اولیه میبیند.
چرا باید توسعه و مبانی تمدن غرب را بخوانیم؟
آوینی در «توسعه و مبانی تمدن غرب»، تحلیلی موشکافانه از توسعه دارد. تلاش آوینی این است تا فضای فکری ایران به توصیفی دقیقتر از آنچه در غرب میگذرد برسد. توصیفی که از روبنا گذر کرده و نگاهی به مبانی فکری غرب دارد. آوینی تلاش دارد تا در نتیجه بررسیهایی که میکند، در نهایت دیدگاه اسلام را نسبت به مبانی تمدن غرب به دست آورد یا حداقل روزنهای باشد برای بحثهای بیشتر. از نکات قابل توجه کتاب اشارات متعدد به مباحث مطرحشده توسط شهید مطهری و علامه طباطبایی است که نشان از گستره و عمق مطالعاتی مولف دارد. آوینی به جامعه ایرانی هشدار میدهد که راه رفته غرب را کورکورانه تقلید نکنند و حداقل با چشمانی باز، آثار سوء تفکر مادیانگارانه غرب را ببینند؛ بیآنکه بخواهند با تعصب رفتار کرده و کورکورانه چیزی را رد یا تایید کنند. به همین جهت، طی مباحثی بسیار کاربردی، نتایج مختلف تفکر توسعه را واکاوی میکند. از فرهنگ و خانواده گرفته تا اقتصاد و آموزش و پرورش و حتی محیط زیست. نقدهای آوینی در نهایت معطوف به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی و فلسفه تاریخ تمدن غرب میشود.
به همین دلیل با مطالعه «توسعه و مبانی تمدن غرب»، با مبانی فکری توسعه آشنا میشوید و طی یک روند منطقی، از پشت پرده و زیرمتن ماجرای توسعه آگاهی پیدا میکنید. اینجاست که میفهمیم مسئله به این سادگیها نیست و گاهی یک تصمیم اقتصادی به ظاهر کوچک، تبعات عمیق و بلندمدت فرهنگی و اجتماعی بر جای خواهد گذاشت.
البته این مقالات حاصل تلاشهای آوینی در دهه 60، در زمانهای است که کمتر کسی به این مباحث میپرداخت و لذا به عنوان اولین تلاشها باید به آن نگریست. اکنون با گذشت بیش از 30 سال از آن زمان، هنوز هم نیاز به بازنگری در شناخت خود از ماهیت تمدن غرب را احساس میکنیم و البته مهم است که با چه مبانی و از طریق چه منابعی با غرب مواجهه داشته باشیم.
مطالعه توسعه و مبانی تمدن غرب را به چه کسانی پیشنهاد می کنیم؟
«توسعه و مبانی تمدن غرب» یک پیشنهاد خوب برای کسانی است که دوست دارند با مبانی فکری تمدن غرب بیشتر آشنا شوند. دانشجویان علوم انسانی، علاقهمندان به مباحث نظری انقلاب اسلامی، کسانی که دوست دارند در مورد تاریخ و تمدن بیشتر بدانند و کسانی که به مباحث انتقادی غربشناسی و مدرنیته علاقهمندند، میتوانند این کتاب را بخوانند و از آن استفاده کنند. «توسعه و مبانی تمدن غرب» برای هر کسی که دوست ندارد در چرخه مادیگرایی و لذتطلبی بیفتد، میتواند مفید و جذاب باشد.
بخشی از کتاب توسعه و مبانی تمدن غرب
انسان موجودی است که بین نفس حیوانی و روح خدایی خویش، هبوط و عروج دارد. لذتی که پروردگار متعال در ارضای غرایز حیوانی قرار داده است، برای راندن بشر در جهت تکامل اوست، به شرط آنکه انسان در محدوده احکام تشریعی دین که فطری و وجدانی است زندگی کند. با اعراض از این احکام فطری، کار بشر تا آنجا کشیده میشود که نمیتواند عزم و اراده خویش را جز در جهت جستجوی لذت به کار گیرد.
آنچه که بنیان خانواده را در غرب ویران ساخته، لذتگرایی و تمتع است. و البته این لذتگرایی نیز از هبوط بشر غربی و تغییر نسبت او با حق و اصالتدادن به نفسانیت خویش نتیجه میشود. این هبوط در وجوه مختلفی بروز و تجلی یافته است که از آن جمله، نابودی خانواده است.
اصالتدادن به رشد اقتصادی نیز یکی دیگر از وجوهی است که هبوط بشر در آن تجلی یافته است. آرمان توسعهیافتگی از اصالتدادن به رشد اقتصادی و غلبه اقتصاد بر سایر وجوه حیات بشر زاییده شده و آنچه باعث شده تا بشر غربی برای اقتصاد، اینچنین مقام و اهمیتی قائل باشد، مادهگرایی و نسیان حق است.
ثبت دیدگاه
دیدگاه کاربران