loader-img
loader-img-2
بنر بالا - خرید قسطی
پاتوق کتاب

کتاب یادت باشد - (شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی به روایت همسر شهید) نشر شهید کاظمی

5 / 5
like like
like like

محصولات مرتبط

معرفی کتاب «یادت باشد»

«یادت باشد» روایت زیبا، جذاب و خواندنی از زندگی شهید مدافع حرم، حمید سیاهکالی مرادی به روایت همسر 22 ساله‌اش، فرزانه سیاهکالی مرادی است که به قلم محمدرسول ملاحسنی نگاشته‌شده و از انتشارات شهید کاظمی منتشر شده‌است. این کتاب از پر‌فروش‌ترین داستان‌های عاشقانه مذهبی است که مخاطبان زیادی را مجذوب خود کرده‌است.

 

عشقی که اتفاق افتاد!

فرزانه داستان را کمی از قبل از آغاز زندگی مشترکشان شروع می‌کند؛ روزهای پر استرس پیش از کنکور. بالاخره کنکور تمام و خواستگاری‌ها آغاز می‌شود. فرزانه که حسابی سردرگم است، تصمیم می‌گیرد چله دعای توسل بردارد تا به کمک خدا و ائمه بهترین انتخاب را داشته‌باشد. در میانه چهل روز عمه، فرزانه را برای پسرش حمید خواستگاری می‌کند. فرزانه ماجرای جالب خواستگاری حمید را تعریف می‌کند که دل او را برده و جواب مثبت را گرفته.

 

کوتاه، شیرین و پر از یاد خدا...

سرانجام در پاییز سال 91 زندگی مشترک حمید و فرزانه آغاز می‌شود و فرزانه شما را شریک لحظه‌های شیرین کنار هم بودن و لحظه‌های سخت و دلتنگ نبودن‌های حمید می‌کند، شریک سفرها، هیئت‌ها، مزار شهداها و گشت و گذار‌های ساده، شریک لحظه‌های پر از یاد خدا در خانه کوچکشان. فرزانه شما را می‌برد در بطن یک زندگی شیرین که عشق، معنویت و درس و مطالعه در تعادل است.
«یادت باشد» خاطراتی از زندگی کوتاه اما پر از عشق حمید و فرزانه است، خاطراتی که گاهی شاد و پر از خنده است، گاهی غمگین و پر از دلتنگی. «یادت باشد» کتابی است که می‌توان ساعت ها خواند و خسته نشد، ساعت ها خواند، خندید، بغض کرد و اشک ریخت. 

 

الگویی برای زوج‌های جوان

«یادت باشد» می‌تواند الگویی باشد از زندگی متعادل یک زوج مومن، موفق و عاشق برای زوج‌های جوان که دلشان می‌خواهد عشقی خدایی را تجربه کنند.
هشدار!
«یادت باشد» کتابی است که اگر شروعش کنید، احتمالا تا پایانش خواب و خوراکتان تعطیل شود!

 

آنچه در این کتاب می‌خوانید...

سر سفره که نشست گفت: «آخرین صبحونه رو با من نمی خوری؟» با بغض گفتم: «چرا این طوری میگی؟ مگه اولین باره میری ماموریت؟» گفت: «کاش می شود صداتو ضبط می کردم با خودم می بردم که دلم کمتر تنگت بشه» گفتم: «قرار گذاشتیم هر کجا که تونستی زنگ بزنی، من هر روز منتظر تماست می‌مونم، منو بی‌خبر نذار.»
با هر جان کندنی که بود برایش قرآن گرفتم تا راهیش کنم، لحظه آخر به حمید گفتم: «حمید تو رو به همون حضرت زینب(س) هرکجا تونستی تماس بگیر».

گفت: «جور باشه حتماً بهت زنگ می‌زنم، فقط یه چیزی، از سوریه که تماس گرفتم چطوری بگم دوستت دارم؟ اونجا بقیه هم کنارم هستن، اگه صدای منو بشنون از خجالت آب میشم»؛ به حمید گفتم: «پشت گوشی به جای دوستت دارم بگو یادت باشه! من منظورت رو می‌فهمم».
از پیشنهادم خوشش آمده بود، پله‌ها را که پایین می‌رفت برایم دست تکان می‌داد و با همان صدای دلنشینش چندباری بلند بلند گفت: «یادت باشه! یادت باشه!» لبخندی زدم و گفتم: «یادم هست! یادم هست.»

 

به قلم «فاطمه معصومه منیری»

ثبت دیدگاه

دیدگاه کاربران

اولین کسی باشید که دیدگاهی برای "یادت باشد - (شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی به روایت همسر شهید)" می نویسد
۷ روز ضمانت بازگشت وجه ۷ روز ضمانت بازگشت وجه
ضمانت اصالت کالا ضمانت اصالت کالا
۷ روز هفته ۲۴ ساعته ۷ روز هفته ۲۴ ساعته
امکان پرداخت در محل امکان پرداخت در محل
امکان تحویل در محل امکان تحویل در محل
طراحی فروشگاه اینترنتی توسط آلماتک