کتاب ماشو در مه - (داستان فارسی) نشر سوره مهر
-
ناشر :
سوره مهر
- تعداد صفحه : 80
- قطع کتاب : وزیری
- نوع جلد : نرم
- سال چاپ : 1387
- دسته بندی : داستان نوجوان ایرانی
- شابک : 9789645064035
محصولات مرتبط
معرفی کتاب ماشو در مه
تا به حال شده با خودتان بگویید زندگیتان در مه غلیظ غرق شده؟ اجازه بدهید از مه دور ماشو بگویم تا بهتر متوجه شوید. خیال کنید ساواکیها برادر بزرگتان را به جرم کتاب خواندن برده باشند زندان. آن یکی برادرتان دودی شده باشد و پدرتان همیشه در سفرهای دریایی. با این شرایط، یک چشم مادرتان اشک و دیگری خون است. حالا شمای نوجوان ماندهاید و یک مه غلیظ که آینده را ماتتر از همیشه نشانتان میدهد.
ماشو در مه با ساکی پر از گنج!
ماشو بچه جنوب است. در آن روزهای گرم بندر که هر روز آدم مثل بستنی آب میشود؛ رفیقش خبر وجود یک گنج را رساند. ساکی پر از طلا و ساعتهای آن ور آبی که یک قاچاقچی با خودش آورده و یک جایی زیر لولههای شرکت نفت پنهان کرده. گنج چند میلیونی که میتوانست اوضاع زندگی ماشو و شریکش را از مه غلیظ دربیاورد و در یک روز خوش آب و هوای بهاری ببرد!
قصه نابرده رنج و گنج
کدام آدمی را دیدهاید که گنجی را راحت پیدا کند؟ اصلا کتاب «ماشو در مه» داستان رنجی است که پیداکردن گنج برای شخصیت اصلی دارد. اما خیال نکنید این یک گنج مثل گنج دیگر قصههاست. این گنج در هیچ ساک و چمدانی جا نمیشود! گنجی است که خیلی از آدمها دنبال هستند و آدرسش افتاده دست این تیم دوستانه. این شما و این ماجراجویی در روزهای گرم و شرجی بندر، کنار لولههای شرکت نفت!
چند کلام برای آشنایی
ماشو در مه به قلم فرهاد حسن زاده برای نوجوانهای کتابخوان ایرانی نوشته شده تا در کنار یک داستان دوست داشتنی، سری به روزهای نه چندان دور از سرزمینشان بزنند. روزهایی که هر لحظهاش برای نوجوانها پر از ماجرا و تجربههای پر از هیجان بود. «ماشو در مه» از انتشارات سوره مهر راهی بازار شده.
چند خط از قصه ماشوی دوست داشتنی
«از صدای ناگهانی کاظم لرزیدم: «بچهها فرار!»
یکهو چرخیدم و دیدم مردی از بالای سکو یقه سیا را چنگ زد و با صدای نخراشیدهای گفت: «گیرتون آوردم...کثافتای ولگرد...»
گارد شرکت نفتی بود. مردی تقریبا چاق و کوتاه قد با پیرهن کرم رنگ و شلوار قهوهای که نفس نفس میزد و سیا را مثل موش توی چنگال گرفته بود و داشت طرفم میآمد که مرا هم بگیرد. هول هولکی عکس را انداختم و خواستم فرار کنم که پایم لیز خورد و افتادم بین دو تا از لولهها. کاظم مثل سگ هاری خرناس کشید و گفت: ولش کن!»
به قلم «رقیه پورحنیفه»
۷ روز ضمانت بازگشت وجه
ضمانت اصالت کالا
۷ روز هفته ۲۴ ساعته
امکان پرداخت در محل
امکان تحویل در محل
ثبت دیدگاه
دیدگاه کاربران