20%
کتاب حوالی احمد - (چند روایت از شهید احمد کاظمی) نشر شهید کاظمی
-
ناشر :
شهید کاظمی
- تعداد صفحه : 348
- قطع کتاب : رقعی
- نوع جلد : نرم
- سال چاپ : 1404
- دسته بندی : زندگینامه و خاطرات شهدا
- شابک : 9786222853518
محصولات مرتبط
معرفی کتاب حوالی احمد اثر فائضه غفارحدادی
گاهی همان تلنگرهای کوچکاند که زندگی آدمها را عوض میکنند. تلنگرها در لحظه میآیند و مثل چوب جادویی که به کاربراتور بخورند و رگلاژ کند، همهچیز را عوض میکنند. به شرط که تو از آنها فرار نکنی و خودت را در معرضشان قرار بدهی...
کتاب حوالی احمد 18 روایت از زندگی شهید احمد کاظمی فاتح خرمشهر، فرمانده شهید طهرانی مقدم و یکی از استراتژیستهای مهم عملیاتهای دفاع مقدس است. حوالی احمد به قلم خانم فائضه غفارحدادی توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شده است.
عشق حاج قاسم
شهید کاظمی عشق حاج قاسم بود. بعد از جنگ، احمد همهکس حاجی شده بود. نه فقط حاج قاسم تکتک راویان کتاب حتی آنهایی که روزی از او دلگیر شدهاند و برای همیشه ترکش کردهاند عاشقانه از او میگویند. چرا؟ چون حوالی احمد جز عشق به خدا و بندههای خدا چیزی نمیتوانستی پیدا کنی!
ما ایرانیها رفقای حاج احمد را خیلی بیشتر از خودش میشناسیم، حاج قاسم، طهرانی مقدم، خرازی، باکری و... او در تمام زندگیاش خودش را پشت رفقایش پنهان کرد. حتی به خانوادهاش توصیه کرد بعد از شهادتش از او نگویند و او را شرمنده بسیجیهایی که فرماندهشان بوده نکنند! برای همین است که همسر شهید بعد از گذشت بیش از بیست سال از شهادت حاج احمد برای اولین بار پرده از عشق پر رنجش برداشته است. عشقی که لحظهبهلحظهاش رنج است و دوری.
خدای جزئیات
ایران چیزهایی دارد که در کل جهان نمونهاش را نمیتوان پیدا کرد. کجای دنیا میتوانی فرمانده ای را پیدا کنی که وسط بزرگترین مسئولیتهایش به فکر تکدرخت نخل وسط میدان پادگان و درختهای توت محوطه آن باشد؟ کسی که نیمی از عمرش را در جنگ و مبارزه گذرانده چه طور میتواند دانه کبوترهای پشت پنجره اتاقش را هیچوقت فراموش نکند؟ چه طور میتواند از آزار یک گوسفند دلش غمگین شود؟ سالها سایه به سایه مرگ زندگی کردن نباید آدم را کمی حداقل کمی سنگ دل کند؟
در حوالی احمد تمام چیزهای متضاد کنار هم دیگر جمع شده است...
مدیر تراز جمهوری اسلامی
دوست داشتن واقعی همه انسانها، حساس بودن به ریزترین مسائل اقتصادی و بیتالمال، توجه کامل به رفاه زیردستها، جدیت و تنبیه در کنار محبت به کارکنان، سرکشی و کنترل کامل زیرمجموعه، تسلط به نقطهبهنقطه محل مدیریت، تلاش شبانهروزی و مهمتر از همه اینها اخلاص و اخلاص و اخلاص.
حوالی احمد کلاس درس مدیریت در جمهوری اسلامی است...
نویسنده خلاق
خانم غفار حدادی پیش از این در یک محسن عزیز و خط مقدم قلم و نگاه متفاوتش به شهدا را اثبات کرده است. این بار هم خانم غفارحدادی یکبار دیگر با خلاقیتی جدید، مدلهای گذشته روایتنویسی را تغییر داده است. او قبل و بعد هر روایت از حال و هوای خودش و راویاش برایمان میگوید. جزئیاتی که باعث میشود، خواننده حوالی احمد حس کند کنار تکتک راویان نشسته است و به چشمهای پر احساس آنها موقع گفتن از حاج احمد نگاه میکند.
حوالی احمد را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
بدون اغراق به تکتک ایرانیان
بعضی از آدمها را اگر نشناسیم بزرگترین ظلم را در حق خودمان کردهایم. احمد کاظمی یکی از این افراد است. این افراد تا وقتی زندهاند حتی اگر ندانیم پشتمان به آنها گرم است و وقتی شهید میشوند تازه دستشان باز میشود که برای دوستانشان سنگ تمام بگذارند.
حوالی احمد چیزی جز عشق و محبت پیدا نمیشود...
قسمت هایی از متن کتاب حوالی احمد
پرسیدم: «حاجی! تکلیف این دشمنیهای خارجی چیه؟ آخرش چی میشه؟ تا کی برامون شاخ و شونه میکشن؟ ما باید چیکار کنیم؟»
حاج احمد هم بلند شد و آمد کنار من ایستاد. لبه پنجرهاش دانه ریخته بود برای پرندهها چند تا کبوتر هم آمده بودند و بدون توجه به ما نوک میزدند. گفت: «جنگ حتمیه علی ما قطعاً یه روز با آمریکا و اسرائیل شاخ به شاخ میشیم . ولی تا اون موقع سه تا بازومون رو باید قوی کنیم. بسیج و موشکی و مهندسی، بسیج یعنی مردم مردم باید باهامون باشن مردم رو نداشته باشیم انگار هیچی نداریم. موشک هم نداشته باشیم دستمون خالی میشه و سریع از پا در میآییم. استحکامات و پناهگاههای مجهز هم باید داشته باشیم که اگه یه روزی جنگ شد، تلفات زیاد ندیم و مردم آسیب نبینن.»
شخصیت احمد جمیع اضداد بود؛ یعنی صفات متضادی را در خودش جمع کرده بود. فرماندهی که هیچ دانشکدهای را قبل از جنگ نرفته بود و هیچ دانش نظامی ای نیاموخته بود بزرگترین صحنههای نبرد را طراحی میکرد و به طراحی هم اکتفا نمیکرد فرماندهی و اجرای آن هم با خودش بود.
جنگ ما ده عملیات بزرگ داشت ناجی محوری شش عملیات آن احمد بود...
در عملیات والفجر 8 وقتی که در فاو مستقر شدیم هلکوپترهای عراقی میآمدند بالای سرمان و به فارسی سلیس میگفتند: «تسلیم شین.»
یک بار حاج احمد از من پرسید: «سید اینا چی میگن؟ بگو ما یه بار تسلیم اسلام شدیم دیگه نمیتونیم تسلیم کس دیگه بشیم.»
به قلم «حانیه هادوینیا»
۷ روز ضمانت بازگشت وجه
ضمانت اصالت کالا
۷ روز هفته ۲۴ ساعته
امکان پرداخت در محل
امکان تحویل در محل
ثبت دیدگاه
دیدگاه کاربران