4%
کتاب یک جعبه پیتزا برای ذوزنقه ی کباب شده - رمان نوجوان امروز نشر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
- ناشر : کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
- تعداد صفحه : 128
- قطع کتاب : رقعی
- نوع جلد : نرم
- سال چاپ : 1399
- دسته بندی : کتاب
- شابک : 9789643917791
محصولات مرتبط
معرفی کتاب یک جعبه پیتزا برای ذوزنقه کباب شده!
حتما تا حالا تجربه اسباب کشی به خانه جدیدی را داشتهاید. یک محله جدید و خانهای که هنوز خاطرهای از آن ندارید به تنهایی برای احساس راحت نبودن کافی است. چه برسد به اینکه یک موجود بالدار وحشتناک هم ساکن آنجا باشد!
هر خانه، یک قصه
کتاب «یک جعبه پیتزا برای ذوزنقه کباب شده» ماجرای یک خانواده سه نفره است. پدر خانواده که دبیر ریاضی است، خیلی به شکل و قیافه هندسی ساختمانها دقت میکند. حالا آقای پدر یک مجتمع به شکل ذوزنقه را برای مستاجری انتخاب کرده. دختر آنا که عکاسی میکند، از محوطه خانه جدید خوشش میآید.
همه چیز به نظر مرتب میرسد تا وقتی که آنها کم کم متوجه میشوند خانه جدید نه تنها در نقشه ساخت، بلکه شب و روزهای عجیب و غریبی هم دارد!
راز قاب عکس
قصه پر از وحشت این خانه از یک قاب عکس شروع شد. مستاجر قبلی عکس دسته جمعی خودش را روی یکی از دیوارهایی خانه جا گذاشته. در آن عکس، پسر بچهای که به نظر چهار پنج ساله میآمد، از یک چیزی ترسیده. وقتی همه با لبخندی گشاد به دوربین نگاه میکنند، او با وحشت به چیزی که پشت دوربین است خیره شده. چیزی که آنا، دختر تازه وارد به خانه هم آن را دیده. با آن سایه بزرگ و بالدارش!
هیس! یک غریبه اینجاست!
زندگی ساکنان جدید این خانه با اتفاقات عجیب همراه شده. از صداهای ترسناک تا بهم ریختن وسیلههای محبوب مامان خانم. اصلا اتفاقاتی که آنا تجربه میکند از آن چیزهایی است که با عقل توجیه نمیشوند و دست و پای آدم از دیدنشان یخ میکند. خواندن کتابشان هم همین طور است. باید با دو سه حبه قند و به مقدار کافی، جرئت آن را مطالعه کنید!
آشپز این ماجرا کیست؟
«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقه کباب شده» به قلم جمشید خانیان نوشته شده. مخاطب این کتاب نوجوانهایی هستند که با مطالعه کتابهای ژانر وحشت کیف میکنند و داشتن چند قطره آدرنالین اضافی در خون، برایشان لذت بخش است!
«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقه کباب شده» از کانون پرورش فکری کودک و نوجوان در 128 صفحه منتشر شده است.
شاید شما، کاشف معمای این خانه ذوزنقهای باشید!
یک لقمه از پیتزای ذوزنقه کباب شده
«کتابخانه تقریبا خالی از کتاب شده بود. کتابها با خاک گلدانهای شکسته و سیدیهای پخش شده، مخلوط شده بود. روی یکی از مبلها جلد پاره شده سیدی فردین خلعتبری را دیدم. واقعا داشت نفسم بند میآمد. بابا با دستهای آویزان و چشمهای مات شده ایستاده بود و چیزی نمیگفت. ولی مامان کم مانده بود جیغ بزند.»
به قلم «رقیه پورحنیفه»
۷ روز ضمانت بازگشت وجه
ضمانت اصالت کالا
۷ روز هفته ۲۴ ساعته
امکان پرداخت در محل
امکان تحویل در محل
ثبت دیدگاه
دیدگاه کاربران