loader-img
loader-img-2
بنر بالا - خرید قسطی
پاتوق کتاب

کتاب پرواز با پاراموتور را دوست دارم! - (داستان فارسی) نشر کتاب جمکران

5 / 3
like like
like like

معرفی کتاب پرواز با پاراموتور را دوست دارم

«پرواز با پاراموتور را دوست دارم» رمانی شیرین و تاثیرگذار برای مخاطب نوجوان است که به قلم روان و صمیمی علی آرمین نوشته شده، با تصویرگری محمدرضا زرقان زیباتر و زنده‌تر شده و به همت انتشارات کتاب جمکران به چاپ رسیده است.
«پرواز با پاراموتور را دوست دارم» روایتی است از تلاش‌های پسری نوجوان که در دل سختی‌ها و محدودیت‌هایش، بی‌وقفه تلاش می‌کند تا به آرزو و خواسته‌اش برسد، روایتی از دوراهی و انتخابی سخت. روایت نوجوانی مسئولیت‌پذیر و خودساخته با چالش‌های فراوان در زندگی...

رویای شیرین پرواز

همان طور که از اسم کتاب پیداست، شخصیت اصلی داستان یعنی عباس، رویای پرواز با پاراموتور را دارد. عباس، پسر نوجوانی است که پدر و مادرش را از دست داده و در یک تعمیرگاه خودرو کار و زندگی می‌کند. پدر عباس در کار تعمیر پاراموتور بوده. روزی مرد میانسالی به دیدن عباس می‌آید که از دوستان پدرش بوده و یک پاراموتور را که احتیاج به تعمیر دارد به او می‌دهد. عباس که آرزویش را در حال تحقق می‌بیند بسیار خوشحال است اما تعمیر پاراموتور مسیر پر‌چالشی دارد...

المپیاد بین‌المللی

ثریا دخترخاله عباس است و با تلاش فراوان توانسته خود را به المپیاد بین المللی ریاضی برساند. اما رفتن به المپیاد که در کشور برزیل برگزار می‌شود، پول زیادی می‌خواهد. اما خانواده‌اش وضع مالی خیلی خوبی ندارند و از پس مخارج سفر او بر نمی‌آیند. ثریا به زبان انگلیسی مسلط است و در تعمیر پاراموتور کمک زیادی به عباس می کند و حالا عباس...

دو راهی سخت

عباس در دو راهی سختی گرفتار است؛ با مشقت فراوان، پولی برای تعمیر پاراموتور پس‌انداز کرده و حالا باید بین خواسته قلبی خود و کمک به ثریا یکی را انتخاب کند...

چرا رمان «پرواز با پاراموتور را دوست دارم» ارزش خواندن دارد؟

نوجوان با خواندن این داستان، ارزش تلاش کردن، مسئولیت‌پذیری و از خودگذشتگی را می‌آموزد؛ تلاش کردن برای رسیدن به آرزو‌ها و خواسته‌ها، آن هم در محدودیت‌های اقتصادی از مهم‌ترین محور‌های داستان است. همچنین نوجوان یاد می‌گیرد که نوجوانی سن انتخاب‌های بزرگ است؛ انتخاب‌هایی که می‌تواند کل زندگی‌اش را تحت تاثیر قرار‌دهد. 

بخشی از متن کتاب

«سیم گاز پاراموتور را در دست گرفت و زیر لب زمزمه‌ای کرد. ساسات را کشید. دکمه استارت را زد. اتفاقی نیفتاد. باز هم استارت زد. ملخ به کار نیفتاد. بار سوم و چهارم هم امتحان کرد، ولی فایده ای نداشت. کنار صندوق نشست‌. سرش را به دیوار خشتی تکیه داد و به آب شدن شمع ها نگاه کرد...»

به قلم «فاطمه‌معصومه منیری»

ثبت دیدگاه

دیدگاه کاربران

اولین کسی باشید که دیدگاهی برای "پرواز با پاراموتور را دوست دارم! - (داستان فارسی)" می نویسد
۷ روز ضمانت بازگشت وجه ۷ روز ضمانت بازگشت وجه
ضمانت اصالت کالا ضمانت اصالت کالا
۷ روز هفته ۲۴ ساعته ۷ روز هفته ۲۴ ساعته
امکان پرداخت در محل امکان پرداخت در محل
امکان تحویل در محل امکان تحویل در محل
طراحی فروشگاه اینترنتی توسط آلماتک